درباره سایت


به سایت گروه دانشکده حقوق خوش آمدید.مطالب مندرج در این وبگاه جهت استفاده فارغ التحصیلان و دانشجویان رشته حقوق طراحی و مختص به تحقیقات و مطالب درسی در مقاطع کارشناسی کارشناسی ارشد و دکتری بوده و به هیچ حزب یا گروهی وابسته نمیباشد.
موضوعات
پیشنهادهای دانشکده حقوق
دوشنبه 27 آبان 1392 :: 21:34 :: نويسنده : studentrights

زبان عمومی

 

Grammatical units

جمله

Sentence

شبه جمله

Clouse

عبارت

Phrase

کلمه

word

 

Grammatical units

کلمه

Word

فعل

Verb

فاعل

Subject

مفعول

Object

صفت

Adjective

قید

Adverb

اسم

Noun

ضمیر

Pronoun

حرف اضافه

preposition

 

Personal pronouns(ضمائر شخصی): subjective p.(ضمایر فاعلی) = I- He/She/It-you-They

                                                              Objective p.(ضمایر مفعولی)= me-you-her/him/it-us-you-them

مثال)

1-      Give me your pen

2-      I told you the troth

3-      I hit him

4-      We dance with them

توضیح اینکه بعد از هر   perposition  ، objective  می آید .

Reflexive pronouns (ضمایر انعکاسی) & emphatic pronouns (ضمایر تاکیدی)

Our selves

My self

Your selves

Your self

Them selves

It/him/her self

مثال)

1-      I want to do that my self

2-      Is it your self

3-      She is not herself today

Possesive pronouns (ضمایر ملکی)

Own

My

Your

Your

Their

Her/him/its

 

مثال)

1-      I cut myself with knife

2-      She bought herself a new scarf

3-      You introduced your self/your selves

4-      I give myself cafidance again

5-      He killed himself

ضمیر تاکیدی یا بر فاعل تاکید میکند یا بر مفعول (emphatic pronouns  )

1-      (فاعل) I like mary myself but my mother doesnt the her 

2-      (مفعول) I like sare her self but I dont like her ideas

3-      I gave you all these example my self

4-      I myself saw that car accident itself

5-      I had the car accident myself

6-      Please give me your telephon number

7-      Pleas tell him to call me

8-      I like pizza myself but my familly dont like it

9-      Give me your pen

10-   He is looking for his friend but he cant find him

11-   I want to buy a cup of tea for myself

12-   I need her help/I need her

Look

نگاه کردن

Traditional

سنتی

Look up

مراجعه کردن

Tradition

سنت

Look after

مراقبت کردن

Habit

عادت

Customer

خریدار/مشتری

Spank

ضربه به پشت

Custom

آئین – سنت

Hit

ضربه

Accustom

عادت کردن

Hurt

صدمه زدن

Disaccustom

ترک عادت کردن

Hurtful

جریحه دار شدن – دردناک

customery

عادی – متداول

Heart

قلب

Luck

یمن – شانس

Hate

متنفربودن

Lucky

خوشبخت

Prick

خراش

Luckily

خوشبختانه

Needle

سوزن

Hard-luck

بدبخت – بدشانس

Prickly

خراشیده شده

luckless

بدبخت

Grow

ترقی کردن – رشد کردن

Growth

پیشرفت – ترقی – رشد

Circle

دایره

Grown

رشد کرده

Square

مربع

Grown-up

بالغ

Trugle

مثلث

Rectangle

مستطیل

Oral

بیضی

Diamond

الماس – لوزی

Con

مخروط

Cylinder

استوانه

Country

کشور – ییلاق

Countryman

هم میهن

State

دولت/ملت/ایالت

City

شهر

Avenue

خیابان(شمالی/جنوبی)

Town

شهر

Street

خیابان(شرقی/غربی)

Village

دولت

Alley

کوچه

Province

ایالت

Lain

کوچه

Outskilts

حاشیه – حومه

Boulevard

بلوار

Countryside

حومه

Line

خط مسیر

Oldcountry

ارپا

Oldcountry

اروپا

Outskilts

حاشیه – حومه

Plus

مثبت (+)

Countryside

حومه

Minus

منفی (-)

Area

ناحیه

Add

جمع کردن – اضافه کردن

Border

مرز

Divid

تقسیم کردن

District

حد

Multyply

ضرب کردن

Subtract

منها کردن

sentence

جمله

 

Chapter One (Birthday)

PRE-READING QUESTION:

1-      What do you see in the picture?

  • She has blown one of candles out
  • I see a little happy girle with a cake & candle on it , on her birthday

2-      How is the birthday in the piucture different from a birthday in your country?

  • There is not any different between the birthday in the picture & the birthday in my country
  • It has no different

3-      Do you like birthdays? Why or why not ?

  • No,i dont like birthday because i depress always

مثال کلاسی)

1-      How do you celebrate your birthday?

  • I buy a cake , i invite my frinds
  • The whol room started to sing the birthday song

2-      What did you got on your last birthdayas a gift?

  • I got a puppet (عروسک)

She opens her gift = she unwrap the gifts (wrap: کادو کردن – پیچیدن)

He misses my birthday / he forgot my birthday (forgot:فراموش کردن)(miss: ازدست دادن)

I got no presents (هدیه)

Sorry,i clean forgot about your birthday  (چیزی را کاملا فراموش کردن )

I cant belive , his birthday is coming around (به این زودی رسیده)

  • Where were you born? I was born in ...
  • When were you born ? i was born 18 years ago / i was born on mordad 13th

He was born tobe sth a lawyer(اون بدنیا اومده که ... – استعداد ذاتی )

sth  = something

when sara was born , her father was on cloud nine (در ابرها سیر کردن )

tobe + on cloud nine (در ابرها سیر کردن )

                      it was just last midnight  that baby arrived (نیمه شب گذشته)

3-      How old were you on your last birthday ? (تولد قبلیت چند سالت بود )

  • It was a realy very kind of you that remembered my birthday (ممنون که تولد منو فراموش نکردی )
  • I felt bad about missing your birthday
  • On her 80th birthday,she decked herself out in a cowgirl outfit
  • I give a hint a bout what i need (راهنمایی – اشاره کردن )

To make too much of somthing = چیزی را بزرگ کردن – بزرگنمایی

Celebrate

جشن گرفتن

Celebration

جشن

Talent

خدادادی

Wrap

کادو کردن – پیچیدن

Belated card

کارت دعوت

Miss

ازدست دادن

Forgot

فراموش کردن

Felt bad

احساس بد

Cowgirl

دخترگاوچران

Outfit

ظاهر

Blowup

نابودکردن

Blowoff

بی اعتنایی

Blowdry

با دمیدن خشک کردن

Blow sth out

فوت کردن چیزی برای خاموش کردن

Spirit

ارواح بد

Candle

شمع

Reason

دلیل - استدلال

Special

ویژه – خاص



جمعه 24 آبان 1392 :: 13:41 :: نويسنده : studentrights

انواع رژیمهای دموکراتیک :

1-رژیم دموکراتیک مستقیم : در این رژیم مردم که خود صاحب اصلی قدرت سیاسی هستند ، خود در وضع قانون و اجرای آن مشارکت دارند.(یونان)جمعیت کوچک – جامعه کوچک (روستا و کدخدا)

2-رژیم دموکراتیک غیر مستقیم (نمایندگی) بخاطر مشکلات عملی دموکراتیک مستقیم مردم از میان خود افرادی را اتخاب میکنند تا به نمایندگی از آنها اعمال حاکمیت نماید و پاسخگوی عملکرد خود در برابر مردم هستند .

3-رژیم دموکراتیک نیمه مستقیم : از پیوند دموکراسی مستقیم و غیر مستقیم رژیم دموکراتیک نیمه مستقیم بوجود می آید .یعنی در این نوع دموکراسی مردم و نمایندگان آنها با یکدیگر در اجرای قدرت سیاسی مشارکت دارند .

انواع رژیمهای دموکراتیک نیمه مستقیم :

1-      پله بیسیت ) چنین شیوه ای معمولا توسط مقامات ارشد سیاسی صورت میگیرد . برای سنجش میزان مقبولیت حاکم و افکار او طرح یا ایده ای از ناحیه وی بمعرض عمومی گذاشته میشود .

2-     همه پرسی یا رفراندوم ) رجوع به آرای عمومی و مشورت گرفتن مستقیم از مردم در مورد وضع قانون یا تعبیر قانون یا اصلاح آن و همچنین نظر شهروندان در مسایل مهم مملکت را همه پرسی گویند .

3-     ابتکار عام ) هرگاه به مردم حق داده شود که با اکثریت خاص پیشنهاد وضع قانون را به پارلمان ارائه نمایند ابتکار عام نامیده میشود .

4-     گزینش گری ) در این شیوه چند انتخاب از ناحیه حاکمان پیش روی مردم قرار میگیرد که در ارتباط با موضوع خاص می باشد و شهروندان مختارند که انتخاب کنند .

5-     وتوی عمومی ) نوع دیگری از حکومت دموکراتیک نیمه مستقیم وتوی عمومی است . در صورتیکه بشهروندان حق داده شود تا نسبت به تصمیمات اتخاذ شده توسط فرمانروایان و بویژه مقامات قانونگذاری مخالفت نمایند ، به مردم حق وتو داده شده است .

انواع کشورها )

1-تک بافت ( بسیط ) ساده – پیچیده

2-چند پارچه (مرکب)

کشور تک بافت (بسیط) : دارای مرکز واحد عملکرد سیاسی هستند . توسط شخص واحد یا دولت مرکزی اداره میشود . یک قانون اساسی قلمرو حاکمیت کشور را احاطه و پوشش داده است مثال ایران – اسپانیا – یونان – پرتغال – مصر

مشخصات دولت بسیط :

1-وحدت ساختار دارند : تشکیلات سیاسی اعم از قانونگذاری ، اجرایی و قضایی در یک سیستم حکومتی ظهور دارد

2-وحدت جمعیت یا ملت : جمعیت و ملت بطور یکسان تحت فرمانروایی قدرت سیاسی مرکزی است . تصمیمات فرمانروایان را همه فرمانبرداران بطور متساوی مجبور بتبعیت هستند

3-وحدت بسیط : سراسر قلمرو فضایی ، جغرافیایی سرزمین در تبعیت دولت مرکزی باشد . از تجمع واحدهای فئودال نشین (زمین داران) یا ملوک الطوائف بوجود آید .

انواع کشورهای تک بافت پیچیده :

1-تک بافت ساده : همه تصمیمات در دولت مرکزی گرفته میشود . واتیکان

2-تک بافت پیچیده : برای تسهیل کارها دست به تقسیمات اداری زدن

شرایط دولت تک بافت پیچیده :

1-عدم تراکم اداری : تنفیذ بعضی از کارهای اجرایی و اداری از سوی دولت مرکزی در میان نهادهای مرکزی و محلی مثل استاندار- فرماندار – شهردار – بخشدار

2-عدم تمرکز یا تمرکز زدایی اداری: در این روش به نهادهای محلی مثل انجمن  و شوراها از سوی قانونگذار مرکزی اختیاراتی داده میشود تا تصمیم گیریهای اداری در محل داشته باشند.

ویژگیهای کشورهای بسیط :

1-انواع ارگانهای تصمیم گیری و مراکز ویژه هم در سطح مرکز و هم در سطح واحدهای اجرایی است یعنی بگونه ای خودگردان محلی محسوب میشوند .

2-مقامات محلی در کشورهای بسیط دولت مرکز نوعی ولایت بر مقامات محلی دارد

شرایط نظام عدم تمرکز تا تبدیل به خودمختاری نشود :

1-خودمختاری اعطایی از طرف دولت مرکزی به واحدهای محلی هر لحظه به قانون محدود میشود

2-اختیارات غیر متمرکز محلی صرفا خصلت اداری دارد نه سیاسی

3-تقسیمات محلی مثل استان شهرستان ، شهر ، ده یا روستا با اراده قانونگذار است و بهیچ عنوان به آن دولت کشور نمیتوانیم بگوییم چون اختیارات آنها مدیریتی است نه حکومتی

4-وحدت انضمامی : کشورهای تک بافت یا بسیط قانونگذار واحد دارند ولی قانونگذاری متفاوت دارند . یعنی یک قوه مقننه مرکزی دارند اما بتناسب و شرایط بخشهای مختلف کشور قواعد صادره از قوه مقننه در همه جا یکسان اجرا نمیشود .

5-منطقه گرایی : کشورهای بسیط معمولا یه استانها ، شهرستانها و بخشها تقسیم میشود .

کشورهای چند پارچه یا مرکب :

این کشورها دارای چند مرکز عملکرد سیاسی می باشند .

انواع دولتهای مرکب :

1-اتحاد شخصی : اگر دو یا چند کشور پادشاهی ضمن حفظ شخصیت حقوقی سیاسی خود دارای یک پادشاه باشند اتحاد شخصی گویند .

ویژگیهای اتحاد شخصی :

1-چند کشور که از یک سازمانبندی داخلی و صلاحیت بین المللی متمایزند

2-زیر چتر حمایت یک پادشاه هستند

3-وابسته بودن سرنوشت این کشورها به شخص معین (پادشاه) بستگی دارد

4-اتحاد آنها نمیتواند همیشگی باشد چون رو به استبداد میرود

2-کشورهای مرکب (اتحاد واقعی ):

وقتی که دو یا چند کشور پادشاهی سلطنت یک پادشاه را بپذیرند یا فقط ساختارهای سیاسی داخلی خود یا قبول یک رئیس مملکت مشترک موروثی

ویژگیهای کشور مرکب اتحاد واقعی :

1-      به یک پادشاه اکتفا نمیکنند

2-     موجبات و اسباب اتحاد با سازمان حکومت مرکزی را دارند

3-     یگانگی در روابط خارجی

4-     از لحاظ دفاع ملی و مسائل مالی نیز وحدت دارند

5-     در قانونگذاری و بعضی از مسائل دیگر با یکدیگر متمایز هستند .(اطریش و مجارستان)

  
 کنفدراسیون ( اتحاد دولتها ) :  

هرگاه چند کشور مستقل به هدف پایدار ماندن و نیرومند شدن خود در زمینه های دفاعی ، اقتصادی ، نظامی با یکدیگر اشتراک مساعی داشته باشند و طی یک معاهده با خصلت بین المللی میزانی از حاکمیت خود را به یک سازمان مشترک مرکزی بسپارند ، یک کنفدراسیون تشکیل شده است .



دوشنبه 20 آبان 1392 :: 13:47 :: نويسنده : studentrights

نکته )

ماده 336 ) دلال میتواند در رشته های مختلف دلالی نماید ولی امروزه عملا با تخصصی شدن امور چنین امری غیر ممکن شده است .

ماده 337 ) دلال امین است و لازمه امین بودن صداقت . دلال نباید موجب گمراه شدن طرفین معامله شود . دلال ممکن است یک یا دو آمر داشته باشد یعنی ممکن است برای یک طرف دلالی کند .همچنین ممکن است برای دوطرف دلالی کند . دلال باید نسبت به آمر خود و طرف معامله صداقت را رعایت نماید لذا علاوه بر آمر در مقابل طرف معامله هم مسئول است . باید توجه داشت بروز هرگونه مخفی کاری و بکاربردن تقلب که نافی نقش امانت است نیاز به اثبات دارد.

ماده 338 ) بنا به ماده 338 دلال واسطه است و حق قبض یا پرداخت ثمن و پول را ندارد هرچند پرداخت دین از طرف غیر مدیون جایز است اما پرداخت کننده زمانی میتواند به مدیون مراجعه کند که از طرف او اذن در پرداخت داشته باشد . نتیجه میگیریم اگر دلال پولی پرداخت کند و اجازه ای از طرف معامله ( مدیون) نداشته باشد نمی تواند مبلغی را که پرداخت کرده طلب نماید و لذا تنظیم اجازه نامه کتبی لازم بنظر میرسد .

ماده 340 ) گاهی معامله از روی نمونه است . در اینجا دلال نمونه را بخریدار نشان میدهد و خریدار با رویت نمونه اقدام بر انجام معامله می نماید که بروز اختلاف راجع به کیفیت و ویژگیهای نمونه دور از ذهن نیست . بهمین منظور قانون پیش بینی کرده که جهت رفع اختلافات احتمالی دلال باید نمونه را تا پایان معامله نزد خود نگه دارد . البته طرفین معامله میتوانند دلال را از این امر معاف نمایند همچنین در مواردیکه سفارشات فنی می باشد باید مشخصات فنی بطور دقیق در قرارداد قید شود .

ماده 341 ) اگر دلال بجواز ماده 336 برای چند آمر یا در رشته های مختلف فعالیت نماید موظف است آمرین را از این امر مطلع نماید و در صورتیکه بر اثر دلالی دلال برای چند آمر یا دلالی در رشته های مختلف ضرر و زیانی متوجه احدی از طرفین شود اعاده ضرر ممکن است . همچنین باید توجه داشت اگر دلال آمرین را مطلع نکند معاملاتش در این زمینه باطل نیست و فقط اگر بعلت تمایل دلال به یک آمر خاص یا بیک رشته خاص کسی ضرر کند مسئول جبران ضرر است .

ماده 342 ) اگر معامله با وساطت دلال انجام شود و امضاء اسناد در حضور دلال انجام شود ، دلال ضامن صحت امضاهاست یعنی دلال باید افراد اصلی را جهت امضاء اسناد حاضر کند نه اینکه افرادی دیگر بجای اصیل امضاء جعلی بزنند .

ماده 343 ) دلال ضامن اجراء تعهد طرفین نیست بعبارت دیگر چنانچه طرفین بتعهدات خود عمل نکنند دلال ضامن نیست مگر تعهد کرده باشد . 



دوشنبه 20 آبان 1392 :: 13:44 :: نويسنده : studentrights

قدرت اجبار کننده و اعتبار قانون :

1-      اجرای مستقیم قانون :

نخستین وظیفه قوه مجریه در برابر قانون تهیه آئین نامه های اجرایی آن است بطوریکه اجرای قانون بدینوسیله تعطیل یا توقیف نشود . هیئت وزیران مکلف است با تدوین آئین نامه های سازمانهای اجرایی قانون را تشکیل داده و مامورین لازم را بکار بگمارد . در زمینه تخلف در این مورد قانون مجازات اسلامی مقرر داشته هریک از مستخدمین دولتی در هر مرتبه و مقامی که باشند هرگاه برای جلوگیری از اجرای اوامر کتبی یا اجرای قوانین مملکتی یا اجرای احکام دادگاهها یا هرگونه امری که از طرف مقامات قانونی صادر شده باشد ، قدرت رسمی خود را اعمال ننماید از خدمت منفصل میشود .

2-      اجرای آرای محاکم :

قوه مجریه مکلف است احکام دادگاهها در امور کیفری و حقوقی را اجرا کنئ و نمی تواند به این بهانه که تفسیر دادگاه از قانون نادرست است از اجرای قانون و اوامر آن مرجع شانه خالی کند و در مواردی که اجرای قانون بطور مستقیم با مامورین اداری است خواه ناخواه ایشان هم باید قانون را تفسیر نمایند .

یعنی در موارد اجمال معنای درست آنرا تعیین و اجرا نماید اما اینگونه تفسیرها در برابر حکم دادگاه بی ارزش است و چنانچه مقام قضایی نظر دیگری را در مورد خاص اتخاذ نمایند ، مامورین اداری موظف به تبعیت از آن می باشند .

3-      تعیین آئین نامه ها و تصویب نامه ها با قوه مجریه است :

قوه مجریه می تواند تصمیماتی که قبلا جهت انجام امور اجرایی ، آئین نامه ها و تصویب نامه ها اتخاذ کرده است را در حدود قوانین تغییر دهد .

ارتباط حقوق و دولت بسیار زیاد است . این نزدیکی آنچنان است که برخی ادعا دارند حتی مناسبات عادی و قواعدی که مردم در اجتماع تشکیل می دهند نیز نیازمند مهر تایید دولت است . بعبارت دیگر اجرای رسوم و عادات اجتماعی هم تایید دولت را می خواهد اما با وجود این رابطه ناگسستنی باید تصریح کرد که این حقوق است که حاکم بر دولت است و شیوه استفاده از قدرت را معین میکند . هیچ دولتی نه تنها حق تجاوز به قانون اساسی را ندارد بلکه قواعدی که خود وضع می کند نیز باید پایبند باشد .

تعریف قانون ماهوی و شکلی :

قوانینی که شرایط ایجاد و زوال و انتقال حق فردی را معین میکند قوانین ماهوی یا موجه حق می نماید و به قواعدی که ناظر بصورت خارجی اعمال حقوقی و تشریفات دادرسی و اثبات دعوی می باشد قوانین شکلی می گویند لذا مواردیکه شرایط اساسی صحت معاملات یا میزان قابل تصرف در وصیت و سهام وارثان یا قواعد جرائم را تعیین می کند قواعد ماهوی می نامند و مقررات مربوط به رسیدگی به امور حقوقی و جزائی و تشریفات اسناد رسمی در زمره قواعد شکلی می باشند.

درجات اجبار ناشی از قانون :

قانون از حیث درجه اجبار بدو دسته امری و تکمیلی تقسیم می شوند . قوانین امری قوانینی هستند که بنظم عمومی ارتباط دارند و امکان توافق خلاف آنها وجود ندارد . قانون مجازات اسلامی ، قانون اساسی ، قانون کار و قانون آئین دادرسی کیفری و مدنی از قوانین امری بشمار میروند اما قوانین تکمیلی قوانینی هستند که با نظم عمومی ارتباط و مغایرت ندارند و اگر خلاف آنها توافق شود چون بنظم عمومی اخلالی وارد نمیکنند صحیح و قابلیت اجرا دارند .

قوانین تفسیری از جمله قوانین تکمیلی هستند . در قانون مدنی قراردادها عمدتا تکمیلی هستند و مابقی مقررات قانون مدنی مانند خانواده ،ارث و وصیت امری می باشد . در تفکیک قوانین امری از تکمیلی اصل بر امری بودن قواعد است . بعبارت دیگر در مقام ابهام در تشخیص امری یا تکمیلی بودن یک مقرره قانونی اصل بر امری بودن آنست .

نسخ قانون :

نسخ قانون بدو صورت صورت میگیرد : صریح و ضمنی

در نسخ صریح قانونگذار صراحتا اعلام مینماید قانون خاصی فسخ شده است و از اعتبار ساقط است اما در نسخ ضمنی قانونگذار با تصویب قانون جدید که مغایر با قانون قبلی است ، قانون قبلی را فسخ می کند .

حالتهای چهارگانه بین قانون مقدم و قانون موخر :

1-      قانون مقدم و قانون موخر خاص می باشند :

در این مورد قانون موخر قانون مقدم را فسخ ضمنی می کند . مثلا قانون مقدم می گوید دانشجویان رشته حقوق از پرداخت شهریه معافند اما قانون موخر بیان میدارد که دانشجویان رشته حقوق دو برابر شهریه بدهند . در این تقابل قانونی فرضی ، قانون موخر نسخ ضمنی نمود.

2-      قانون مقدم و موخر عام می باشند :

در این مورد قانون موخر قانون مقدم را نسخ ضمنی نمیکند .

3-      قانون مقدم عام و قانون موخر خاص باشد :

در این حالت قانون خاص قانون عام را نسخ جزئی می کند.

4-      اگر قانون مقدم خاص و قانون موخر عام باشد دو حالت وجود دارد :

الف ) قانون عام موخر قانون خاص مقدم را نسخ میکند یا اینکه در شرایطی قانون عام در مورد قانون خاص اجرا نمیشود .



دوشنبه 20 آبان 1392 :: 00:17 :: نويسنده : studentrights

لایحه آئین دادرسی جدید سال 92 را از این لینک میتوانید دانلود نمائید . لازم بذکر است که در هنگام بازشدن صفحه به گوشه سمت چپ بالای صفحه رفته و در کنار ایکون پرینتر ، آیکون فلش را انتخاب نمائید .

لینک دانلود :

http://www.lawtest.ir/download/layehe-A.D.K-aban92-akharin-eslah.pdf



دوشنبه 20 آبان 1392 :: 00:03 :: نويسنده : studentrights

(اهمیت انتخاب موضوع)      

منظور از موضوع گزارش یا نوشته همان زمینه مطالب نوشته شده است که باید با دقت و اجمال آنرا برگزید بنحوی که خواننده با یک نگاه زمینه گزارش را تشخیص دهد و چون محتوای گزارش را خواند همان پیغامی را دریافت کند که ازدون موضوع آنرا گرفته وو نویسنده گزارش یا نامه همان را میخواسته است . هنر انتخاب موضوع بصورت شناخت هدف ، احاطه بر طرح و آگاهی از محتوایگزارش است .

طرح موضوعی در نگارش )

نوشته ها غالبا دارای وانهای اصلی و فرعی است همانطور که در خصوص توالی منطقی مطالب و تسلسل آنها دقت بسیار لازم است ، ربط منطقی عنوانهای اصلی و فرعی نیز در نگارش بسیار اهمیت دارد .

نکات اساسی در طرح تقسیم بندی و شماره گذاری عنوانها )

طرح موضوعی گزارش یا نوشته باید بگونه ای باشد که

با یک نظر بتوان عنوانهای اصلی و فرعی را از هم بازشناخت و سیر منطقی مباحث را ملاحظه کرد . انتخاب و استفاده از عنوانها در گزارش بمنزله نقشه راه است . برای مسافر تا بتواند راه خود را از میان انبوه مطالب به آسانی پیدا کند و پیغام نویسنده را بروشنی دریابد . هم طرح موضوع گزارش باید بترتیبی باشد که با فهرست مطالب نوشته مطابقت کامل داشته باشد و هرعنوان محتوای خود را تایید کند .

راهنمای نگارش :

راهنماهای نگارش مجموعا در 14 مورد خلاصه میشود :

1-      فکر کردن پیش از نوشتن

2-      توجه به هدف ، موضوع و طرح ربط منطقی مطالب

3-      در نظر گرفتن خواننده

4-      جمله و نحوه کوتاه کردن آن

5-      بند یا پاراگراف و نحوه استفاده از آن

6-      ترجیح ساده نویسیس بر پیچیده نویسی

7-      پرهیز از بکاربردن لغات و ترکیبهای دور از ذهن

8-      رعایت قواعد دستور زبان

9-      پرهیز از بکاربردن افعال در وجه معلوم بجای معلوم : مجهول مانند درخواست میکنم یا پیشنهاد مینماید و مجهول مانند درخواست میشود ، پیشنهاد میگردد

10-   بکار بردن لغات و اصطلاحات یا عباراتی که معنای قطعی دارند

11-  بیان حقایق بی آنکه قصدی در برانگیختن احساسات داشته باشیم

12-  نوشتن بقصد رساندن پیام بسرعت ، صحت وروشنی ( و نه بصورت متکلف توصیفی یا ادیبانه)

13-  رعایت نشانه ها و نکات مربوط به نشانه گذاری

14-  رعایت شیوه خط فارسی و آشنایی با آئین نگارش

نشانه گذاری و اهمیت آن در نگارش :

ما بوسیله زبان و نوشتن پیامهای خود را بدیگران میرسانیم . لیکن این وسیله به تنهایی برای بیان حالات درونی و مفاهیم ذهنی نارسا است . برای جبران این نارسایی در مرحله نگارش از نشانه ها و اشارات قراردادی و بین المللی بهره میگیرند . بنابراین نوشتن که عبارتست از نمایش دادن کلام بوسیله حروف و ترکیبات گوناگون آن با استفاده از نشانه های نگارش روح و روان خاصی پیدا میکند . اهمین نشانه ها در نگارش بویژه در اینست که کاری را که الفاظ و واژه ها از بیان و نگارش آنها عاجز است بروشنترین صورتی انجام میدهد . بکمک همین اشارات کوچک است که پیغام روشنتر به خواننده میرسد .

1-      فواید بدرست و آسان خواندن مطلب کمک میکند

2-      طرز لحن و آهنگ سخن و بسیاری از عواطف تند و ملایم نویسنده را بخواننده میرساند

3-      موارد درنگ بین سطرها را بسبب روشنی بیان مشخص میسازد

4-      همبستگی بین مطالب و همچنین جدا ساختن بخشهایی از سخن را آسان میکند

5-      معانی الفاظ عبارات و کلمات را بروشنی می نمایاند . فکر نویسنده را به آسانی و سرعت بخواننده منتقل و پایه های اعتماد و اطمینان میان آنها را استوار می سازد

نشانه های جمله :

1-      نقطه ( . )

در پایان هر جمله ( چه ساده و چه مرکب ) که دارای معنای کامل و آهنگ خاتمه باشد و بتواند پس از آن کاملا درنگ کرد نقطه گذاشته میشود . از روی نقطه می توان دریافت که فکر نویسنده درباره یک مطلب تمام شده است . مقال : خواستن توانستن است . کسانی موفق هستند که هرروز پیش میروند . فردا به ماموریت میروم .

یادآوری ) پس از جمله های غیر مستقیم امری یا پرسشی که مطلب بصورت نقل یا روایت از کسی خبر داده شود نقطه میگذارند . شاگردم پرسید که آیا تاکنون در دانشگاه تدریس کرده ام . دوستم گفت که چرا آن کتابت را برایش نیاورده ام .

2-      دونقطه ( : )

از دو نقطه برای نقل قول مستقیم استفاده میکنند . غالبا این نشانه پس از صیغه های گفتن می آید و متن پرسش و پاسخ در گیومه قرار میگیرد . دوستم پرسید : " چند سال داری ؟" گفتم :" سی سال "

3-      نشانه پرسش ( ؟ )

این نشانه پس از جمله های پرسش می آید . در چه رشته ای تحصیل کرده ای ؟ آیا در آزمون سراسری شرکت خواهید کرد؟

نکته ) جمله پرسش همیشه محتاج پاسخ است اما گاهی قصد گوینده از پرسیدن دریافت پاسخ نیست . بلکه خود پاسخ جمله را میداند ولی میخواهد مقصودش را با تاکید بیشتری در ذهن مخاطب جایگزین سازد . این نوع پرسشها را پرسش تاکیدی یا استفهام تاکیدی گویند و پس از پایان چنین جمله هایی علاوه بر نشانه پرسش علامت تعجب نیز میگذارند . آیا بی مدیریت میتوان زندگی کرد ؟! هیچ از خدا نمی ترسی ؟!

4-      نشانه گیومه ( " " )

این نشانه برای نقل قول مستقیم بکار میرود . استادم گفت :" برای شرکت در مراسم بزرگداشت سعدی بشیراز خواهم رفت ." از این نشانه برای جلب توجه بیشتر خواننده به واژه اصطلاح یا مفهومی و نیز برای تمایز اسامی و لغات خاص استفاده میکنند . " امثال و حکم " نام کتابی است معروف اثر شادروان " علامه دهخدا" پیرامون " مثلها ، پندها و گذیده ها"

5-      نشانه ویرگول ( ، )

هرجا درنگ کوتاه لازم آید میتوان از این نشانه استفاده کرد . با این نشانه از تکرار دو حرف عطف یا ربط "واو" و " با" بی نیاز میشویم و با کمک آن میتوانیم چند واژه یا جمله را بدنبال هم بیاوریم به ترتیبی که خواننده مطلب را تمام شده نپندارد . مثال : یکی از مهمترین مباحث مدیریت ، مبادله اطلاعات ، انضباط پایدار و مسئولیت و اختیار است . کارکنان دانشگاهها موظفند طرح تمام وقت ، نیمه وقت یا ربع وقت بپذیرند .

6-      نشانه ویرگول نقطه



یکشنبه 19 آبان 1392 :: 23:59 :: نويسنده : studentrights

جهد – استفهام :

تعریف جهد در لغت بمعنای انکار است و در اصطلاح به مضارعی که بر سر آن ( لم ) درآمده باشد گویند . در اینصورت مضارع معنای ماضی منفی پیدا میکند نند : یذهب (میرود) لم یذهب ( نرفت )

طریقه ساختن آن :

1-      لم بر سر مضارع درمیآوریم

2-     آخرش را جذم می دهیم

صرف جهد فعل نصر-ُ (یعنی مضارع عین الفعلش –ُ باشد)

 

غایب مذکر 

1-      مفرد

یضرب

لم یفعُل

2-      مثنی

یضربان

لم یفعلا

3-      جمع

یضربون

لم یفعلوا

 

 

غایب مونث

4-      مفرد

تضرب

لم تفعُل

5-      مثنی

تضربان

لم تفعلا

6-      جمع

یضربن

لم یفعلن

 

 

مخاطب مذکر 

7-      مفرد

تضرب

لم تفعُل

8-      مثنی

تضربان

لم تفعلا

9-      جمع

تضربون

لم تفعلوا

 

 

مخاطب مونث 

10-  مفرد

تضربین

لم تفعلی

11-  مثنی

تضربان

لم تفعلا

12-  جمع

تضربن

لم تفعلن

 

 

متکلم 

13-  وحده

اضرب

لم افعُل

14-  مع الغیر

نضرب

لم نفعُل

 

تبصره : گاهی بجای لم ، لما بکار برده میشود که در اینصورت اثر معنای فعل تا بحال باقی است بر خلاف لم . مثلا اگر گفته شود لم یدخُل(یعنی داخل نشد) ولی اگر گفته شود لما یدخُل( هنوز داخل نشده) ممکن است بعدا داخل شود و یا نشود .

استفهام )

تعریف استفهام : در لغت بمعنای پرسش است و استفهام به فعلی گفته می شود که بوسیله آن از انجام کاری یا پدید آمدن حالتی سوال می شود .

طرزساختن : فقط یک همزه (ا) یا (هل) بر سر فعل مضارع درمی آوریم و آخرش را تغییر می دهیم مانند یعلم (میداند) ایعلم (آیا میداند) یکتب (مینویسد) هل یکتب (آیا می نویسد)

فعل نفی – نهی )

نهی در لغت بمعنای بازداشتن است و در اصطلاح به فعل که بر بازداشتن از انجام کاری یا پدیدآمدن حالتی دلالت کند اطلاق میشود . درست بر عکس امر مانند لایضرب(نزن) لا تضحک ( نخند)

طرز ساختن فعل نهی :

1-      یک لا بر سر فعل مضارع درمی آوریم

2-      آخرش را جزم می دهیم ( بجز صیغه های 6 و 12 )

فعل نفی )

نفی در اصطلاح به فعلی گفته میشود که بر انجام نگرفتن کاری یا پدید نیامدن حالتی دلالت کند مانند لایذهب (نمیرود)

طرز ساختن نفی :

فقط یک ( لا) بر سر مضارع می آوریم و به آخرش دست نمیزنیم ما: ینصر (یاری میکند) لا ینصر (یاری نمیکند)



جمعه 17 آبان 1392 :: 22:22 :: نويسنده : studentrights

سوال ) مالک سگ آنرا به پارک برده و قلاده نبسته و سگ آزاد بوده و بچه ای سگ را تحریک میکند که سگ به آنطرف خیابان رفته و راننده خودرو برای تصادف نکردن با سگ به عابر میزند و عابر در اثر اشتباه پزشک میمیرد .مسئولیتها را بنویسید .

پاسخ :

1-سگ فاقد شخصیت و تنها قانونگذار قوانین حمایتی آنهم نه برای حمایت از حیوانات بلکه برای حمایت منافع افراد جامعه پس فاقد مسئولیت کیفری و مدنی است .

2-مالک سگ وظیفه حفظ آنرا داشته و چنانچه تخلفی از این باب نموده میبایست قانونی مبنی بر قلاده بستن حیوانات در معابر عمومی وضع و چنانچه در معابر تابلوی ورود حیوانات ممنوع نیز الصاق گردیده باشد مالک سگ نیز بر فرض حصول مباشرت سگ در قتل عمد تنها ضامن خسارت است البته با حصول جمیع شرایط مقرر در قانون جزا فلذا فاقد مسئولیت کیفری است چراکه سگ دخالت مستقیم نداشته است.

3-راننده خودروی سواری با عنایت به تصادف با عابر بر اثر خطای دید – سرعت غیر مجاز و... بافرض داشتن گواهینامه رانندگی و بیمه شخص ثالث طبق خسارات وارده بر اثر تصادف با عابر ضامن است .

4-پزشک با قصور از وظایف پزشکی با لحاظ عدم سوء نیت به پرداخت خسارت (دیه ) حاصل از قتل غیر عمد محکوم میگردد.



جمعه 17 آبان 1392 :: 12:24 :: نويسنده : studentrights

متن كامل قانون جديد شوراهاي حل اختلاف

مبحث اول: مقررات عمومي
ماده 1 به منظور حل اختلاف و صلح و سازش بين اشخاص حقيقي و حقوقي غيردولتي شوراهاي حل اختلاف كه
در اين قانون به اختصار شورا ناميده مي شود، تحت نظارت قوه قضائيه و با شرايط مقرر در اين قانون تشكيل
مي گردد.
تبصره  تعيين محدوده فعاليت جغرافيايي شورا در هر حوزه قضائي به عهده رئيس همان حوزه قضائي مي باشد.
ماده 2 رئيس كل دادگستري استان مي تواند براي رسيدگي به امور خاص به ترتيب مقرر در اين قانون شوراهاي
تخصصي تشكيل دهد.
مبحث دوم: تركيب اعضاء و چگونگي انتخاب
ماده 3 هر شورا داراي سه نفر عضو اصلي و دو نفر عضو عل يالبدل است و مي تواند براي انجام وظايف خود داراي
يك دفتر باشد كه مسوول آن توسط رئيس شورا پيشنهاد و ابلاغ آن از سوي رئيس كل دادگستري استان يا
معاون ذي ربط وي صادر مي شود.
ماده 4 در هر حوزه قضائي يك يا چند نفر قاضي دادگستري كه قاضي شورا ناميده مي شوند مطابق مقررات اين
قانون انجام وظيفه مي نمايند. قاضي شورا مي تواند همزمان عهده دار امور چند شورا باشد.
ماده 5  قاضي شورا با ابلاغ رئيس قو هقضائيه از ميان قضات شاغل منصوب خواهدشد و احكام انتصاب ساير
اعضاء شورا پس از احراز شرايط توسط رئيس قوه قضائيه و يا شخصي كه توسط ايشان تعيين مي گردد، صادر
مي شود.
مبحث سوم: شرايط عضويت
ماده 6  اعضاء شورا بايد متدين به دين مبين اسلام بوده و داراي شرايط زير باشند:
الف  تابعيت جمهوري اسلامي ايران.
ب  اعتقاد و التزام عملي به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و ولايت مطلقه فقيه.
ج  حسن شهرت به امانت و ديانت و صحت عمل.

د  عدم اعتياد به مواد مخدر يا روان گردان يا سكرآور.
ه  دارا بودن حداقل 35 سال تمام.
و  دارا بودن كارت پايان خدمت وظيفه عمومي يا معافيت از خدمت.
ز  دارا بودن مدرك كارشناسي جهت اعضاء شوراهاي حل اختلاف شهر.
ح  متاهل بودن.
ط  سابقه سكونت در محلشورا حداقل به مدت شش ماه و تداوم سكونت پساز عضويت.
ي  نداشتن سابقه محكوميت موثر كيفري و عدم محروميت از حقوق اجتماعي.
تبصره 1 براي عضويت در شورا دارندگان مدرك دانشگاهي يا حوزوي در رشته هاي حقوق قضائي يا الهيات با
گرايش فقه و مباني حقوق اسلامي در اولويت هستند.
تبصره 2 براي عضويت در شوراهاي مستقر در روستا، داشتن حداقل سواد خواندن و نوشتن الزامي است.
تبصره 3 رئيس قوه قضائيه م يتواند براي صلح و سازش در دعاوي احوال شخصيه اقليتهاي ديني موضوع اصل
سيزدهم ( 13 ) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران شوراي حل اختلاف خاص تشكيل دهد.
اعضاء اين شورا بايد متدين به دين خود باشند.
ماده 7 قضات (به استثناء قضات شورا)، كاركنان دادگستري، وكلاء و مشاوران حقوقي و پرسنل نيروي انتظامي و
اطلاعاتي تا زماني كه در سمتهاي شغلي خود هستند حق عضويت در شورا را ندارند.
مبحث چهارم: صلاحيت شورا
ماده 8  در موارد زير شورا با تراضي طرفين براي صلح و سازش اقدام مي نمايد:
الف  كليه امور مدني و حقوقي.
ب  كليه جرائم قابل گذشت.
ج  جنبه خصوصي جرائم غيرقابل گذشت.
تبصره  در صورتي كه رسيدگي شورا با درخواست يكي از طرفين صورت پذيرد و طرف ديگر تا پايان جلسه اول
عدم تمايل خود را براي رسيدگي در شورا اعلام نمايد شورا درخواست را بايگاني و طرفين را به مرجع صالح
راهنمايي مي نمايد.

ماده 9 شورا در موارد زير رسيدگي و مبادرت به صدور راي مي نمايد:
الف  در جرائم بازدارنده و اقدامات تاميني و تربيتي و امور خلافي از قبيل تخلفات راهنمايي و رانندگي كه
مجازات نقدي قانوني آن حداكثر و مجموعاً تا سي ميليون ( 30.000.000 ) ريال و يا سه ماه حبس باشد.
ب  تامين دليل
تبصره  شورا مجاز به صدور حكم حبس نمي باشد.
ماده 10  دعاوي زير قابليت طرح در شورا را حتي با توافق طرفين ندارد.
الف  اختلاف در اصل نكاح، اصل طلاق، فسخ نكاح، رجوع، نسب.
ب  اختلاف در اصل وقفيت، وصيت، توليت.
ج  دعاوي راجع به حجر و ورشكستگي.
د  دعاوي راج عبه اموال عمومي و دولتي.
ه  اموري كه به موجب قوانين ديگر در صلاحيت مراجع اختصاصي يا مراجع قضائي غير دادگستري م يباشد.
ماده 11  قاضي شورا در موارد زير با مشورت اعضاء شوراي حل اختلاف رسيدگي و مبادرت به صدور راي مي نمايد.




ماده 12  در كليه اختلافات و دعاو يخانوادگي و ساير دعاوي مدني دادگاه رسيدگي كننده م يتواند با توجه به
كيفيت دعوي يا اختلاف و امكان حل و فصل آن از طريق صلح و سازش فقط يك بار براي مدت حداكثر تا دو ماه
موضوع را به شوراي حل اختلاف ارجاع نمايد.
ماده 13  شورا مكلف است در اجراء ماده فوق براي حل و فصل دعوي يا اختلاف و ايجاد صلح و سازش تلاش كند
و نتيجه را اعم از حصول يا عدم حصول سازش در مهلت تعيين شده به مرجع قضائي ارجا عكننده براي تنظيم
گزارش اصلاحي يا ادامه رسيدگي مستنداً اعلام نمايد.
ماده 14  شورا بايد اقدامات لازم را براي حفظ اموال صغير، مجنون، شخص غيررشيد كه فاقد ولي يا قيم باشد و
همچنين غايب مفقودالاثر، ماترك متوفاي بلاوارث و اموال مجهول المالك به عمل آورد و بلافاصله مراتب را به
مراجع صالح اعلام كند.
شورا حق دخل و تصرف در هيچ يك از اموال مذكور را ندارد.

ماده 15  در صورت اختلاف در صلاحيت محلي شوراها به ترتيب زير اقدام مي شود:
الف  در مورد شوراهاي واقع در يك حوزه قضائي، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومي همان حوزه است.
ب  در مورد شوراهاي واقع در حوز ههاي قضائي يك شهرستان يا استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومي
حوزه قضائي شهرستان مركز استان است.
ج  در مورد شوراهاي واقع در دو استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومي شهرستان مركز استاني است كه
ابتدائاً به صلاحيت شوراي واقع در آن استان اظهارنظر شده است.
ماده 16  در صورت بروز اختلاف در صلاحيت شورا با ساير مراجع قضائي غيردادگستري در يك حوزه قضائي، حل
اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومي حوزه قضائي مربوط است و در حوزه هاي قضائي مختلف يك استان، شعبه حل
اختلاف با اول دادگاه عمومي شهرستان مركز همان استان است. در صورت تحقق اختلاف شورا با مراجع قضائي
ماده) 15 (اين قانون عمل خواهدشد. « ج » واقع در حوزه دو استان، به ترتيب مقرر در بند
ماده 17  در صورت بروز اختلاف در صلاحيت بين شورا و مرجع قضائي، نظر مرجع قضائي لازم الاتباع است.
مبحث پنجم  ترتيب رسيدگي در شورا
ماده 18  رسيدگي شورا با درخواست كتبي يا شفاهي به عمل م يآيد. درخواست شفاهي در صورتمجلس قيد و به
امضاء خواهان يا متقاضي مي رسد.
ماده 19  درخواست رسيدگي متضمن موارد زير است:



ماده 20  رسيدگي قاضي شورا از حيث اصول و قواعد تابع مقررات قانون آئي ندادرسي مدني و كيفري است.
تبصره 1 اصول و قواعد حاكم بر رسيدگي شامل مقررات ناظر به صلاحيت، حق دفاع، حضور در دادرسي،
رسيدگي به دلايل و مانند آن است.
تبصره 2 مقررات ناظر به وكالت، صدور راي، واخواهي، تجديدنظر و هزينه دادرسي، از حكم مقرر در ماده فوق
مستثني و تابع اين قانون است.
ماده 21  رسيدگي شورا تابع تشريفات آئين دادرسي مدني نيست.
تبصره 1 منظور از تشريفات، رسيدگي در اين ماده مقررات ناظر به شرايط شكلي دادخواست، نحوه ابلاغ، تعيين
اوقات رسيدگي، جلسه دادرسي و مانند آن است.

تبصره 2 چنانچه خوانده با دعوت شورا در جلسه رسيدگي حاضر نشود و يا لايحه اي ارسال نكند و اين دعوت
مطابق مقررات آئين دادرسي مدني راجع به ابلاغ نباشد، شورا مكلف است او را با ارسال اخطاريه دعوت كند.
ماده 22  در مواردي كه دعوي طاري يا مرتبط با دعوي اصلي از صلاحيت ذاتي شورا خارج باشد رسيدگي به هر
دو دعوي در مرجع قضائي صالح به عمل مي آيد.
ماده 23  شورا علاوه بر رسيدگي به دلايل طرفين م يتواند تحقيق محلي، معاينه محل، تامين دليل را نيز با ارجاع
رئيس شورا توسط يكي از اعضاء به عمل آورد.
( 000 ) ريال و در امور كيفري پنج هزار ( 5000 / ماده 24  رسيدگي شورا در امور مدني مستلزم پرداخت سي هزار ( 30
ريال به عنوان هزينه دادرسي است.
درآمد حاصل از هزينه دادرسي و موارد ديگر به خزانه واريز و صددرصد (% 100 (آن طبق بودجه سالانه به
شوراهاي حل اختلاف اختصاص مي يابد تا در جهت تامين هزينه هاي شورا صرف شود.
مبحث ششم  اتخاذ تصميم و صدور راي
ماده 25  در صورت حصول سازش ميان طرفين، چنانچه موضوع در صلاحيت شورا باشد گزارش اصلاحي صادر و
پس از تاييد قاضي شورا به طرفين ابلاغ م يشود، در غير اين صورت موضوع سازش و شرايط آن به ترتيبي كه
واقع شده است در صورتمجلس منعكس و مراتب به مرجع قضائي صالح اعلام مي شود.
ماده 26  در صورت عدم حصول سازش، چنانچه موضوع مطابق ماده ( 12 ) در صلاحيت شورا باشد قاضي شورا پس
از مشورت با اعضاء شورا و اخذ نظريه كتبي آنها راي مقتضي صادر مي كند و در اين صورت تنها نظر قاضي ملاك
اخذ تصميم و صدور راي است. نظر اعضاء شورا و مستندات بايد ثبت و در پرونده منعكس شود.
ماده 27  طرفين مي توانند شخصاً در شورا حضور يافته يا از وكيل استفاده نمايند.
ماده 28  راي صادره از سوي قاضي شورا حضوري است مگر اين كه محكوم عليه يا وكيل او در هيچ يك از
جلسات رسيدگي با عذر موجه حاضر نشده و به طور كتبي نيز دفاع ننموده باشد و يا اخطاريه ابلاغ واقعي نشده
باشد.
ماده 29  محكوم عليه غايب حق دارد به راي غيابي ظرف مهلت بيست روز از تاريخ ابلاغ واقعي، اعتراض نمايد
اين اعتراض واخواهي ناميده مي شود و قابل رسيدگي است.
ماده 30  گزارش اصلاحي شورا قابل اعتراض نمي باشد و قطعي است.
ماده 31  كليه آراء صادره موضوع مواد ( 9) و ( 11 ) اين قانون ظرف مدت بيست روز از تاريخ ابلاغ قابل تجديدنظر
خواهي مي باشد. مرجع تجديدنظر از آراء شورا، قاضي شورا و مرجع تجديدنظر از آراء قاضي شورا دادگاه عمومي
همان حوزه قضائي مي باشد .چنانچه مرجع تجديدنظر آراء صادره را نقض نمايد راساً مبادرت به صدور
راي مي نمايد.

ماده 32  هرگاه در تنظيم يا نوشتن راي سهو قلم رخ بدهد مانند از قلم افتادن كلمه اي يا اضافه شدن آن و يا
اشتباه در محاسبه صورت گرفته باشد تا وقتي كه نسبت به آراء مذكور اعتراض نشده است، قاضي شورا با
درخواست ذي نفع راي را تصحيح مي كند و راي تصحيح شده به طرفين ابلاغ خواهدشد. تسليم رونوشت راي
اصلي بدون راي تصحيح شده ممنوع است.
ماده 33  اجراء آراء قطعي در امور مدني به درخواست ذي نفع و با دستور قاضي شورا پس از صدور برگه اجرائيه
مطابق مقررات مربوط به اجراء احكام دادگاهها توسط واحد اجراء احكام دادگستري محل به عمل م يآيد.
ماده 34  چنانچه محكوم عليه، محكوم به را پرداخت نكند و اموالي از وي به دست نيايد با تقاضاي ذي نفع و
دستور قاضي مراتب جهت اعمال قانون نحوه اجراء محكوميتهاي مالي به اجراء احكام دادگستري اعلام مي شود.
مبحث هفتم  ساير مقررات
ماده 35  عضويت در شورا افتخاري است. ليكن قوه قضائيه به تناسب فعاليت و ميزان همكاري قضات، اعضاء و
كاركنان شورا پاداش مناسب پرداخت مي كند.
ماده 36  در صورت فوت يا استعفاء يا عزل اعضاء شورا عضو عل يالبدل با دعوت رئيس حوزه قضائي جايگزين
عضو مذكور مي شود.
ماده 37  در غياب عضو شورا با دعوت رئيس شورا عضو علي البدل عهده دار وظيفه وي خواهدشد.
ماده 38  چنانچه اعضاء شورا در انجام وظايف قانوني خود مرتكب تخلف شوند و يا حضور و مشاركت مناسب در
جلسات شورا نداشته باشند يا شرايط عضويت در شورا را از دست بدهند رئيس حوزه قضائي مراتب را مستنداً
جهت رسيدگي به هيات تخلفات اعضاء شورا اعلام مي كند.
ماده 39  هيات رسيدگي كننده به تخلفات مركب از نماينده اي از سوي دادسراي انتظامي قضات، رئيس شوراي
حل اختلاف استان و مسوول حفاظت و اطلاعات دادگستري استان خواهدبود.
ماده 40  اعضاء هيات رسيدگي كننده با ابلاغ رئيس قو هقضائيه براي مدت سه سال منصوب م يشوند و انتخاب
مجدد آنان بلامانع است.
ماده 41  چنانچه هيات رسيدگي كننده پس از دعوت از عضو شورا و شنيدن اظهارات و دفاعيات وي فقدان يكي از
شرايط عضويت يا غيبت غيرمجاز او را احراز نمايد حكم به عزل وي صادر مي كند، اين حكم قطعي است.
ماده 42  چنانچه قاضي شورا در انجام وظايف قانوني مربوط به شورا، مرتكب تخلف شود مراتب توسط رئيس
حوزه قضائي يا هيات موضوع ماده( 40 ) اين قانون به دادسراي انتظامي قضات اعلام مي شود تا مطابق مقررات مربوط
به تخلفات و جرائم قضات رسيدگي شود.
ماده 43  چنانچه اعضاء شورا در مقابل دريافت وجه يا سند پرداخت وجه يا مال يا ارائه خدمت به نفع يكي از

خواهندشد.
ماده 44  چنانچه اعضاء شورا در آزمون استخدام قضات، وكالت دادگستري، مشاور حقوقي يا كارشناس رسمي

دادگستري پذيرفته شوند و حداقل سه سال سابقه همكاري با شورا داشته باشند و حسن سابقه آنان به تاييد
رئيس كل شوراهاي حل اختلاف استان برسد مدت كارآموزي آنان به نصف، تقليل خواهد يافت.
ماده 45  پرونده هايي كه تا زمان اجراء اين قانون منتهي به اتخاذ تصميم نشده باشد، با رعايت مقررات اين قانون
در شوراهاي حل اختلاف رسيدگي و نسبت به آنها اتخاذ تصميم خواهدشد.
ماده 46  چنانچه به اعضاء شورا در مقام انجام وظيفه و يا به مناسبت آن توهين شود، مرتكب به مجازات بزه

ماده 47  در مواردي كه شورا به عنوان داور مورد توافق طرفين به دعاوي و اختلافات رسيدگي مي كند رعايت
مقررات مربوط به داوري مطابق قانون آئين دادرسي مدني دادگاه عمومي و انقلاب الزامي است.
ماده 48  جهت تقويت و توسعه شوراها، وزارتخان هها و سازمانها و نهادهاي دولتي و عمومي و قضائي ملزم به
همكاري با اين نهاد، به ويژه تامين و تخصيص نيروي اداري و قضائي لازم از طريق مامور به خدمت شدن كاركنان
دولت در شوراها هستند.
ماده 49  دولت هرساله بودجه موردنياز شوراها را براساس بودجه پيشنهادي قوه قضائيه در قالب رديف مستقل
پيش بيني م يكند، تامين امكانات اداري و تجهيزات و مكان و امور مالي و پشتيباني شوراهاي حل اختلاف به
عهده قوه قضائيه است.
ماده 50  آئي ننامه اجرائي اين قانون ظرف مدت سه ماه از تاريخ تصويب توسط وزير دادگستري تهيه و به
تصويب رئيس قوه قضائيه مي رسد.
ماده 51  كليه قوانين و مقررات مغاير با اين قانون ملغي الاثر اعلام مي گردد.
قانون فوق مشتمل بر پنجاه و يك ماده و ده تبصره در جلسه مورخ هجدهم تير ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و
هفت كميسيون قضائي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي طبق اصل هشتاد و پنجم ( 85 ) قانون اساسي جمهوري
اسلامي ايران تصويب گرديد و پس از موافقت مجلس با اجراء آزمايشي آن به مدت پنج سال



جمعه 17 آبان 1392 :: 12:17 :: نويسنده : studentrights

جزوه مالیه عمومی

تعریف علم مالیه : بعنوان شاخه ای از حقوق عمومی ضمن ارتباط با برخی از علوم  به رشته ای اطلاق میگردد که عملیات و فعالیتهای مربوط به نحوه درآمدها و هزینه های دولت را مورد بررسی قرار میدهد .

تفاوت مالیه عمومی و خصوصی :

1-    هدف :

عمومی

خصوصی

ایجاد نظم و تامین رفاه جامعه

تامین احتیاجات و نیازهای شخصی فرد یا گروه محدود از اشخاص حقوق خصوصی

2-   منابع درآمد :

عمومی

خصوصی

با اجازه قانونگذار بخشی از دزآمد افراد را بخود اختصاص میدهد

استقراض درونی و بیرونی

 

محدود و بواسطه فعالیتهای تولید – مبادله کالا و ارائه خدمات

تابع قانون عرضه و تقاضا

استقراض بیرونی

3-  روشهای تحصیل درآمد :

عمومی

خصوصی

بواسطه قوه قهریه و اجبارو زور

 

بواسطه تراضی و توافق

4-  قواعد حاکم بر درآمد :

عمومی

خصوصی

از مالیات معاف و حسب بودجه تعیین شده

دارای مالیات و سالیانه تنظیم نمیشود

5-  مکانیسم تصمیم گیری :

عمومی

خصوصی

طبق بودجه مصوب سالیانه

قوه مقننه – هیئت وزیران – سازمان مدیریت و برنامه ریزی

متکی به اراده و اختیار افراد

در شرکتهای تجاری متکی به رای مجمع عمومی

6-  هماهنگی درآمدها و هزینه ها :

عمومی

خصوصی

درآمد با هزینه ها هماهنگ میشود

هزینه ها با درآمد هماهنگ میشود

7-  موارد هزینه :

عمومی

خصوصی

براساس بودجه

براساس اراده و اختیار

 

شباهت مالیه عمومی و خصوصی :

1-      دخل و خرج

2-     حداقل منابع حداکثر منافع

3-     استقراض

4-     افزایش مخارج سرمایه گذاری در جهت افزایش درآمد

خصوصیات مالیه عمومی :

1-      از حیث موضوع  : مهمترین حلقه پیوند و ارتباط میان دولت و مردم

2-     ازحیث خصوصیات قواعد  : 1- هدف : تامین منافع عمومی

                                           2-ماهیت : امری

                                           3-ابزارهای اجرا : الزام بزور

ارتباط مالیه با برخی از علوم :

1-      اقتصاد : علم اقتصاد به بررسی قوانین حاکم بر ثروت ،تشکیل ،توزیع و مصرف آن میپردازد . مالیه به بررسی درآمدها و هزینه های دولت می پردازد .

2-     سیاست : علم سیاست به بررسی قدرت و توزیع قدرت می پردازد  که با پشتوانه مالی میتواند به اهداف عمومی خود برسد و مالیه بعنوان شاهرگ حیاتی آن می باشد .

3-     حقوق :  -    حقوق خصوصی ) اخذ مالیات و نظارت در امور مالی شرکتها

-          حقوق جزا ) ارتشاء و اختلاس کارمندان دولت

-          حقوق اداری ) روابط ادارات و تعیین درآمدهای سازمانهای اداری

اهداف اقتصادی مالیه :

1-      رشد و توسعه هماهنگ

2-     میزان تراز پرداختها

3-     عدالت اقتصادی و اجتماعی

تعریف رشد و توسعه : رشد به افزایش درآمدهای ناخالص ملی در طول یکسال نسبت به سال گذشته گویند .

                                   رشد کمی ولی توسعه کیفی است و رشد شرط لازم توسعه می باشد ولی کافی نیست .

درآمدهای ناخالص : مصرف خصوصی – سرمایه گذاری – هزینه های دولت – تفاضل واردات و صادرات

 

 

وظایف مالیه :

1-      تخصیص منابع

2-     توزیع درآمد و ثروت

3-     تثبیت اقتصادی

کاهش مالیاتی  + افزایش مخارج سرمایه گذاری  = افزایش اشتغال

 

فصل دوم )

منابع مالی دولت :

1-      درآمد عمومی

2-     واگذاری دارائیهای سرمایه ای

3-     واگذاری دارائیهای مالی

4-     درآمد اختصاصی

مصارف دولت :

1-      هزینه عمومی

2-     تملک دارائیهای سرمایه ای

3-     تملک دارائیهای مالی

4-     هزینه اختصاصی

درآمدهای پایدار و ناپایدار :

پایدار

ناپایدار

1-      مالیات

2-     کمکهای اجتماعی

3-     حاصل از مالکیت دولت

4-     فروش کالا و خدمات

1-      کمکهای بلاعوض

2-     جرائم و خسارات

3-     کمکهای متفرقه

 

 

 

 

هزینه های پایدار و ناپایدار :

پایدار

ناپایدار

1-      جبران خدمت کارکنان (پرسنلی)

2-     استفاده از کالا و خدمات (اداری)

3-     اموال و دارائیها

4-     یارانه

5-     رفاه اجتماعی

1-      کمکهای بلاعوض

2-     برخی از سایر هزینه ها

 

واگذاری دارائیهای سرمایه ای : فروش نفت خام – گاز – تاسیسات – ساختمانها – ماشین آلات – اموال و دارائیها

واگذاری دارائیهای مالی : فروش اوراق مشارکت – سهام شرکتهای دولتی – صندوق ذخیره ارزی – استقراض از سیستم بانکی وامـــــــــــــهـــا – اصل وامهای داخلی

مالیـــــــــــــــــات :

سهمی است که بموجب اصل تعاون ملی بر وفق مقررات هریک از سکنه کشور بمنظور تامین هزینه های عمومی و حفظ منابع به قدر قدرت و توانایی خود به دولت میدهد .

مالیات از نظر اقتصاددانان :

مالی که دولت بر اساس قانون از اشخاص و موسسات بمنظور تقویت مالی – هزینه های عمومی و تامین مخارج خود دریافت میکند .

قانون اعمال دولت را بر دونوع تقسیم میکند : 1- اعمال تصدی             2- اعمال حاکمیت

مصداق بارز اعمال حاکمیت = وصول مالیات (الزام و اجباری )

قاعده تسلیط : الناس مسلطون علی اموالهم

مالیات بمعنای حقوقی : پدیده ای قاهرانه ، قانونی و استثناء بر قاعده تسلیط

نظریه منتسکیو در خصوص مالیات : برای احتیاجات موهوم دولت نباید از احتیاجات حقیقی ملت  چیزی برداشت کند .

اصول حاکم بر مالیات :

1-      اصل قانونی بودن  ) اصل 50 ق ا " هیچ نوع مالیاتی وضع نمیشود مگر بموجب قانون موارد معافیت ، بخشودگی و تخفیفات مالیاتی بموجب قانون مشخص میشود ." و ماده 78 ق ت در خصوص تخلف از قانون توسط مستخدمین

2-     اصل سالیانه بودن  ) ماده 155 ق م م  سال مالیاتی از اول فروردین تا پایان اسفند همان سال – شرکتهای تازه تاسیس در مابین این دو تاریخ حداکثر 4 ماه پس از شروع سال مالیاتی اظهارنامه تحویل می دهند.

3-     اصل عدم عطف بما سبق نشدن قانون ) از تاریخ قانون قابلیت اجرایی دارد ولی اگر مالیاتی از قبل پرداخت نکرده باشد عطف بما سبق میشود (معافیت ها لغو میشود )

4-  اصل اجرای فوری

5-     اصل محرمانه بودن اطلاعات مالیاتی ) ماده 229 و 232 ق م م (331 قدیم)

229 = چون ناگزیر از بررسی دفاتر ئ اسناد و مدارک مربوط به معاملات و فعالیتها هستند باید محرمانه تلقی کنند

232 = از افشای اطلاعات جز در امر تشخیص درآمد نزد مراجع ذیربط در حد نیاز ،متخلفین قابل تعقیب جزایی هستند.

6-     اصل عدم تبعیض بین مودیان ) برمبنای اصل برابری رژیم حقوقی ایران (دموکراسی) اصل 90 متمم مشروطیت

بند9اصل3 ق ا – اصل 20 ق ا – اصل  107 ق ا

7-     اصل رعایت اجرای قوانین از حیث مکان ) مالیات مضاعف

مالیات مضاعف : از تعاریف و توصیفات مختلف مالیات مشخص که توسط قانونگذار دو دولت ارائه میشود ناشی میگردد

راه حلهای مالیات مضاعف :

1-      وضع مقررات داخلی از مالیات مضاعف جلوگیری کنند

2-     با تبادل اطلاعات و کمکهای قضایی از مالیات مضاعف جلوگیری کنند .( پیمان نامه ها و موافقتنامه ها ماده168ق

 

اختیارات دستگاه مالیه :

1-      تشخیص

2-     وصول مالیات

اختیارات دستگاه مالیه در مرحله تشخیص :

1-    حق اخذ توضیح و اطلاعات

2-     حق تفتیش ( در خصوص مالیاتهای غیر مستقیم )

3-     حق ارزیابی ( تفسیر قضایی) : درآمدهای اتفاقی به بیع تبدیل شود

4-     حق تعقیب جزایی متخلف مالیاتی (ماده 201 ق م م ) از 3 ماه تا دوسال – تعقیب قضایی توسط وزیر امور اقتصاد و دارائی

5-     حق اخذ جریمه ) ماده 192 و 199 ق م م : تفاوت بین مودیانی که اظهارنامه تنظیم نکرده اند یا آن را ناقص تنظیم کرده

6-  حق تشخیص علی الراس

اختیارات دستگاه مالیه در مرحله وصول : الف ) اجرا علیه مودی        ب ) اجرا از طریق اشخاص ثالث

الف ) اجرا علیه مودی

1-      صدور اجرائیه

2-     توقیف اموال

3-     تقاضای صدور قرار تامین مالیاتی

4-     فروش اموال

ماده 213 تا 215 ق م م  : 213 = ارزیابی توسط کارشناس رسمی دادگستری با تقاضای مودی بدهکار و به هزینه خوداو

                                214 = عدم حضور مالک در دفترخانه جهت تنظیم سند بنام خریدار و تکلیف دفترخانه در تنظیم سند بنام خریدار

                                215 = دو نوبت آگهی مزایده (آگهی دوم بدون حداقل قیمت) تملک مالیه باندازه بدهی و پرداخت آن به دولت

                                تبصره 1 ) اگر سند انتقال نشده باشد پس از پرداخت بدهی رفع توقیف

                                تبصره 2 ) اگر سند انتقال یافته باشد پس از مزایده در شرایط برابر اولویت با بدهکار

ماده 212 ق م م :( در ممنوعیت توقیف برخی از اموال)

1-      3/2 حقوق 4/3 بازنشستگی و وظیفه

2-     البسه –لوازم احتیاجات شخصی – آذوقه – نفقه افراد تحت تکفل واجب النفقه

3-     ابزار و ماشین آلات کشاورزی و صنعتی و اسباب و لوازم کسب برای تامین حداقل معیشت

4-     محل سکونت در حد متعارف

تبصره 1) ارزش مال بیشتر از بدهی و غیر قابل تفکیک ، فروش تمام و استرداد مابقی

تبصره 2) اثاث البیت در منزل مشترک – عادتا زنانه متعلق به زن و مابقی متعلق به مرد

تبصره 3 ) واحدهای تولیدی کشاورزی و صنعتی دراجرای مالیات نباید تعطیل شوند

ب ) اجرا از طریق اشخاص ثالث

  • ·         مقاطعه کاران پس از تحویل کار کسر مالیات
  • ·         ادارات و سازمانهای دولتی استیجاری کسر از اجاره بهای ماهیانه
  • ·         خرید و فروش در اثر غفلت هردو مشترکا
  • ·         شرکتهای تجاری قبل از پرداخت سود سهام کسر مالیات
  • ·         مدیران اشخاص حقوقی در صورت عدم کسر مالیات بر درآمد در دوره مدیریت خود با شخص حقوقی مسئولیت تضامنی دارند(ماده 198 ق م م )

فصل ششم قانون مالیاتهای مستقیم ماده 182 لغایت 188 در خصوص وظایف اشخاص ثالث

ماده 182 ق م م :    -   کلیه مکلفین به پرداخت مالیات دیگران

-          هرکس که پرداخت مالیاتی دیگران را تعهد و ضمانت کرده

-          کسانی که در اثر خودداری از انجام تکالیف مشمول جریمه شده اند

-          تماما در حکم مودی محسوب و از نظر وصول بدهی طبق قانون اجرای وصول رفتار میگردد.



نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا