جهد – استفهام :
تعریف جهد در لغت بمعنای انکار است و در اصطلاح به مضارعی که بر سر آن ( لم ) درآمده باشد گویند . در اینصورت مضارع معنای ماضی منفی پیدا میکند نند : یذهب (میرود) لم یذهب ( نرفت )
طریقه ساختن آن :
1- لم بر سر مضارع درمیآوریم
2- آخرش را جذم می دهیم
صرف جهد فعل نصر-ُ (یعنی مضارع عین الفعلش –ُ باشد)
|
غایب مذکر
|
1- مفرد
|
یضرب
|
لم یفعُل
|
|
2- مثنی
|
یضربان
|
لم یفعلا
|
|
3- جمع
|
یضربون
|
لم یفعلوا
|
|
غایب مونث
|
4- مفرد
|
تضرب
|
لم تفعُل
|
|
5- مثنی
|
تضربان
|
لم تفعلا
|
|
6- جمع
|
یضربن
|
لم یفعلن
|
|
مخاطب مذکر
|
7- مفرد
|
تضرب
|
لم تفعُل
|
|
8- مثنی
|
تضربان
|
لم تفعلا
|
|
9- جمع
|
تضربون
|
لم تفعلوا
|
|
مخاطب مونث
|
10- مفرد
|
تضربین
|
لم تفعلی
|
|
11- مثنی
|
تضربان
|
لم تفعلا
|
|
12- جمع
|
تضربن
|
لم تفعلن
|
|
متکلم
|
13- وحده
|
اضرب
|
لم افعُل
|
|
14- مع الغیر
|
نضرب
|
لم نفعُل
|
تبصره : گاهی بجای لم ، لما بکار برده میشود که در اینصورت اثر معنای فعل تا بحال باقی است بر خلاف لم . مثلا اگر گفته شود لم یدخُل(یعنی داخل نشد) ولی اگر گفته شود لما یدخُل( هنوز داخل نشده) ممکن است بعدا داخل شود و یا نشود .
استفهام )
تعریف استفهام : در لغت بمعنای پرسش است و استفهام به فعلی گفته می شود که بوسیله آن از انجام کاری یا پدید آمدن حالتی سوال می شود .
طرزساختن : فقط یک همزه (ا) یا (هل) بر سر فعل مضارع درمی آوریم و آخرش را تغییر می دهیم مانند یعلم (میداند) ایعلم (آیا میداند) یکتب (مینویسد) هل یکتب (آیا می نویسد)
فعل نفی – نهی )
نهی در لغت بمعنای بازداشتن است و در اصطلاح به فعل که بر بازداشتن از انجام کاری یا پدیدآمدن حالتی دلالت کند اطلاق میشود . درست بر عکس امر مانند لایضرب(نزن) لا تضحک ( نخند)
طرز ساختن فعل نهی :
1- یک لا بر سر فعل مضارع درمی آوریم
2- آخرش را جزم می دهیم ( بجز صیغه های 6 و 12 )
فعل نفی )
نفی در اصطلاح به فعلی گفته میشود که بر انجام نگرفتن کاری یا پدید نیامدن حالتی دلالت کند مانند لایذهب (نمیرود)
طرز ساختن نفی :
فقط یک ( لا) بر سر مضارع می آوریم و به آخرش دست نمیزنیم ما: ینصر (یاری میکند) لا ینصر (یاری نمیکند)