|
درباره سایت به سایت گروه دانشکده حقوق خوش آمدید.مطالب مندرج در این وبگاه جهت استفاده فارغ التحصیلان و دانشجویان رشته حقوق طراحی و مختص به تحقیقات و مطالب درسی در مقاطع کارشناسی کارشناسی ارشد و دکتری بوده و به هیچ حزب یا گروهی وابسته نمیباشد. موضوعات
سهشنبه 05 آذر 1392 :: 16:46 :: نويسنده : studentrights
توجه : همکلاسی عزیز چنانچه برنامه امتحانی شما با اساتید فوق الذکر نمیباشد و یا دروس ارائه شده طی برنامه درسی با برنامه امتحانی فوق مغایرت دارد حتما به آموزش مراجعه نمایید . سهشنبه 05 آذر 1392 :: 02:09 :: نويسنده : studentrights
معرفی و نحوه شکل گیری سازمان امور مالیاتی کشور : بمنظور افزایش کارایی نظام مالیاتی و رفع موانع موجود همچنین تمرکز کلیه امور مربوط در سال 1380 آئین نامه اجرایی سازمان امور مالیاتی کشور در 13 ماده بتصویب رسید و در سال 1383 توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی تایید و ابلاغ و در مردادماه 83 توسط رئیس سازمان کل امور مالیاتی اجرایی گردید که در سه بخش کلی خلاصه میگردد : 1- وضعیت حقوقی سازمان 2- اهداف سازمان 3- وظایف و اختیارات سازمان وضعیت حقوقی سازمان : موسسه ای دولتی وابسته به وزارت دارایی و دارای شخصیت حقوقی مستقل و از نظر مقررات استخدامی تابع قانون استخدام و نظام پرداخت هماهنگ . رئیس کل آن بالاترین مقام اجرایی و معاون وزیر دارائی است و بنا بر پیشنهاد وزیر دارائی و تایید هیئت وزیران و علی النهایه حکم وزیر منصوب میگردد. اهداف سازمان : 1- اجرای مطلوب کلیه برنامه ها و تکالیف مربوط به وصول 2- نظارت بر حسن اجرای قوانین و مقررات مالیاتی 3- ایجاد بستر مناسب جهت تحقق اهداف 4- افزایش کارایی نظام مالیاتی 5- تمرکز کلیه امور مربوط به اخذ مالیات وظایف و اختیارات سازمان : الف ) تصدی کلیه امور مربوط به اجرای قوانین مالیاتی اعم از مستقیم و غیر مستقیم و سایر مالیاتها ، تمامی مراحل مربوط به ثبت نام مودیان – تشکیل پرونده – تنظیم شناسنامه مالیاتی ، تشخیص و وصول مالیات در چهارچوب قانون ب ) مطالعه ، بررسی و شناخت موانع موجود و برنامه ریزی جهت رفع آنها ج ) اظهار نظر و ارائه پیشنهاد لازم در جهت تدوین قوانین و سیاستها د ) اجرای دقیق و کامل پیشنهادهای لازمه و نظارت بر حسن اجرای آنها ه ) تنظیم سیاستهای اجرایی و ) اتخاذ تدابیر لازم در خصوص چگونگی اجرای قوانین مالیاتی و طراحی شیوه هاینوین اجرایی برای وصول ز ) طراحی ، تدوین و اجرای پروژه های پژوهشی جهت بهبود نظام مالیاتی ح ) مطالعه و بررسی مستمر در جهت بهبود قوانین و مقررات تشکیلات سازمان : ارکان سازمان : 1- شورای عالی مالیاتی 2- هیات عالی انتظامی مالیاتی 3- دادستانی انتظامی مالیاتی 4- هیات رسیدگی به تخلفات اداری مالیاتی
معاونتها : 1- فنی و حقوقی 2- برنامه ریزی و پژوهشی 3- عملیاتی 4- مدیریت و منابع نکته ) 16 اداره کل و دفتر زیر نظر 4 معاونت اداره شده و سازمان در هراستان دارای یک اداره کل است . اشخاص مشمول مالیات : عطف به ماده 1 ق م م مصوب 1380 : 1- کلیه مالکین اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی نسبت به کلیه اموال و املاک خود در ایران 2- اشخاص حقیقی مقیم ایران نسبت به کلیه درآمدهایی که در ایران و یا خارج از ایران تحصیل میکند 3- هر شخص حقیقی مقیم خارج از ایران نسبت به کلیه درآمدهایی که در ایران تحصیل میکند 4- هر شخص حقوقی ایرانی نسبت به کلیه درآمدهایی که در ایران یا خارج از ایران تحصیل میکند 5- کلیه اشخاص غیر ایرانی اعم از حقیقی و حقوقی نسبت به درآمدهایی که در ایران تحصیل میکند و درآمدهایی که بابت واگذاری امتیازات یا حقوق خود یا تعلیمات یا کمکهای فنی و یا واگذاری فیلمهای سینمایی و عطف به ماده 2 ق م م مصوب 1380 اشخاص ذیل از مالیات معافند : 1- وزارتخانه ها و موسسات دولتی 2- دستگاههایی که بودجه آنها توسط دولت تامین میشود 3- شهرداریها تبصره : هر شرکت دولتی تا قسمتی که از منابع دولتی استفاده کرده از مالیات معاف ولی غیر از آن بهر قدر مسئول مالیات میباشد تبصره 2 : درآمدهای حاصله از طریق فعالیتهای صنعتی – معدنی – تجارتی و خدماتی که خارج از شرکت لیکن توسط شرکت تحصیل میگردد مشمول مالیات است . مسئولان ادارات نسبت به درآمد حاصله مذکور و انجام تکالیف مالیاتی مسئول و در غیر اینصورت یعنی کسر ننمودن مالیاتها و واریز آنها بخزانه دولت با مودی مسئولیت تضامنی در پرداخت مالیات دارند . تبصره 3 : معافیت برای مواردیکه از طرف رهبر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری دارای مجوز باشند بر اساس نظر مقام معظم رهبری است .
مراجع تشخیص مالیات : 1- ممیز کل مالیاتی 2- سر ممیز مالیاتی 3- ممیز مالیاتی 4- کمک ممیز مالیاتی نکته : یک یا چند حوزه زیر نظر سر ممیز و یک یا چند حوزه سر ممیزی زیر نظر ممیز کل نکته : سرممیز مالیاتی با موافقت ممیز کل می تواند در موارد لزوم از وجود کارشناسان و حسابرسان مالیاتی استفاده کند نکته : هرگاه اداره امور مالیاتی در محاسبه درآمد یا مالیات اشتباه کرده باشد قبل از قطعیت مالیاتی می تواند با تهیه گزارش لازم بعنوان ممیز کل و طبق دستور وی اشتباه را محاسبه و اصلاح و مراتب ظرف 30 روز بدون رعایت مهلتهای مقرر در مواد 156 و 157 ق م م با صدور برگ تشخیص اصلاحی به مودی ابلاغ و در صورت اعتراض مودی ظرف 10 روز از تاریخ ابلاغ طبق ماده 238 ق م م با مراجعه به ممیز کل رفع اختلاف نماید . مراجع رسیدگی به اختلاف مالیاتی : 1- اداره امور مالیاتی ( اداری) 2- هیئت های حل اختلاف مالیاتی (قضایی ) 3- شورای عالی مالیاتی (قضایی ) الف ) اداره امور مالیاتی : عطف بماده 238 ق م م که اشعار میدارد هرگاه مودی نسبت به برگه تشخیص صادره و ابلاغ گردیده است معترض باشد شخصا یا بوسیله وکیل تام الاختیار و اعتراض کتبی بهمراه دلائل و مستندات به اداره امور مالیاتی جهت تقاضای رسیدگی مجدد تقدیم مینماید . پس از ثبت درخواست مودی در مهلت 30 روزه ای که نباید بیشتر باشد بموضوع رسیدگی و چنانچه قابل طرح باشد برگه تشخیص را رد و در ظهر آن درج و امضاء مینماید و چنانچه مدارک ابرازی را در جهت تعدیل موثر تشخیص دهد و مورد قبول مودی واقع شود در ظهر برگ منعکس و بامضاء مسئول مربوطه و مودی خواهد رسید و در غیر اینصورت پرونده امر به هیات حل اختلاف ارجاع نمایند . نکته : صلاحیت اداره امور مالیاتی صرفا محدود به رسیدگی به اعتراض مودی به برگه تشخیص است اما پس از ابلاغ برگه تشخیص دو حالت متصور است : 1- پذیرش کتبی برگه تشخیص : ظرف 30 روز و پرداخت مالیات پرونده امر مشمول مالیات مختومه تلقی میگردد . 2- اعتراض به برگ تشخیص : که مودی مخیر است طبق ماده 239 ق م م ظرف مهلت 30 روزه از تاریخ ابلاغ به برگ تشخیص اعتراض و به هیئت حل اختلاف مراجعه کند . یا می تواند طبق ماده 238 ق م م به اداره امور مالیاتی مراجعه کند که سه حالت متصور است : حالت اول ) مسئول مربوطه اسناد را برای رد برگ تشخیص کافی بداند و موضوع بنفع مودی و با رد برگ تشخیص خاتمه می یابد . حالت دوم ) مسئول مربوط اسناد مودی را کافی نمیداند و ادعای مودی را بی اساس و غیر وارد تشخیص و در ظهر برگ منعکس و به هیئت حل اختلاف ارجاع میدهد . حالت سوم ) توافق بین مودی و اداره مالیات است یعنی قانونگذار به مقام مسئول اجازه جرح و تعدیل مالیات را داده است تا در صورت حصول توافق مستندا بماده 239 ق م م پرونده امر بلحاظ میزان درآمد مشمول مالیات مختومه تلقی گردد. ب ) هیئت های حل اختلاف مالیاتی : متشکل از 3 نفر : 1- نماینده سازمان امور مالیاتی کشور 2- قاضی اعم از بازنشسته یا شاغل 3- یک نفر نماینده از اتاق بازرگانی – صنایع و معادن – اتاق تعاون – جامعه حسابداران – مجامع صنفی و شورای شهر به انتخاب شورا نکته ) چنانچه برگ تشخیص ابلاغ قانونی گردیده و همزمان اعتراض در مهلت قانونی مودی انتخاب نفر سوم را ننموده باشد سازمان امور مالیاتی با توجه به نوع فعالیت مودی با موضوع مالیات در موعد رسیدگی یک نفر را انتخاب خواهد کرد . ترتیب رسیدگی : ماده 246 ق م م : رای هیات به اکثریت قطعی است و نظر اقلیت باید در رای قید شود . تاریخ رسیدگی باید به مسئول مربوطه و مودی ابلاغ گردد و فاصله تاریخ ابلاغ و رسیدگی نباید کمتر از 10 روز باشد مگر به درخواست مودی و موافقت واحد مربوطه . تبصره : عدم حضور هریک از مودی و یا نماینده او و یا نماینده سازمان اداره مالیاتی مانع از رسیدگی و صدور رای نیست ماده 248 ق م م : رای هیات بایستی متضمن اظهارات موجه و مدلل نسبت به اعتراض مودی باشد در صورت اتخاذ تصمیم در خصوص تعدیل دلایل آن توسط هیئت در متن رای قید شود . ماده 251 ق م م : مودی و اداره امور مالیاتی می توانند ظرف مدت 1 ماه از تاریخ ابلاغ رای قطعی باستناد عدم رعایت قوانین و مقررات موضوعه ، نقصرسیدگی با اعلام دلایل کافی به شورای عالی مالیاتی شکایت و نقض رای و تجدید رسیدگی را درخواست نماید . ماده 251 مکرر ق م م : در خصوص مالیاتهای قطعی موضوع این قانون و مالیاتهای غیر مستقیم که در مرجع دیگری قابل طرح نباشد و ادعای غیر عادلانه بودن مالیات مستند به مدارک کافی که از طرف مودی شکایت شده باشد تقاضای تجدید نظر کرده وزیر دارایی به هیاتی مرکب از 3 نفر بانتخاب خود جهت رسیدگی ارجاع مینماید . رای هیات به اکثریت آرا قطعی و لازم الاجرا است . ج ) شورای عالی مالیاتی : مرکب از 25 نفر از اشخاص صالح و صاحب نظر و مجرب در امور حقوقی – اقتصادی – مالی و حسابداری و حسابرسی میباشد که حداقل 15 نفر از آنها باید از کارکنان وزارت دارایی با حداقل 6 سال سابقه کار در مشاغل مالیاتی باشند . جلسات شورای عالی مالیاتی با حضور حداقل دو سوم اعضاء رسمی و با رای حداقل نصف بعلاوه یک حاضرین معتبر خواهد بود . دوره عضویت سه ساله و غیر قابل تغییر مگر بدرخواست شخص یا بموجب حکم قطعی دادگاه اختصاصی ، دارای 8 شعبه و هرشعبه مرکب از 3 عضو است . رئیس و اعضای شعب از طرف رئیس شورای عالی مالیاتی منصوب میشوند . وظایف و اختیارات شورای عالی مالیاتی : 1- تهیه آئین نامه و بخشنامه های مربوط به اجرای قانون مالیاتهای مستقیم در مواردیکه از طرف وزیر یا رئیس کل سازمان ارجاع گردیده یا در مواردیکه شورای عالی آنرا ضروری میداند و پیشنهاد به رئیس کل سازمان 2- بررسی و مطالعه بمنظور پیشنهاد و اعلام نظر در اجرای قوانین یا پیشنهاد اصلاح و تغییر یا حذف آنها به وزیر یا رئیس کل سازمان 3- اظهار نظر در خصوص موضوعات و مواردیکه وزیر و رئیس کل سازمان به آنها ارجاع می دهد 4- رسیدگی به آرای قطعی هیئت های حل اختلاف که از لحاظ رعایت قوانین و مقررات موضوعه یا نقص رسیدگی مورد شکایت مودی یا اداره امور مالیاتی واقع شده می باشد . هیئت عمومی شورای عالی مالیاتی : هرگاه در شعب مختلف شورای عالی رویه های مختلف اتخاذ گردیده باشد حسب ارجاع وزیر یا رئیس کل یا رئیس شورای عالی ، هیات عمومی با حضور رئیس شورا و روسای شعب و در غیاب رئیس شعبه یک نفر از اعضای شورای آن با انتخاب رئیس شورا تشکیل خواهد شد . صدور رای با دو سوم آرای اعضاء قطعی و لازم الاتباع است . (ماده 258ق م م) سهشنبه 05 آذر 1392 :: 01:58 :: نويسنده : studentrights
نون تاکید : نونی است که به آخر فعلهایی متصل میشود تا معنای فعل را تاکید کرده و به آن حتمیت بدهد "ن" تاکید بر دو نوع است : 1- " ن" تاکید ثقیله : نونی تشدید دار است و بهمین جهت آنرا ثقیله گویند . 2- "ن " تاکید خفیفه : نونی ساکن است بهمین جهت آنرا خفیفه گویند . قواعد صرف فعل مضارع و نون تاکید : الف ) درصیغه های 1-4-7-13-14 باید ضمه آخر را تبدیل به فتحه کرد و بعد " ن " را اضافه نمود : یضرب = یضربن تضرب = یضربان ب ) در مثنی ها " ن " رفع را حذف میکنیم و بعد " ن " ثقیله اضافه میشود.(به مثنی ها " ن " خفیفه ملحق نمیشود ) یضربون = یضربان ج ) در صیغه های 3 و 9 " ن" رفع و " و " را نیز حذف میکنیم و بعد نون تاکید اضافه میشود یضربون = یضربن د ) در صسغه 10 "ن" رفعی و " یاء" را نیز حذف میکنیم و بعد نون تاکید اضافه میشود تضربین = تضربن ه ) در صیغه های 6 و 12 به آخر آنها " الف " اضافه میکنیم و بعد " ن " تاکید ثقیله ملحق میشود .( به آخر صیغه های 6 و 12 نون خفیفه اضافه نمیشود ) یضربن = یضربنان سهشنبه 05 آذر 1392 :: 01:55 :: نويسنده : studentrights
6- نشانه ویرگول نقطه (؛ ) هرگاه درنگ بلند لازم آید و ظاهر معنای جمله یا عبارت عام باشد اما بنحوی که خواننده منتظر ادامه مطلب و سکوت کامل برقرار نشود از این نشانه استفاده میکنند . در نقطه ویرگول نقطه علامت پایان جمله و ویرگول نشانه ادامه جمله است . نوشتن ؛ دشوارتر از حرف زدن است ؛ باید برای نوشتن ؛ وقت بیشتری صرف کرد تا پیام بروشنی برسد . رعایت شیوه خط و املاء فارسی و آشنایی با آئین نگارش زبان هر ملتی وقتی رسا ست که دارای افکار نیک و بزرگ باشد و آن افکار نیک و بزرگ در قالب واژه ها و جمله ها روشن و رسا تجلی کند . هرکلمه ترکیب یا اصطلاحی وقتی درست است که بیشتر افراد بویژه اهل لغت و ادب آنرا دوست بدارند و بکاربرند . تنها انتخاب لغات برای پروردن افکار و رسانیدن پیام هنر نیست بلکه هنر واقعی مهارت و نحوه بکارگیری لغات و آشنایی در کیفیت ترکیب آنهاست . ترکیبی که پیام را بهتر و سریعتر برساند . ترجیح وجه معلوم بر مجهول : در هر نوشته هرگاه آزاد باشیم که از وجه معلوم یا مجهول یکی را برگزینیم بهتر است از وجه معلوم استفاده کنیم :
ترجیح ساده نویسی بر پیچیده نویسی :
ترجیح لغات آشنا بر لغات نا آشنا :
اینگونه بنویسیم ، اینگونه ننویسیم :
مطابقت و عدم مطابقت فعل با فاعل : در زبان فارسی فعل با فاعل در مفرد و جمع مطابقت میکند . هرگاه فاعل جاندار باشد مانند : دانشمندان معتقدند که ... فرزندان احترام پدران خود را فراموش نمیکنند . ولی هرگاه فاعل جاندار نباشد مطابقت و عدم مطابقت رواست . در موارد زیر بهتر است فعل را مفرد آورند مانند استعدادها ، پرورش ، درها بازشد ، رودخانه ها جاری شد ، خانه ها لرزید ، نامه ها نوشته شد . دوشنبه 04 آذر 1392 :: 17:30 :: نويسنده : studentrights
حقوق بشر و آزادیهای عمومی : انسان بعنوان اشرف مخلوقات میباشد و تمام عالم و امکانات بخاطر وی از جانب خداوند خلق شده است . دارای کرامت ذاتی و الهی است و این کرامت باید مورد حمایت قرارگیرد و ضمانت شود . حمایت از کرامت انسان تحت عنوان حقوق بشر در جامعه مطرح است . مفهوم حقوق بشر : حقوق بشر مجموع حق ها و آزادیهایی است که بشر در حیات فردی و اجتماعی جهت صیانت از کرامت ذاتی از آنها برخوردار است . حقوق و آزادیهای بشر : مانند سدی است که در برابر قدرت طلبی قدرت سیاسی قرار میگیرد و از دو عنصر 1- حق و 2- آزادی تشکیل شده است . الف) حــــــق : انسان بخاطر انسان بودنش و بخاطر داشتن کرامت از حق های بنیادین بهره مند است . تعاریف حق : 1- امتیازی که فرد از آن برخوردار است و این امتیاز درحقوق به سلطه و اختیار تعبیر میشود 2-ازنظر فلسفی بین حق بودن و حق داشتن فرق است حق بودن) متضاد باطل بودن است و در عرصه سیاسی فکری و اخلاق وجود دارد X حق است و y باطل = سیاسی فکر اسلام حق و صهیونیستی باطل = فکری راست گویی حق و دروغ باطل = اخلاقی حق داشتن ) حق داشتن در مقابل تکلیف قرار میگیرد . از دید حقوقی : حق فی النفسه اصالت نداشته بلکه نهادی است جهت حمایت و ضمانت از کرامت انسان از طریق نظام حقوقی آزادی : نظریه های مختلفی است : 1- محدودیت 2- مقاومت 3- مشارکت (نظریه های آزادی صوری و آزادی واقعی را بخوانید ) نظریه آیزیابرلین : آزادی دو مفهوم دارد : 1- مثبت 2- منفی آزادی در مفهوم منفی مستلزم عدم دخالت است و آزادی در مفهوم مثبت یک امر ایجابی و مستلزم چیزی بیش از عدم دخالت است نظریه مک کالوم : آزادی دارای یک مفهوم و سه عنصر است 1- آزادی چیزی (عامل) 2- آزادی از چیزی ( محدودیت ) 3- جهت انجام یا (بودن چیزی) این سه مفهوم بیانگر استقلال و خودمختاری بعنوان یکی از خصایص فطری بشری است تاریخچه حقوق بشر : حقوق بشر و آزادیهای عمومی همزاد انسان میباشد اما شناساندن آن به تلاشهای دانشمندان مختلف یونانیان و رم باستان ، پیامبران الهی بستگی داشت 1- تلاش دانشمندان یونانی و رمی باستان 2- پیامبران الهی 3- عصر مشروطیت 4- دوران حقوق طبیعی که انسان در حالت رها است و دو خصوصیت مد نظر است : 1- گرگ انسان است موجودی بد و شرور 2- موجودی خوب و سالم است 5- عصرانقلاب رنسانس و صنعتی 6- دوران روشنگری و عقل گرایی 7- اندیشمندان جدید و فعالات حقوقی و سیاسی بعد از جنگ جهانی دوم ماحصل تلاشهای بالا منجر به : 1- منشور کبیر انگلستان 2- اعلامیه اسنقلال امریکا 3- اعلامیه حقوق بشر و شهروندی فرانسه 4- اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد 5- میثاق حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مجمع عمومی سازمان ملل متحد مصادیق حقوق بشر و آزادیهای عمومی در سه نسل مختلف مورد بررسی است : 1- نسل اول حقوق بشر (حقوق مدنی و سیاسی ) 2- نسل دوم حقوق بشر (حقوق آزادیهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی) 3- نسل سوم حقوق بشر ( حقوق همبستگی ) الف – 1 ) نسل اول حقوق بشر (حقوق مدنی و حقوق سیاسی ) حقوق مدنی و حقوق سیاسی : مجموعه حق هایی است که در کنوانسیون ها و معاهدات بین المللی به آنها اشاره شده است این نوع حقوق در زندگی اجتماعی و فردی مصداق دارد . انواع حقوق و آزادیهای سیاسی : 1- آزادیها و حق های مدنی ) این نوع آزادی در زندگی فردی مطرح است و در راستای حفظ و صیانت خود و خصایص انسانی او میباشد و مهمترین آن : 1- حق حیات 2- حق امنیت حق حیات : حیات و زندگی نعمتی الهی است و خداوند به انسان اعطا نموده است و چون ناشی از وجود خداوند است دارای ارزش و اعتبار دوچندان است و حمایت از حیات انسان از تکالیف همه انسانها قوانین و مقررات داخلی و بین المللی است . حق امنیت : امنیت یعنی اطمینان خاطر که بر اساس آن افراد در جامعه ای که زندگی میکنند نسبت به حفظ جان ، حیثیت و حقوق مادی و معنوی خود بیم و هراس نداشته باشند . عدم وجود امنیت انسان قادر به حفظ کرامت ذلتی و در نتیجه شکوفایی خود نخواهد بود و در نتیجه حفظ امنیت هم وظیفه انسانها و هم بر عهده دولت که با قانونگذاری و ایجاد ساختارهای سیاسی و قضایی نقش حمایتی دارد . 2- آزادی و حق های فکری و سیاسی آزادی فکری : به مجموعه فعالیتهای ذهنی و معنوی که بصور گوناگون ابراز میگردد آزادی فکری میگویند آزادیهای فکر : مثل آزادی سیاسی است که آزادی انجام دادن انواع کارهای مختلفی که حکومت اقتضاء میکند و مثل استفاده از ابزاری که شهروندان بتوانند صدای خود را بگوش حکومت برسانند مصادیق آزادی فکری : 1- آزادی عقیده 2- آزادی بیان 3- آزادی اطلاعات 4- آزادی تعلیم و تعلم 5- آزادی انتخاب و تعیین سرنوشت 6- آزادی مشارکت سیاسی 3- آزادیهای گروهی ( اجتماعات) آزادی گروه به اعتبار حضور انسان در اجتماع تحقق می یابد . هدف آزادیهای گروهی تقویت ] انسجام زیست جمعی ، تحقق نیازها و منافع مشترک اجتماعی و ایجاد صلح و ثبات اجتماعی است . انواع آزادیهای گروهی : الف ) آزادیهای گروهی موقت : سخنرانیها – جلسات خصوصی و مهمانیها – تظاهرات خیابانی – راهپیمایی و اعتصاب ب ) آزادیهای گروهی دائم : احزاب سیاسی و سازمانهای غیر دولتی – سندیگا ها – باشگاه – انجمن های آشکار و پنهان الف – 2 ) نسل دوم حقوق بشر ( حقوق و آزادیهای اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی ) اجتماع گرایی و زیست جمعی انسان منجر به تحقق این نوع از حقوق و آزادیها شده است و از مصادیق آن : 1- آزادی مالکیت شخصی انسان برای حفظ موقعیت خود در برابر دیگران و اجتماع باید از امکانات و توانائیهایی برخوردار باشد مثل حق مالکیت شخصی 2- آزادی کار هیچکس حق ندارد انسان را وادار به کاری نماید یا از کاری که مورد علاقه اش است محروم نماید 3- آزادی و حق رفاه اجتماعی در راستای رشد جهانی و فکری انسان بایستی رفاه لازم از ناحیه افراد ساکن در جامعه و نیز دولت ایجاد شود : مسکن و بهداشت و ... 4- آزادی بازرگانی و صنعتی هرکس حق دارد موسسه بازرگانی یا اقتصادی ایجاد نموده و فعالیت خود را طبق نظر شخصی خود انتخاب کند 5- آزادی سندیکایی سندیکا : سازمان صنعتی است برای دفاع از حقوق اعضای خود ( در کشور ما اتحادیه های صنعتی درجه ضعیفی از سندیکاست) هریک از کسانی که در یک حرفه یا شغل خاصی فعالیت میکنند میتوانند با تشکیل انجمن ها ، اتحادیه ها و صنفها مطالبات خود را در برابر دولت و اجتماع تامین کنند 6- آزادی و حق فرهنگی زندگی اجتماعی در بطن خود دارای بسیاری از ارزشهاس سنت ها و احساسات و تعلقات مختلف است . صیانت از آنها موجب پایداری هویت انسان در اجتماع میشود . مثال : آموزش و پرورش رایگان تا دیپلم – آموزش عالی – مالکیت فکری و معنوی – حمایت از ابداعات و اختراعات الف – 3 ) نسل سوم حقوق بشر ( حقوق همبستگی ) حقوق همبستگی مبتنی بر یک نگرش و ذهنیت جهانی است . از یک سو کره زمین که محل زندگی انسان است باید مورد حمایت باشد و از طرف دیگر نیاز بشر محدود به نیاز فردی و اجتماعی نبوده و برخی از نیازهای انسان جهانی و فراگیر است . چنین ضرورتی تحت عنوان حقوق همبستگی در نظم نوین جهانی پذیرفته شده است و مصادیق آن حقوق همبستگی 1- حق توسعه : بر اساس ماده 1 قطعنامه 128/4 سازمان ملل متحد مصوب 4 دسامبر 1986 حق توسعه بواسطه اینکه همه ملل از حق مشارکت ، کمک و بهره برداری از توسعه اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی برخوردارند حق نیز قابل سلب و غیر قابل انتصابی است که در پرتو آن همه حقوق انسانی و آزادیهای وی می تواند بطور کامل محقق شود .(انرژی هسته ای حق مسلم ماست ...) 2- حق صلح : از جمله دلایل اصلی زیست جمعی تحقق صلح جهانی است که اساس تاسیس جامعه ملل و سازمان ملل متحد در راستای تحقق صلح است 3- حق محیط زیست سالم : بهداشت انسان و محیط پیرامون وی یکی از مهمترین نیازهای بشری است و حفظ و حمایت از آن نیازمند اشتراک مساعی جهانی است تا اینجا مفهوم حقوق بشر – تاریخچه حقوق بشر و مصادیق حقوق بشر و آزادیهای عمومی را گفتیم . ضمانت از آزادیهای عمومی و حقوق بشر : با توجه به اسناد بین المللی قوانین حقوق داخلی ، حقوق بشر و آزادیهای عمومی برسمیت شناخته شده اما در عمل همواره شاهد نقض آن در هر نقطه از جهان هستیم . تدابیر اندیشیده شده در راستای صیانت از حقوق بشر و آزادیهای عمومی بدینشرح است: الف ) تصمیمات داخلی تصمیماتی که در هریک از کشورها بطور حداقلی و حداکثری در قوانین و مقررات موضوعه پیش بینی شده است .از جمله وجود دادگاههای عمومی و اختصاصی مستقل و بی طرف جهت رسیدگی عادلانه به دعاوی مردم ، رسانه ها ، احزاب سیاسی و سازمانهای غیر دولتی ب ) تصمیمات بین المللی این نوع تصمیمات اقداماتی است که توسط سازمانها و نهادهای بین المللی جهت حمایت و صیانت از حقوق بشر صورت گرفته است از جمله : 1- شورای اروپایی حقوق بشر 2- کنوانسیون اروپایی حقوق بشر 3- دیوان اروپایی حقوق بشر 4- کمیسیون آمریکایی حقوق بشر 5- دیوان افریقایی حقوق بشر 6- دیوان کیفری بین المللی 7- دیوان دادگستری بین المللی و ... اصل تفکیک قوا : علت اصلی وجود اصل تفکیک قوا مبارزه با تمرکز قدرت در یک فرد یا یک نهاد خاص می باشد و این گام موثر در راستای تحقق اندیشه های دموکراتیک و مردم سالاری می باشد منشا اصل تفکیک قوا : در حکومتهای مختلف و مرکب که برای اولین بار در اندیشه یونانیان مطرح شده بود زیرا در حکومتهای مختلف قدرت در دست گروه یا فرد خاصی بوده است که امکان خودرایی در آن زیاد بود فلذا تفکیک قوا برای توزیع منطقی قدرت شکل گرفت هدف تفکیک قوا : 1- محدودیت قدرت سیاسی 2- توزیع قدرت در بین مقامات و نهادهای متعدد 3- کنترل و نظارت بر اعمال قدرت 4- جلوگیری از تمرکز قدرت در شخص یا گروه خاص 5- تقسیم و توزیع وظایف و اختیارات حکومت 6- جلوگیری از سوء استفاده از قدرت 7- ایجاد شفافیت در تصمیم گیری 8- پاسخگو بودن مقامات حکومتی در چهارچوب قانون 9- صیانت و پاسداری از حقوق و آزادی شهروندان 10- تسهیل و اداره عمومی و حکومتی نظریات درباره تفکیک قوا : 1-ارسطو : از نظر ارسطو هر دولت دارای سه قدرت می باشد : 1- اولین آن حق مشاوره و یا تصمیم گیری درباره کارهاست 2- مربوط به مجریان قانون ، صلاحیت ، شرایط و روش آنهاست 3- کارهای دادرسی است نکته ) درباره نظریه ارسطو : مرز بین قوای حاکم وجود ندارد بنوعی که هریک از قوا حق ورورد به صلاحیت تخصصی قوای دیگر را دارد . 2- جان لاک : برای تمرکز زدایی قدرت معتقد بود که قدرت باید در بین نهادهای مختلف دارای پایگاه مردمی توزیع شود و به سه قدرت معتقد بود : 1- قوه مقننه (تصمیم گیری وضع قانون) 2- مجریه 3- قوه متحده (فدراتیو) قوه مقننه جان لاک : برای بکارگیری نیروی جمهوری بصورت دلخواه در راستای حفظ و حراست جامعه قوانین بصورت مداوم اجرا شوند در حالیکه وضع آنها در مدت کوتاهی انجام میشود قوه مجریه جان لاک : وظیفه اجرای قوانین را در داخل کشور بعهده دارد قوه متحده جان لاک : وظیفه تنظیم مسائل خارجی را بعهده دارد نکته 1 ) جان لاک تعمدا قوه قضائیه را در ردیف سایر قوا نمی آورد زیرا معتقد است وظیفه قضا خارج از عملکرد سیاسی و حکومتی است نکته 2 ) جان لاک همچنین با توجه به پایگاه مردمی قوه مقننه این قوه را برتر از قوای دیگر میدانست نکته 3 ) در نظریه جان لاک قوه مجریه بعنوان اجرا کننده پاسخگوی کارکرد خود در برابر پارلمان میباشد (مسئولیت سیاسی) 3- شارل منتسکیو : اساس نظریه منتسکیو اصل تفکیک قوا حول محور آزادی سیاسی است در این نظریه هم سه قوه وجود دارد : 1- قوه مقننه : که توسط پادشاه یا قانونگذاری برای مدت معین یا همیشه وضع و یا اصلاح و القای آن قانون میکند 2- قوه اجراکننده : اموری مربوط به حقوق بین المللی است و بوسیله آن امنیت خارجی دولت تامین میشود 3- قوه مجریه : که متصدی امور مربوط به حقوق مدنی است و بوسیله آن در اختلافات افراد قضاوت شده و دعاوی را حل و فصل میکند از دیدگاه منتسکیو روابط بین قوای سه گانه باید طوری تنظیم شود که قدرت را متوقف کند . نکته 1 ) طبق این نظریه تفکیک قوا موجب ایجاد رژیم ریاستی یا تفکیک مطلق قواست نکته 2) قوای سه گانه مستقل از یکدیگر بوده و هیچکدام از آنها حق تاثیر یا تاثر از دیگری ندارد نکته 3) واضعان اولیه قانون اساسی امریکا و انقلابیون فرانسه از این نظریه استفاده میکنند . 4- از نظر رسو : بهترین نوع حکومت ، حکومت دموکراسی است . نظریه رسو در قالب سه قوه تجلی می یابد : 1- قوه مقننه 2- قوه مجریه 3- قوه قضائیه نکته 1 ) از نظر رسو قوه مقننه برتر است چراکه حاکمیت مردم از طریق قوه مقننه به دو قوه دیگر منتقل میشود . یعنی اقتدار سایر قوا ناشی از پارلمان است نکته 2 ) قوه مجریه تابع و تحت نظارت و پاسخگوی قوه مقننه است نکته 3 ) در نظریه رسو همکاری قوا با برتری قوه مقننه است نکته 4 ) در اصل تفکیک قوا منجر به ایجاد رژیم پارلمانی و تفکیک نسبی قوا میگردد. نتایج نظریات تفکیک قوا : بدو شکل ظهور می یابد : 1- تفکیک افقی و مطلق قوا حاصل نظریه پردازی منتسکیو می باشد . بر این اساس هریک از قوای حاکم دارای وظایف و تخصص و مستقل از یکدیگرند فلذا در عرض همند . در این نظام ارتباط و همکاری قوا حداقل ممکن است تفکیک عمودی و نسبی قوا حامل نظریه رسو است . در این نظام قدرت و حاکمیت واقعی از آن مردم بوده که شکل قوه مقننه عینیت می یابد و در نتیجه قوه مجریه بصورت سلسله مراتب در طول قوه مقننه قرار میگیرد . یکشنبه 03 آذر 1392 :: 15:45 :: نويسنده : studentrights
همکلاسی عزیز !! مع الاسف حسب الامر استاد گرانقدر شما اجازه دسترسی به این موضوعات را ندارید . لطفا در کلاسها راسا حضور بهم رسانیده و جزوات را شخصا مکتوب نمایید . مستدعیست نون بازوتونو بخورید !!!!
دوشنبه 27 آبان 1392 :: 21:51 :: نويسنده : studentrights
عرف : قواعدی که بین اشخاص الزام آور بوده و اشخاص خود را ملزم برعایت آن میدانند قانون نانوشته یا عرف نامیده میشود . این قواعد بصورت قانون تصویب نشده اند بلکه با گذشت زمان شکل میگیرند بعنوان مثال عرفا هزینه انتقال سند رسمی خودرو در بعضی مکان ها بعهده فروشنده و در بعضی جاها بعهده خریدار است . این قاعده بصورت متن قانونی تصویب نشده بلکه بصورت قانونی نانوشته توسط افراد هر محل رعایت میشود . در چه حالتی میتوان به عرف مراجعه کرد؟ 1- در جائیکه قانون صراحتا به عرف ارجاع دهد مانند ماده 22 قانون مدنی که میفرماید طرفین قرارداد فقط نسبت به مفاد قرارداد ملتزم نیستند بلکه به آن چیزهایی که عرف حکم میکند باید عمل شود . 2- قانون به عرف ارجاع نمیدهد اما مجبور هستیم از عرف کمک بگیریم بعنوان مثال در جایی قانون در مورد قضیه ای ناقص است با اجمال دارد در اینصورت میتوان از عرف کمک گرفت و سکوت ، نقص و اجمال را برطرف نمود . نکته ) چنانکه عرف با قوانین امری مخالف باشد قانون به عرف مقدم است بعبارت دیگر در وجود قانون امری نمیتوانیم به عرف استناد نماییم اما اگر عرف در تقابل با قانون تکمیلی قرارگیرد حسب الزام آور بودن قانون تکمیلی عرف بر آن قانون مقدم بوده و ارجحیت دارد . با توجه به مراتب یادشده سلسله مراتب قواعد از نظر قدرت اجرایی بدینشرح است : 1- قانون امری 2- توافق طرفین 3- عرف 4- قانون تکمیلی انواع عرف : عرف به 2 دسته عام و خاص تقسیم میشود . عرف غام شامل نگرش عمومی افراد و روابطشان با یکدیگر میشود و التزام اشخاص به این نوع نگرش قانون نانوشته ای را رقم میزند که همان طور که در مباحث گذشته گفتیم بعد از قانون امری و توافق طرفین راهگشای اختلافات حقوقی می باشد . اما عرف خاص زمانی است که محاکم در باب مسئله حقوقی خاص روش یکسانی در پیش میگیرند و آرای راجع به آن مسئله چندان تکرار میشود که میتوان گفت هرگاه دادگاه ها با دعوایی مشابه روبرو شوند همان تصمیم گیری فابل پیش بینی است عرف خاص در این معنا بعنوان رویه قضایی عام از منابع حقوق بشمار میرود ارکان عرف : عرف 2 عنصر اساسی دار که جمع آنها برای ایجاد قاعده حقوقی عرفی ضروری است که عبارتند از عنصر مادی و عنصر روانی . اما عنصر مادی عبارتست از عادت یا عمل و روشی است که بمدت طولانی بین مردم یا قشر و صنف خاصی از مردم مرسوم شود و همگی در برابر واقعه ای معین آن را بکار بندند . رکن مادی عرف در صورتی کامل است که عمومی و پایدار باشد . منظور از عمومی بودن اینست که بیشتر کسانی که در قلمرو آن قرار دارند از آن تبعیت بنمایند . بعبارت دیگر عنصر مادی (عمل و روش) باید باندازه ای رعایت شود که بتوان گفت اکثرا آن را پذیرفته و محترم میشمارند . بعنوان مثال اگر عادتی بعنوان عرف در تجارت کالایی مورد استناد باشد باید در میان بازرگانان آن محل چنان مرسوم باشد که همه تخلف از آن را موردی استثنایی بشمارند . دوشنبه 27 آبان 1392 :: 21:49 :: نويسنده : studentrights
پس از گذشتن چه مدتی غائب مرده فرض میشود ؟ قانونگذار پاسخ بع این پرسش را به حرف ارجاع داده . در ماده 1019 قانون مدنی میگوید حکم موت فرضی غائب در موردی صادر میشود که از تاریخ آخرین خبری که از حیات او رسیده مدتی گذشته باشد که عادتا چنین شخصی زنده نمی نمایاند . پس از بیان این قاعده کلی قانونگذار از باب مثال مدت هایی را ذکر میکند و مواد 1020 تا 1022 این مدت ها را بیان داشته است . صدور حکم موت فرضی غائب : بنابر ماده 155 قانون امور حسبی پس از وصول درخواست دادگاه اظهارات و دلائل درخواست کننده را بررسی و در صورت موجه تشخیص دادن بموجب ماده 1023 قانون مدنی 3 فقره آگهی هرکدام بفاصله یک ماه از یکدیگر منتشر میشود. با تعیین روز رسیدگی به درخواست به فاصله یکسال از تاریخ نشر آخرین آگهی گذشته باشد و در نهایت دادگاه با توجه به ماده 1018 قانون مدنی با تطبیق اوضاع و احوال غائب با قوانین مربوطه تاریخی را برای موت فرضی غائب مشخص میکند . دادن اموال غائب و تصرف قطعی ورثه : پس از آن که حکم موت فرضی صادر و قطعیت یافت آثار آن همان آثاری است که وقوع مرگ حقیقی در پی دارد . این یعنی اموال غائبی که حکم موت فرضی وی صادر شده بطور قهری به ورثه او انتقال میابد . این امر در ماده 867 قانون مدنی بیان شده که میفرماید : ارث به موت حقیقی یا بصورت موت فرضی مورث تحقق پیدا میکند . اما این که چه کسانی را باید وارث شناخت بسیار مهم است زیرا ممکن است از زمان غیبت تا هنگام صدور حکم موت فرضی وراث تغییر نماید . بعنوان مثال ممکن است افرادی که در بخشی از طول این مدت وارث محسوب میشده اند فوت نموده و دیگران این عنوان را دارا شوند بهمین منظور طبق ماده 1018 قانون مدنی اموال غائب مرده فرض شده وراث او بشمار می آیند . با آنکه ماده 160 قانون امور حسبی اشعار میدارد بعد از قطعیت حکم موت فرضی تامیناتی که از امین یا ورثه گرفته شده مرتفع میگردد باید گفت این تامینات زمانی مرتفع میشود که اموال از طرف اشخاص مذکور بکسانی که در تاریخی که در حکم دادگاه برای موت فرضی غائب در نظر گرفته شده و وارث محسوب میشوند تحویل داده شده و در آن اموال بر اثر تعدی یا تفریط کمبود و نقصی پدید نیامده باشد زیرا اخذ ضامن و تضمینات دیگر بمنظور جبران خسارت احتمالی است . موارد الغای حکم موت فرضی : بموجب ماده 161 قانون امور حسبی هرموقع که موت حقیقی یا زنده بودن غائب معلوم گردد اقداماتی که راجع به موت فرضی او بعمل آمده بلا اثر خواهد شد مگر اقداماتی که برای حفظ و اداره اموال غائب صورت گرفته است . در موقعی که موت حقیقی یا زنده بودن غائب معلوم شود برای آنکه کشف گردد که انتقال قهری اموال وی به ورثه بر اثر صدور حکم موت فرضی بی مورد بوده ، باید موت حقیقی یا زنده بودن غائب توسط دادگاه احراز شود و حکم موت فرضی توسط همان دادگاه لغو شود . مسلم گردیدن موت حقیقی غائب : کسانی که بهنگام مشخص شدن موت حقیقی غائب ، وارث او محسوب میشوند و از تقسیم اموال غائب بترتیبی که در پی صدور حکم موت فرضی صورت گرفته متضرر شده اند ( مسلم گردیدن موت حقیقی غائب) ذی نفع می باشد که در اموال غائب در ترکیب جدید ( بر اساس تاریخ موت حقیقی) بین وراث تقسیم میشود . دوشنبه 27 آبان 1392 :: 21:46 :: نويسنده : studentrights
صلاحیت دادگاه محلی (محل وقوع جرم ) : مواد 51 و 54 آئین دادرسی کیفری 1- دادگاه محل وقوع جرم 2- دادگاه محل کشف جرم 3- دادگاه محل دستگیری متهم 4- محل وقوع مهمترین جرم 5- درصورت یکسان بودن جرائم یکسان آن دادگاه که دستگیر شده مستثنیات قواعد صلاحیت محلی : 1- جرائم مربوط به کارکنان دولت در دادگاههای جزایی مراکز استانها 2- جرائم مربوط به استانداران – فرمانداران – دارندگان پایه های قضایی – نمایندگان شورای اسلامی و مدیران کل در دادگاه جزایی تهران 3- احاله موضوع ماده 62 آئین دادرسی کیفری صلاحیت دادگاهها : 1- صنف ) قضایی و اداری و قضایی متشکل از : 1- دادگاههای کیفری 2- دادگاههای حقوقی 2- نوع ) عمومی و اختصاصی الف – عمومی : 1- بدوی 2- تجدید نظر 3- دیوانعالی کشور ب - اختصاصی : دادسراها و دادگاههای نظامی – دادگاه انقلاب – دیوان عدالت اداری 3- درجه ) بدوی – تجدید نظر عطف بما سبق شدن مربوط به تشکیلات و صلاحیت دادگاهها : 1- انحلال مراجع صالح و صلاحیت مراجع قضایی جدید قانون جدید فورا اجرا میشود مثال دادگاههای کیفری 1 و 2 سابق صلاحیت رسیدگی به سرقت را داشتند قانون لاحق دادگاههای کیفری 1 و 2 را منحل و بجای آن دادگاههای عمومی صلاحیت رسیدگی دارند . دادگاههای عمومی جدید صلاحیت رسیدگی را دارد یعنی قانون لاحق اجرا میشود . 2- خارج کردن صلاحیت رسیدگی از دادگاهی و دادن آن صلاحیت به دادگاه دیگر قانون لاحق فوری اجرا میشود . 3- دیوانعالی کشور در مواردی از قاعده عطف بما سبق شدن قوانین مربوط به صلاحیت پیروی میکند . عطف بما سبق شدن قوانین مربوط به نحوه دادرسی : پس در قانون لاحق فرض بر این است که راه تمییز عقل و اجرای عدالت را هموار میسازد نتیجه : فورا قانون لاحق اجرا میشود استثنا در مواردی است که اجرای قانون لاحق حقوق مکتسبه (اکتسابی) متهمان را در دادرسی نفی کند و آن را بمخاطره اندازد . مثال رایی صادر شده که مدت اعتراض 20 روز است و قانون لاحق مدت اعتراض 10 روز است فلذا 10 روز در نظر گرفته نمیشود چون مدت اعتراض حق مکتسبه فرد است . زوال عنصر قانونی : اسباب اباحه ) اوضاع و احوالی که در آن افعالی که در اوضاع عادی جرم است جرم نمیباشد یعنی عواملی که وصف فعل یا ترک فعل را جرم میسازد را می زداید . عوامل موجه جرم یا حدود مسئولیت جزایی : انواع عدم مسئولیت ) 1- عدم مسئولیت عینی ( اسباب عینی ) : 1- دفاع مشروع 2- امر عامه قانونی 2- عدم مسئولیت شخصی ( اسباب شخصی) : 1- جنون 2- کودکی
یعنی تخطی از مقررات کیفری با اجازه قانونگذار صورت میگیرد . علت اجازه قانون درباره اسباب عینی و شخصی : 1- در حکم ادای وظیفه است 2- به اعتبار حقی است که قانونگذار استیفای آن را مشروع دانسته و به این دلیل تقصیری متوجه ذیحق نمیداند 3- رضایت مجنی علیه را شرط عدم تقصیر شناخته و به آن اعتبار بخشیده و به جرائم خاص محدود است عوامل موجه جرم : 1- اضطرار 2- حکم قانون و امر آمر قانونی 3- رضایت مجنی علیه 4- دفاع مشروع اضطرار : ناچاری و درماندگی مثال فروش منزل برای درمان فرزند .قدرت اختیار و اراده سلب نیست . اجبار : قدرت اراده و اختیار سلب میشود پس قدرت اختیار و اجبار از روی اراده است دلائل فقهی اضطرار : اظطرار موجب زوال قانون است یعنی هرگاه تبعیت از قانونگذاری ضرری هنگفت متوجه مکلف کند رجوع به اجرای قانون برداشته میشود . آیه 173 بقره حدیث رفع : منظور این حدیث اگر کسی مضطر باشد در مقام دفع ضرئرتی دست بکاری بزند و مرتکب گناه شود بخشیده میشود حرج : درتنگنا بودن الضرورات تبیح المحظورات : زمانی که اضطرار پیش بیاید بعضی از محدودیتها برداشته میشود . ادله حقوقدانان درجهت معافیت مجازات : 1- دلیل ذهنی 2- دلیل عینی 1- دلیل ذهنی : بلحاظ وضع روانی بزهکار در روبرو شدن در حفظ مال و حیات و فاقد شدن از اراده در نتیجه از مجازات معافند .فقدان نیت مجرمانه در حالت اضطرار – فرد انگیزه شرافتمندانه دارد 2- دلیل عینی : جرم در حالت اضطرار ریشه اجتماع ستیزی ندارد . نشانه تباهی اخلاقی نیست .ماده 55 قانون مجازات اسلامی – ماده 198 قانون مجازات اسلامی در مورد سرقت – ماده 814 قانون مجازات اسلامی در مورد راشی و ربا دهنده شرایط تحقق اضطرار : 1- بروز خطر شدید تهدید مال و جان خود مرتکب و دیگران 2- ضرورت ارتکاب جرم برای حفظ مال و جان خود و دیگری 3- عدم مداخله عمدی مرتکب در ایجاد خطر 4- تناسب جرم و فعل موجود دوشنبه 27 آبان 1392 :: 21:35 :: نويسنده : studentrights
Chapter Twe (New Years Day) PRE-READING Answer: 1- They were clebrating new year 2- We celebrate on first farvardin/at the end of winter 3- I stay at hom for the new year
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید