درباره سایت


به سایت گروه دانشکده حقوق خوش آمدید.مطالب مندرج در این وبگاه جهت استفاده فارغ التحصیلان و دانشجویان رشته حقوق طراحی و مختص به تحقیقات و مطالب درسی در مقاطع کارشناسی کارشناسی ارشد و دکتری بوده و به هیچ حزب یا گروهی وابسته نمیباشد.
موضوعات
پیشنهادهای دانشکده حقوق
دوشنبه 04 آذر 1392 :: 17:30 :: نويسنده : studentrights

حقوق بشر و آزادیهای عمومی :

انسان بعنوان اشرف مخلوقات میباشد و تمام عالم و امکانات بخاطر وی از جانب خداوند خلق شده است . دارای کرامت ذاتی و الهی است و این کرامت باید مورد حمایت قرارگیرد و ضمانت شود . حمایت از کرامت انسان تحت عنوان حقوق بشر در جامعه مطرح است .

مفهوم حقوق بشر :

حقوق بشر مجموع حق ها و آزادیهایی است که بشر در حیات فردی و اجتماعی جهت صیانت از کرامت ذاتی از آنها برخوردار است .

حقوق و آزادیهای بشر : مانند سدی است که در برابر قدرت طلبی قدرت سیاسی قرار میگیرد و از دو عنصر 1- حق و 2- آزادی تشکیل شده است .

الف) حــــــق : انسان بخاطر انسان بودنش و بخاطر داشتن کرامت از حق های بنیادین بهره مند است .

تعاریف حق : 1- امتیازی که فرد از آن برخوردار است و این امتیاز درحقوق به سلطه و اختیار تعبیر میشود    

                    2-ازنظر فلسفی بین حق بودن و حق داشتن فرق است

                        حق بودن) متضاد باطل بودن است و در عرصه سیاسی فکری و اخلاق وجود دارد

                        X حق است و y باطل = سیاسی

                        فکر اسلام حق و صهیونیستی باطل = فکری

                        راست گویی حق و دروغ باطل = اخلاقی  

                     حق داشتن ) حق داشتن در مقابل تکلیف قرار میگیرد .

                    از دید حقوقی : حق فی النفسه اصالت نداشته بلکه نهادی است جهت حمایت و ضمانت از کرامت انسان از طریق نظام حقوقی

آزادی : نظریه های مختلفی است : 1- محدودیت   2- مقاومت    3- مشارکت

(نظریه های آزادی صوری و آزادی واقعی را بخوانید )

نظریه آیزیابرلین : آزادی دو مفهوم دارد : 1- مثبت    2- منفی  آزادی در مفهوم منفی مستلزم عدم دخالت است و آزادی در مفهوم مثبت یک امر ایجابی و مستلزم چیزی بیش از عدم دخالت است

نظریه مک کالوم : آزادی دارای یک مفهوم و سه عنصر است

1-      آزادی چیزی (عامل)

2-     آزادی از چیزی ( محدودیت )

3-     جهت انجام یا (بودن چیزی)

این سه مفهوم بیانگر استقلال و خودمختاری بعنوان یکی از خصایص فطری بشری است

تاریخچه حقوق بشر : حقوق بشر و آزادیهای عمومی همزاد انسان میباشد اما شناساندن آن به تلاشهای دانشمندان مختلف یونانیان و رم باستان ، پیامبران الهی  بستگی داشت

1-      تلاش دانشمندان یونانی و رمی باستان

2-     پیامبران الهی

3-     عصر مشروطیت

4-     دوران حقوق طبیعی  که انسان در حالت رها است و دو خصوصیت مد نظر است : 1- گرگ انسان است موجودی بد و شرور  2- موجودی خوب و سالم است

5-     عصرانقلاب رنسانس و صنعتی

6-     دوران روشنگری و عقل گرایی

7-     اندیشمندان جدید و فعالات حقوقی و سیاسی بعد از جنگ جهانی دوم

ماحصل تلاشهای بالا منجر به :

1-      منشور کبیر انگلستان

2-     اعلامیه اسنقلال امریکا

3-     اعلامیه حقوق بشر و شهروندی فرانسه

4-     اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد

5-     میثاق حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مجمع عمومی سازمان ملل متحد

مصادیق حقوق بشر و آزادیهای عمومی در سه نسل مختلف مورد بررسی است :

1-      نسل اول حقوق بشر (حقوق مدنی و سیاسی )

2-     نسل دوم حقوق بشر (حقوق آزادیهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی)

3-     نسل سوم حقوق بشر ( حقوق همبستگی )

الف 1 ) نسل اول حقوق بشر (حقوق مدنی و حقوق سیاسی )

حقوق مدنی و حقوق سیاسی : مجموعه حق هایی است که در کنوانسیون ها و معاهدات بین المللی به آنها اشاره شده است  این نوع حقوق در زندگی اجتماعی و فردی مصداق دارد .

انواع حقوق و آزادیهای سیاسی :

1-      آزادیها و حق های مدنی )

این نوع آزادی در زندگی فردی مطرح است و در راستای حفظ و صیانت خود و خصایص انسانی او میباشد و مهمترین آن : 1- حق حیات    2- حق امنیت

حق حیات :

حیات و زندگی نعمتی الهی است و خداوند به انسان اعطا نموده است و چون ناشی از وجود خداوند است دارای ارزش و اعتبار دوچندان است و حمایت از حیات انسان از تکالیف همه انسانها قوانین و مقررات داخلی و بین المللی است .

حق امنیت :

امنیت یعنی اطمینان خاطر که بر اساس آن افراد در جامعه ای که زندگی میکنند نسبت به حفظ جان ، حیثیت و حقوق مادی و معنوی خود بیم و هراس نداشته باشند . عدم وجود امنیت انسان قادر به حفظ کرامت ذلتی و در نتیجه شکوفایی خود نخواهد بود و در نتیجه حفظ امنیت هم وظیفه انسانها و هم بر عهده دولت که با قانونگذاری و ایجاد ساختارهای سیاسی و قضایی نقش حمایتی دارد .

2-     آزادی و حق های فکری و سیاسی

آزادی فکری : به مجموعه فعالیتهای ذهنی و معنوی که بصور گوناگون ابراز میگردد آزادی فکری میگویند

آزادیهای فکر : مثل آزادی سیاسی است که آزادی انجام دادن انواع کارهای مختلفی که حکومت اقتضاء میکند و مثل استفاده از ابزاری که شهروندان بتوانند صدای خود را بگوش حکومت برسانند

مصادیق آزادی فکری :

1-      آزادی عقیده

2-     آزادی بیان

3-     آزادی اطلاعات

4-     آزادی تعلیم و تعلم

5-     آزادی انتخاب و تعیین سرنوشت

6-     آزادی مشارکت سیاسی

3-     آزادیهای گروهی ( اجتماعات)

آزادی گروه به اعتبار حضور انسان در اجتماع تحقق می یابد . هدف آزادیهای گروهی تقویت ] انسجام زیست جمعی ، تحقق نیازها و منافع مشترک اجتماعی و ایجاد صلح و ثبات اجتماعی است .

انواع آزادیهای گروهی : الف ) آزادیهای گروهی موقت : سخنرانیها جلسات خصوصی و مهمانیها تظاهرات خیابانی راهپیمایی و اعتصاب      ب ) آزادیهای گروهی دائم : احزاب سیاسی و سازمانهای غیر دولتی سندیگا ها باشگاه انجمن های آشکار و پنهان

الف 2 ) نسل دوم حقوق بشر ( حقوق و آزادیهای اقتصادی اجتماعی فرهنگی )

اجتماع گرایی و زیست جمعی انسان منجر به تحقق این نوع از حقوق و آزادیها شده است و از مصادیق آن :

1-      آزادی مالکیت شخصی

انسان برای حفظ موقعیت خود در برابر دیگران و اجتماع باید از امکانات و توانائیهایی برخوردار باشد مثل حق مالکیت شخصی

2-     آزادی کار

هیچکس حق ندارد انسان را وادار به کاری نماید یا از کاری که مورد علاقه اش است محروم نماید

3-     آزادی و حق رفاه اجتماعی

در راستای رشد جهانی و فکری انسان بایستی رفاه لازم از ناحیه افراد ساکن در جامعه و نیز دولت ایجاد شود : مسکن و بهداشت و ...

4-     آزادی بازرگانی و صنعتی

هرکس حق دارد موسسه بازرگانی یا اقتصادی ایجاد نموده و فعالیت خود را طبق نظر شخصی خود انتخاب کند

5-     آزادی سندیکایی

سندیکا : سازمان صنعتی است برای دفاع از حقوق اعضای خود ( در کشور ما اتحادیه های صنعتی درجه ضعیفی از سندیکاست) هریک از کسانی که در یک حرفه یا شغل خاصی فعالیت میکنند میتوانند با تشکیل انجمن ها ، اتحادیه ها و صنفها مطالبات خود را در برابر دولت و اجتماع تامین کنند

6-     آزادی و حق فرهنگی

زندگی اجتماعی در بطن خود دارای بسیاری از ارزشهاس سنت ها و احساسات و تعلقات مختلف است . صیانت از آنها موجب پایداری هویت انسان در اجتماع میشود . مثال : آموزش و پرورش رایگان تا دیپلم آموزش عالی مالکیت فکری و معنوی حمایت از ابداعات و اختراعات

الف 3 ) نسل سوم حقوق بشر ( حقوق همبستگی )

حقوق همبستگی مبتنی بر یک نگرش و ذهنیت جهانی است . از یک سو کره زمین که محل زندگی انسان است باید مورد حمایت باشد و از طرف دیگر نیاز بشر محدود به نیاز فردی و اجتماعی نبوده و برخی از نیازهای انسان جهانی و فراگیر است . چنین ضرورتی تحت عنوان حقوق همبستگی در نظم نوین جهانی پذیرفته شده است و مصادیق آن حقوق همبستگی

1-      حق توسعه : بر اساس ماده 1 قطعنامه 128/4 سازمان ملل متحد مصوب 4 دسامبر 1986 حق توسعه بواسطه اینکه همه ملل از حق مشارکت ، کمک و بهره برداری از توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی برخوردارند حق نیز قابل سلب و غیر قابل انتصابی است که در پرتو آن همه حقوق انسانی و آزادیهای وی می تواند بطور کامل محقق شود .(انرژی هسته ای حق مسلم ماست ...)

2-     حق صلح :  از جمله دلایل اصلی زیست جمعی تحقق صلح جهانی است که اساس تاسیس جامعه ملل و سازمان ملل متحد در راستای تحقق صلح است

3-     حق محیط زیست سالم : بهداشت انسان و محیط پیرامون وی یکی از مهمترین نیازهای بشری است و حفظ و حمایت از آن نیازمند اشتراک مساعی جهانی است

تا اینجا مفهوم حقوق بشر تاریخچه حقوق بشر و مصادیق حقوق بشر و آزادیهای عمومی  را گفتیم .

ضمانت از آزادیهای عمومی و حقوق بشر :

با توجه به اسناد بین المللی قوانین حقوق داخلی ، حقوق بشر و آزادیهای عمومی برسمیت شناخته شده اما در عمل همواره شاهد نقض آن در هر نقطه از جهان هستیم . تدابیر اندیشیده شده در راستای صیانت از حقوق بشر و آزادیهای عمومی بدینشرح است:

الف ) تصمیمات داخلی

تصمیماتی که در هریک از کشورها بطور حداقلی و حداکثری در قوانین و مقررات موضوعه پیش بینی شده است .از جمله وجود دادگاههای عمومی و اختصاصی مستقل و بی طرف جهت رسیدگی عادلانه به دعاوی مردم ، رسانه ها ، احزاب سیاسی و سازمانهای غیر دولتی

ب ) تصمیمات بین المللی

این نوع تصمیمات اقداماتی است که توسط سازمانها و نهادهای بین المللی جهت حمایت و صیانت از حقوق بشر صورت گرفته است از جمله :

1-      شورای اروپایی حقوق بشر

2-     کنوانسیون اروپایی حقوق بشر

3-     دیوان اروپایی حقوق بشر

4-     کمیسیون آمریکایی حقوق بشر

5-     دیوان افریقایی حقوق بشر

6-     دیوان کیفری بین المللی

7-     دیوان دادگستری بین المللی و ...

اصل تفکیک قوا :

علت اصلی وجود اصل تفکیک قوا مبارزه با تمرکز قدرت در یک فرد یا یک نهاد خاص می باشد و این گام موثر در راستای تحقق اندیشه های دموکراتیک و مردم سالاری می باشد

منشا اصل تفکیک قوا :

در حکومتهای مختلف و مرکب که برای اولین بار در اندیشه یونانیان مطرح شده بود زیرا در حکومتهای مختلف قدرت در دست گروه یا فرد خاصی بوده است که امکان خودرایی در آن زیاد بود فلذا تفکیک قوا برای توزیع منطقی قدرت شکل گرفت

هدف تفکیک قوا :

1-      محدودیت قدرت سیاسی

2-     توزیع قدرت در بین مقامات و نهادهای متعدد

3-     کنترل و نظارت بر اعمال قدرت

4-     جلوگیری از تمرکز قدرت در شخص یا گروه خاص

5-     تقسیم و توزیع وظایف و اختیارات حکومت

6-     جلوگیری از سوء استفاده از قدرت

7-     ایجاد شفافیت در تصمیم گیری

8-    پاسخگو بودن مقامات حکومتی در چهارچوب قانون

9-     صیانت و پاسداری از حقوق و آزادی شهروندان

10-    تسهیل و اداره عمومی و حکومتی

نظریات درباره تفکیک قوا :

1-ارسطو : از نظر ارسطو هر دولت دارای سه قدرت می باشد :

1-      اولین آن حق مشاوره و یا تصمیم گیری درباره کارهاست

2-     مربوط به مجریان قانون ، صلاحیت ، شرایط و روش آنهاست

3-     کارهای دادرسی است

نکته ) درباره نظریه ارسطو : مرز بین قوای حاکم وجود ندارد بنوعی که هریک از قوا حق ورورد به صلاحیت تخصصی قوای دیگر را دارد .

2-     جان لاک : برای تمرکز زدایی قدرت معتقد بود که قدرت باید در بین نهادهای مختلف دارای پایگاه مردمی توزیع شود و به سه قدرت معتقد بود : 1- قوه مقننه (تصمیم گیری وضع قانون)  2- مجریه    3- قوه متحده (فدراتیو)

قوه مقننه جان لاک : برای بکارگیری نیروی جمهوری بصورت دلخواه در راستای حفظ و حراست جامعه قوانین بصورت مداوم اجرا شوند در حالیکه وضع آنها در مدت کوتاهی انجام میشود

قوه مجریه جان لاک : وظیفه اجرای قوانین را در داخل کشور بعهده دارد

قوه متحده جان لاک : وظیفه تنظیم مسائل خارجی را بعهده دارد

نکته 1 ) جان لاک تعمدا قوه قضائیه را در ردیف سایر قوا نمی آورد زیرا معتقد است وظیفه قضا خارج از عملکرد سیاسی و حکومتی است

نکته 2 ) جان لاک همچنین با توجه به پایگاه مردمی قوه مقننه این قوه را برتر از قوای دیگر میدانست

نکته 3 ) در نظریه جان لاک قوه مجریه بعنوان اجرا کننده پاسخگوی کارکرد خود در برابر پارلمان میباشد (مسئولیت سیاسی)

3-     شارل منتسکیو : اساس نظریه منتسکیو اصل تفکیک قوا حول محور آزادی سیاسی است در این نظریه هم سه قوه وجود دارد :

1-      قوه مقننه : که توسط پادشاه یا قانونگذاری برای مدت معین یا همیشه وضع و یا اصلاح و القای آن قانون میکند

2-     قوه اجراکننده : اموری مربوط به حقوق بین المللی است و بوسیله آن امنیت خارجی دولت تامین میشود

3-     قوه مجریه : که متصدی امور مربوط به حقوق مدنی است و بوسیله آن در اختلافات افراد قضاوت شده و دعاوی را حل و فصل میکند

از دیدگاه منتسکیو روابط بین قوای سه گانه باید طوری تنظیم شود که قدرت را متوقف کند .

نکته 1 ) طبق این نظریه تفکیک قوا موجب ایجاد رژیم ریاستی یا تفکیک مطلق قواست

نکته 2) قوای سه گانه مستقل از یکدیگر بوده و هیچکدام از آنها حق تاثیر یا تاثر از دیگری ندارد

نکته 3) واضعان اولیه قانون اساسی امریکا و انقلابیون فرانسه از این نظریه استفاده میکنند .

4-     از نظر رسو  : بهترین نوع حکومت ، حکومت دموکراسی است . نظریه رسو در قالب سه قوه تجلی می یابد :

1-      قوه مقننه

2-     قوه مجریه

3-     قوه قضائیه

نکته 1 ) از نظر رسو قوه مقننه برتر است چراکه حاکمیت مردم از طریق قوه مقننه به دو قوه دیگر منتقل میشود . یعنی اقتدار سایر قوا ناشی از پارلمان است

نکته 2 ) قوه مجریه تابع و تحت نظارت و پاسخگوی قوه مقننه است

نکته 3 ) در نظریه رسو همکاری قوا با برتری قوه مقننه است

نکته 4 ) در اصل تفکیک قوا منجر به ایجاد رژیم پارلمانی و تفکیک نسبی قوا میگردد.

نتایج نظریات تفکیک قوا :

بدو شکل ظهور می یابد :

1-      تفکیک افقی و مطلق قوا حاصل نظریه پردازی منتسکیو می باشد . بر این اساس هریک از قوای حاکم دارای وظایف و تخصص و مستقل از یکدیگرند فلذا در عرض همند . در این نظام ارتباط و همکاری قوا حداقل ممکن است

تفکیک عمودی و نسبی قوا حامل نظریه رسو است . در این نظام قدرت و حاکمیت واقعی از آن مردم بوده که شکل قوه مقننه عینیت می یابد و در نتیجه قوه مجریه بصورت سلسله مراتب در طول قوه مقننه قرار میگیرد . 




نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران