درباره سایت


به سایت گروه دانشکده حقوق خوش آمدید.مطالب مندرج در این وبگاه جهت استفاده فارغ التحصیلان و دانشجویان رشته حقوق طراحی و مختص به تحقیقات و مطالب درسی در مقاطع کارشناسی کارشناسی ارشد و دکتری بوده و به هیچ حزب یا گروهی وابسته نمیباشد.
موضوعات
پیشنهادهای دانشکده حقوق
چهارشنبه 27 آذر 1392 :: 00:18 :: نويسنده : studentrights

 

بودجه

بودجه در زبان عامیانه فرانسویان بمعنای کیسه که در آن پولی نهاده و بکمر می بستند اطلاق میگردیده و در فرانسه به آن بوجه میگویند .

تعریف بودجه از دیدگاه قانونگذار :

بودجه سندی است که معاملات دخل و خرج مملکتی برای مدت معینی در آن پیش بینی و تصویب میگردد و مدت مزبور را سنه مالی میگویند که عبارتست از یکسال شمسی

تعریف بودجه عمومی :

1-      بودجه عمومی دولت شامل اجزای زیر است :

الف ) بودجه عادی برای وزارتخانه ها و موسسات دولتی

ب   ) بودجع عمرانی

2-     بودجه شرکتهای دولتی

3-     بودجه موسساتی که تحت عناوین غیر از فوق منظور میشود

اصول حاکم بر بودجه :

الف ) اصول بنیادین

ب  ) اصول فرعی

 

الف ) اصول بنیادین :

1-      اصل سالیانه بودن

چون درآمدها و هزینه های یکسال دولت مبالغ زیادی است و نمیتوانیم برآورد دقیقی از این دو منبع داشته باشیم مجبوریم بصورت یکسال مالی در نظر بگیریم و تقسیم میشود به سه دلیل اقتصادی – فنی و سیاسی . سال مالی یکسال هجری شمسی است که از فروردین ماه آغاز و به پایان اسفندماه ختم میشود (ماده 6 قانون محاسبات )

2-     اصل وحدت :

منظور از اصل وحدت بودجه اینست که بودجه واحدی که شامل تمامی عملیات دولت و دربرگیرنده بودجه تمام دستگاههای دولتی باشد تدوین و در قالب یک لایحه بودجه تقدیم شود

3-     اصل تفصیل :

بایستی بودجه بصورت مشروح و با کلیه جزئیات آن تدوین شود

4-     اصل جامعیت :

بایستی کلیه اقلام درآمد بر حسب مبالغ پیش بینی شده محسوب و اقلام هزینه نیز بر اساس برآوردهای انجام شده منظور شود و نبایستی ارقام درآمد و هزینه در بودجه با یکدیگر تهاتر کند اصل 53 قانون اساسی نیز بر آن اذعان دارد .

ب  ) اصول فرعی :

1-      اصل وضوح :

مقررات بودجه باید بطور روشن و واضح و خالی از هرگونه ابهام تدوین شوند

2-     اصل تشخیص :

تمام ارقام در بودجه می بایست دقیقا به همان ترتیبی که در فانون بودجه بتصویب مجلس رسیده است وصول یا مصرف شوند

3-     اصل انعطاف پذیری :

مدیران اجرایی میتوانند مبلغی از برخی مواد و برنامه ها کسر و به برنامه های دیگر اضافه نمایند ( هزینه های محرمانه)

4-     اصل تخمینی بودن درآمدها :

درآمدهای دولت جنبه تخمینی دارند زیرا وصول دقیق کلیه درآمدهای پیش بینی شده در قانون بودجه امکان پذیر نیست . پیش بینی درآمد یا سایر منابع تامین اعتبار در بودجه کل کشور مجوزی برای وصول از اشخاص تلقی نمیگردد و در هر مورد احتیاج به مجوز قانونی دارد .( مواد 37 و 38 قانون محاسبات )

5-     اصل تحدیدی بودن هزینه ها :

هزینه ها باید در حد اعتبار مصوب صورت گیرند و تجاوز از این حد غیر قانونی و ممنوع است

6-     اصل قانونی بودن :

بودجه سالیانه کل کشور به ترتیبی که در قانون مقرر میشود از طرف دولت تهیه و برای رسیدگی به مجلس شورای اسلامی تسلیم میشود . هرگونه تغییر در ارقام بودجه نیز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود (اصل 52 قانون اساسی)

7-     اصل تعادل :

تعادل میان درآمدها و هزینه های دولت در یکسال مالی است و عدم تعادل  منجر به کسر بودجه یا مازاد بودجه میشود

روشهای تهیه و تنظیم بودجه :

الف ) پیش بینی درآمدها

ب ) برآورد هزینه ها

 

الف ) پیش بینی درآمدها

1-      روش خودکار یا سال ماقبل آخر

بر اساس میزان درآمد وصولی قطعی در سال ماقبل محاسبه میگردد

2-     روش میانگین

درآمدها را در یک دوره سه تا پنج ساله ملاک قرار میدهند

3-     ارزیابی مستقیم

با اتکا بتجارب بدست آمده از بررسی وصولیهای سال قبل و اوضاع اقتصادی جهان

4-     پیش بینی سنجیده و تنظیم

ارائه پرسشنامه به مودیان مالیاتی و طرح سوالات لازم و نتیجه آن

ب  ) روشهای برآورد هزینه

1-      بودجه متداول

هزینه های هر دستگاه اجرایی به تفکیک فصول و مواد هزینه  تقسیم بندی و برآورد میشود

2-     بودجه برنامه ای

عملیات دستگاههای اجرایی بشکل برنامه کار تنظیم شده و برحسب هدفهای آن مورد تحلیل قرارگرفته و ارزش پولی آن برآورد میگردد

نکته ) در بودجه متداول براساس تفکیک فصول و مواد هزینه تنظیم میگردد و عملیاتی که اجرای آنها مورد نظر است منعکس میشود ولی در بودجه برنامه ای این مواد هزینه داخل برنامه و یا فعالیت تنظیم میگردد.

3-     بودجه عملیاتی

حجم عملیات بر اساس موازین علمی و فنی اندازه گیری شده و هزینه آن با حسابداری و مدیریت نوین جهت تعیین قیمت تمام شده محاسبه و برآورد میگردد .بدوروش میباشد : قیمت تمام شده – روش اندازه گیری

نکته ) روش اندازه گیری کار دارای دو روش : بررسی های زمانی و تجزیه و تحلیل آماری است

4-     بودجه بندی  طرح و برنامه

انتخاب مناسبترین راه انجام دادن کار در حداقل زمان و با کمترین هزینه

5-     بودجه بندی بر اساس صفر

فعالیتها یا طرحهایی را که بازده کمتری دارند حذف و آنها را که اولویت دارند تقویت میگردد

مراحل بودجه در نظامهای پارلمانی :

1-      تهیه و تنظیم و پیشنهاد بودجه

2-     رسیدگی و تصویب بودجه

3-     اجرای بودجه

4-     نظارت بر بودجه

تهیه و تنظیم بودجه : الف ) در سطح کلان       ب ) در سطح دستگاههای اجرایی

الف ) تهیه و تنظیم بودجه در سطح کلان :

شروع این مرحله با صدور بخشنامه بودجه :

1-      مقدمه

2-     زمانبندی تهیه و تنظیم لایحه بودجه

3-     هدفها و سیاست کلی دولت

4-     رهنمودهای اجرایی خاص

بخشنامه بودجه با امضای رئیس جمهور یا معاون وی به کلیه وزارتخانه ها ، موسسات دولتی ، شرکتهای دولتی ، موسسات انتفاعی وابسته به دولت ، سازمانهای انقلابی و دستگاههای اجرایی ابلاغ میگردد .

      شرایط لایحه بودجه تقدیمی رئیس جمهور :

1-      مقدمه بودجه شامل توضیحات لازم درباره لایحه بودجه پیشنهادی و آثار و نتایج آن

2-     درآمدهای وصول شده و هزینه های انجام شده در سال مالی قبل

3-     پیش بینی درآمدها و برآورد هزینه های سال جاری

4-     هرنوع اطلاعات دیگری که ضروری تشخیص داده شود

و پیوست آن متشکل از گزارش رئیس جمهور از وضع اقتصادی کشور و سیاستهای مالی بانضمام بودجه سایر استانها و برنامه های دولت در هرفصل برنامه و بودجه های تخصیصی شرکتهای دولتی و موسسات انتخابی و اعتبارات طرحها بر حسب دستگاههای اجرایی

    ب  ) تهیه و تنظیم بودجه در سطح اجرایی :

بهمراه بخشنامه بودجه دستورالعملهایی که بضوابط مالی ناظر بر تهیه و تنظیم بودجه مشهورند صادر میگردد . در دوجلد تنظیم گردیده که جلد اول به وزارتخانه ها و موسسات دولتی و نهادهای انقلابی و سایر دستگاهها و جلد دوم به شرکتهای دولتی و موسسات اقتصادی وابسته به دولت ارسال میگردد .

دستگاههای اجرایی : الف ) دستگاه اجرایی مرکزی      ب ) دستگاه اجرایی محلی

1-    دستگاه اجرایی مرکزی :

دارای دفتر بودجه هستند و این دفتر مسئول جمع آوری اطلاعات اولیه بمنظور تهیه و تنظیم بودجه می باشد

وظایف دفتر بودجه :

  • ·         ارتباط با کلیه واحد های اجرایی دستگاه در جهت انتخاب بهترین و مناسبترین روش پیش بینی درآمدها و هزینه ها
  • ·         دفاع از بودجه درخواستی دستگاه در سازمان مدیریت
  • ·         تخصیص اعتبار یا ایجاد تعادل بین دریافتها و پرداختها
  • ·         نظارت بر اجرای بودجه

پس از این امور مقدماتی بودجه پیشنهادی با امضای وزیر مربوطه به سازمان مدیریت و برنامه ریزی ارسال و در ستاد معاونتهای سازمان مطرح و پس از نتیجه گیری جهت بررسی به شورای اقتصاد و پس از اعمال نظرات شورا سند بودجه را تقدیم هیات وزیران می نمایند و میبایست حداکثر تا 5 آذر لایحه بودجه تقدیم مجلس گردد .

انواع دستگاههای اجرایی :

1-      وزارتخانه ها :

واحدهای سازمانی مشخص است که بموجب قانون به این عنوان شناخته شده یا بشود . بالاترین رده وزیر و در مقابل مجلس پاسخگو ( مسئولیت سیاسی) و 23 وزارتخانه داریم .

2-     موسسه های دولتی :

واحد سازمانی مشخصی است که بموجب قانون ایجاد و زیر نظر یکی از قوای سه گانه اداره میشود و عنوان وزارتخانه ندارد . نهاد ریاست جمهوری موسسه دولتی است و 120 موسسه دولتی داریم.

3-     شرکتهای دولتی :

شرکت دولتی واحد سازمانی مشخصی است که با اجازه قانون بصورت شرکت ایجاد شده یا به حکم قانون یا دادگاه صالح ملی شده یا مصادره و یا بیش از 50% آن متعلق بدولت باشد . بانکها نیز شرکتهای دولتی محسوب میشوند .

4-     موسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی (انتفاعی ):

واحدهای سازمانی هستند که با اجازه قانونگذار بمنظور انجام وظایف وخدماتی که جنبه عمومی دارند تشکیل شده یا میشوند مانند : شهرداریها – بنیاد مستضعفان – هلال احمر – کمیته امداد و ...

دستگاههای اجرایی محلی :

تابع نظام بودجه استانی و وابسته به دستگاههای اجرایی مرکزی باشند و در مراکز استانها یا شهرستانهای تابعه قرار گیرند و عبارتند از : ادارات آموزش و پرورش – استانداریها – ادارات کل کشاورزی و ثبت احوال



سه‌شنبه 26 آذر 1392 :: 00:58 :: نويسنده : studentrights

همکلاسی عزیز !!!

جزوه کامل حقوق مدنی 1 (استاد کیان ) را میتوانید از لینک زیر دانلود نمایید . توضیح اینکه لینک غیر مستقیم بوده و بایستی دکمه دانلود را کلیک نمایید .

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=919a3fd261312535830090c1ed45a4e8

 



دوشنبه 25 آذر 1392 :: 00:33 :: نويسنده : studentrights

مقدمه علم حقوق

اصطلاحات حقوقی :

حقوق عینی – حقوق شخصی – فن حقوق – قاعده حقوقی :1- الزام آور بودن

                                                                                            2- تضمین رعایت قاعده حقوقی از سوی حاکمیت

                                                                                            3- قاعده حقوقی کلی و عمومی است

                                                                                            4- حقوق نظام اجتماعی است

مفهوم حقوق : اصطلاح حقوق در معانی ذیل بکاررفته است :

1-      حقوق عینی : مجموعه قوانین و مقرراتی که برای تحقق عدالت و رشد مادی و معنوی از سوی مقام صلاحیت دار وضع میشود .

2-     حقوق شخصی : مجموعه امتیازات و قابلیتهایی که برای هرشخص برسمیت شناخته میشود و دیگران مکلف به رعایت آن هستند گفته میشود .مانند : حق حیات – حق آزادی – حق تعلیم و تربیت و حق مالکیت

علم حقوق :

دانشی که درباره قوائد و قوانین حاکم بر جامعه و حقوق و تکالیف اشخاص بحث میکند و به تحلیل ارزیابی و سیر تحول آن میپردازد ،بدین ترتیب در اصطلاح عام کسی که دانش حقوق را فراگرفته حقوقدان و در اصطلاح فقیه گفته میشود .

فن حقوق :

مرز جنبه نظری و عملی در علم حقوق ، مرز بین علم حقوق و فن حقوق است . بدین ترتیب فن حقوق را نزد قضات ، وکلاء دفاتراسناد رسمی میتوان دید.

قاعده حقوقی :

قاعده ای است که بمنظور ایجاد نظم و استقرار عدالت بر زندگی اجتماعی انسان حکومت دارد و اجرای آن از طرف دولت تضمین شده پس تکلیفی که پدر و مادر نسبت به نگهداری فرزند خود دارد و الزامی که شوهر درباره پرداخت نفقه زن دارد جنبه حقوقی داشته و حکمی که آن را مقرر میدارد قاعده حقوقی است .

 

 

 

اوصاف قاعده حقوقی :

برای قواعد حقوق اوصاف گوناگون شمرده اند . این خصوصیتها عبارتند از :

1-      قاعده حقوقی الزام آور است :

برای استقرار نظم و عدالت باید رعایت قواعد حقوقی اجباری باشد . بدون شک در خصوصیت الزام آوربودن درجات مختلفی وجود دارد و همه قواعد از این حیث یکسان نیستند . بعبارت دیگر رعایت پاره ای از اصول بطور مطلق الزامی است و در هیچ صورت گریزی از آن نیست و در مقابل پاره ای از قواعد زمانی اعمال میشوند که طرفین خلاف آنرا توافق نکرده باشند .مثال : تعیین مهریه (حالت اول ) پرداخت مهریه (حالت دوم )

گروه نخست را امری و دسته دوم را تکمیلی یا تفسیری نامیده اند .

تفاوت امری و تفسیری :

این تفاوت فقط در شرایط اجرای قوائد است و هرگاه شرط اجرای قواعد تکمیلی (نبودن پیمان مخالف ) نیز محقق شود در اجباری بودن چیزی از قواعد امری کم ندارد .

2-     رعایت قاعده حقوقی از طرف دولت تضمین شده است :

قاعده ای که اجرای از طرف دولت تضمین نشود در شمار قواعد حقوقی نمیتوان آورد زیرا اگر اشخاص در اجرای آن آزاد باشند و در برابر تخلف مکافاتی نبینند چگونه میتوان ادعا کرد که نظمی در جامعه وجود دارد .

وسایل اجبار قواعد حقوقی )

اجباری که با قواعد حقوقی همراه است بصورتهای گوناگون جلوه دارد :

1-      کیفر متجاوزان : ساده ترین وسیله اجبار اشخاص مجازات کسانی است که از فرمان قانون سرپیچی کرده اند . کیفر قانون ممکن است مربوط به شخص متجاوز باشد مانند اعدام و حبس ، و ممکن است مربوط به اموال او باشد .

2-     اجرای مستقیم قاعده حقوقی : گاه قواعد حقوقی بطور مستقیم توسط قوای عمومی اجرا میشود بعنوان مثال غاصبی که مال دیگری را بزور تصرف کرده بحکم دادگاه از آن ملک اخراج میشود یا مال بدهکاری که از پرداخت دین خود امتناع میورزد از اموالش استیفاء و به طلبکار داده میشود . یا کودکی که خانه پدری را ترک کرده بدستور دادگاه به اقامتگاه خود بازگردانیده میشود .

3-     بطلان اعمال حقوقی : در پاره ای از موارد اجبار اشخاص بصورت بطلان اعمال خلاف آنها انجام میشود چنانکه صلحنامه ای که بصورت سند رسمی درنیامده در دادگاه پذیرفته نیست یا طلاقی که نزد دونفر شاهد عادل بیان نشود در نظر قانون اعتبار ندارد .

4-     مسئولیت مدنی : کسی که در اثر تجاوز به قواعد حقوقی بدیگران ضربه و ضرر زده است ، باید آنرا جبران کند یعنی مسئولیتی که از این راه ایجاد میشود وسیله اجبار او به اطاعت از قانون است .این نکته را باید دانست که گاهی تجاوز از قواعد حقوقی با دو یا چند وسیله گوناگون ضمانت اجرا می یابد .(نفقه)

بعنوان مثال دزدی که اموالی را بسرقت برده و آنرا تلف کرده باید زیان مالک را جبران کند و مجازات سرقت را نیز متحمل شود .

3-     سومین ویژگی قاعده حقوقی کلی و عام بودن آن است :

منظور این است که قواعد حقوق بهنگام وضع شدن مقید به فرد یا اشخاص معین نباشد و مفاد آن با یک بار انجام شدن از بین نرود هرچند که در آن یک یا چند نفر مشمول مقررات آن شوند . کلی بودن قواعد حقوقی از صفات اساسی آن است زیرا برای اینکه حقوق بتواند به هدف نهایی خود برسد باید مقید به شخص خاصی نباشد .

قانونگذار نمیتواند برای هریک از اعضای جامعه حکم خاصی مقرر کند لذا ناچارا قواعد باید بدون توجه به خصوصیتهای فردی وضع شوند و این یعنی قانون جنبه عمومی دارد بهمین منظور اجرای قانون موکول به انتشار در روزنامه رسمی شده است . از لزوم تساوی مردم در مقابل قانون (اصل 20 قانون اساسی) و اصل حکومت قانون   ( اصل 58 قانون اساسی) نیز اساسی بودن این صفت مستفاد میشود .

4-     اجتماعی بودن نظام حقوقی :

زندگی دو چهره فردی و اجتماعی دارد . انسان نیازمندیهای خاص دارد که در قلمرو حقوق نیست . پاکی وجدان ،تامین سلامت روح و جسم  و رفع نقیصه های بشری با اخلاق است ولی اداره زندگی اجتماعی انسان را حقوق بر عهده دارد .

اگر در حقوق گاهی به اعمال انسان و نیت وی توجه شود بخاطر اثری است که در اجتماع دارد .

 

ضوابط تفکیک حقوق عمومی از حقوق خصوصی(تفاوت حقوق عمومی و خصوصی)

1-      معیارهای ماهیتی قواعد حقوق عمومی و خصوصی

اولا) قواعد حقوق عمومی امری است یعنی اشخاص با ترازهای خود نمیتوانند از آنها سرپیچی کنند اما قواعد حقوق خصوصی بر مبنای اراده اشخاص استوار است .

ثانیا) هدف قواعد عمومی حمایت از مبنای جامعه است اما هدف حقوق خصوصی تامین منافع اشخاص است .

2-     معیار ضمانت اجرا

ضمانت اجرای حقوق عمومی و خصوصی یکسان نیست . اگر حقوق خصوصی مورد انکار و تجاوز قرار گیرد ، ذینفع می تواند به دادگاههای دادگستری مراجعه و دادخواهی کند ولی در مورد حقوق عمومی مرجع شکایت خود دولت است و خود را نمیتواند برای تجاوز به حقوق دیگران محکوم کند . فرضا اگر قانونی وضع شود که جریمه توقف ممنوع را به 100 هزارریال افزایش دهد مردم نمیتوانند به بهانه فقدان پارکینگ عمومی از دولت شکایت کنند .

البته این مشکل با تفکیک قوای سه گانه تا حدودی حل شده و سازمانهای دولتی و کارمندان دولت در حدود قانون بتخلف آنان رسیدگی کند .

3-     تفاوت در اعمال حق حاکمیت

فرق اساسی حقوق عمومی یا خصوصی را میتوان در اعمال حق حاکمیت خلاصه نمود . حقوق عمومی با حاکمیت دولت ملازمه دارد و نمیتوان آنرا جدا از اقتدار عمومی تصور نمود .

هدف اشخاص در فعالیتهای خودشان حفظ منافع شخصی است در حالیکه منظور از اعمال اداری اجرای حاکمیت است . پس لازم است کسانیکه عهده دار اعمال اداری هستند از اقتدار خاصی که مربوط به حاکمیت دولت میباشد در اجرای وظایف خود برخوردار باشند .

 

 

شعبه های حقوق عمومی :

1-      حقوق اساسی : پایه و اساس نظام سیاسی حقوق اساسی آن است که در آن ساختمان دولت ، روابط نهادهای دولتی و تکالیف نهاد قدرت در مقابل ملت بررسی میشود .

2-     حقوق اداری : این رشته از حقوق درباره اشخاص حقوقی اداری و وظایف وزارتخانه ها و ادارات دولتی و روابط آنها با مردم بحث میکند .

3-     حقوق کار : حقوق کار رابطه بین کارگر و کارفرما و حقوق و مسئولیتهای هر طرف را در مقابل طرف دیگر بررسی میکند .

4-     حقوق جزا : بحث این حقوق شناخت انواع جرم و مجازات و نحوه رسیدگی به آنهاست . در این رشته از حقوق سخن از اعمالی است که به منافع و نظم عمومی زیان میرساند .

            شعبه های حقوق خصوصی :

1-      حقوق مدنی : روابط عادی و روزمره اشخاص در این حقوق بحث میشود مانند اشخاص و خانواده ، مالکیت ، قراردادها و ارث

2-     حقوق تجارت : روابط تجاری اشخاص مورد بحث قرار میگیرد مانند تاجر ، شرکتهای تجاری ، اسناد تجاری و ورشکستگی

بررسی نظامهای حقوقی جهان معاصر غرب

نظامهای حقوقی جهان معاصر غرب بدوگروه تقسیم میشوند :

1-      نظام حقوقی کامن لو : نظام حقوقی  کامن لو از ابتدا در انگلستان شکل گرفت و سپس مبنای کلی نظام حقوقی ایالات متحده را تشکیل داد.

2-     نظام حقوقی رمی – ژرمنی  : حقوق رمی – ژرمنی از قاره اروپا سر برآورده و امروزه در کشورهایی مانند فرانسه ، آلمان و ایتالیا حاکم است . این دو نظام حقوقی بزرگ از موطن اصلی خود (اروپا) فراتر رفته و از طریق تلاشهای استعماری و قدرت اقتصادی و سیاسی منتقل شده اند .( به سایر کشورها)

الف ) تعریف حقوق ارپای غربی (رمی – ژرمنی )

این گروه شامل کشورهای اروپای غربی و آمریکای لاتین است . در این گروه مهمترین منبع فوق قانون است و دادگاهها ملزم به اجرای اراده قانونگذار هستند . اصول و قواعد کلی این نوع نظام ریشه در حقوق رم و نظرات فیلسوفان و حقوقدانان اروپائی قرن 18 دارد . این نظام ویژگیهایی دارد که مهمترین آنها اهمیت بخشیدن به قانون نوشته بعنوان منبع اصلی حقوق است . همچنین قانون دارای سلسله مراتب است و در راس این سلسله قانون اساسی است . همچنین نظرات دانشمندان حقوق با تاثیر گذاری بر قانون گذاران از منابع دیگر حقوق است .

ب ) نظام حقوقی کامن لو

این گروه شامل کشورهای انگلستان ، آمریکا ، کانادا و استرالیا می باشد و .... مبنای اصلی حقوق این کشورها اخلاق ناشی از مسیحیت و سیاست مربوط به حمایت از فرد و آزادی او تشکیل می دهد .

نکته 1 ) اگرچه منبع و اساس و قواعد حقوقی این نوع نظام غرب محاکم است اما رفته رفته در حقوق آنها قواعدی وضع شده که با قواعد سیستم فوق رمن ژرمنیک شباهت فراوان دارد .

تفاوتهای نظام حقوقی کامن لو – رمی ژرمنی :

الف ) در سیستم حقوقی رمی ژرمنی مهمترین منبع آن قانون است اما در حقوق کامن لو منبع اصلی قواعدی است که قضات دادگاهها آنرا مورد تطبیق و اجرا قرارداده اند . مقصود از عرف در این سیستم رویه ای است که دادگاهها بین خود مرسوم کرده اند برای شناخت حقوق کامن لو باید به بررسی رویه دادگاهها پرداخت .

ب ) کامن لو مانند حقوق رمن ژرمنی مدون و مشخص نیست و بخصوص در حقوق انگلستان قواعد انصاف در اکثر موارد عرف دادگاهها را اصلاح کرده و همچنین قواعدی که از کامن لا استنباط میشود در پاره ای موارد با حقوق فرانسه و ژرمن مخالف است . برای مثال اهمیتی که این گروه برای مبحث تعهدات در حقوق مدنی قائلند علمای حقوق انگلیس و آمریکا به آن معتقد نیستند و آنرا از امور فرعی می دانند .

حقوق کشورهای کمونیستی :

کمونیسم یک ساختار اجتماعی اقتصادی است که تاسیس یک جامعه بدون طبقه را بر اساس مالکیت اشتراکی بر ابزار تولید ترویج می کند . کم.نیستها از یک سو استوارترین بخش احزاب طبقه کارگر هر کشور را تشکیل میدهند . اگرچه مارکسیست شالوده فرمهای گوناگون کمونیسم و مارکس بعنوان پدر کمونیسم شناخته میشود اما کمونیسمهای غیر مارکسی هم وجود دارند . کمونیسم مارکس بر مبنای آزادی طبقه کارگر بنا شده پس از پیروزی انقلاب اکتبر در امپراطوری روسیه بسیاری از احزاب سوسیالیست در اکثر کشورهای جهان به احزاب کمونیست تبدیل شده اند . پس از جنگ جهانی دوم کمونیستها در اروپای شرقی به قدرت رسیده اند و در سال 1949 حزب کمونیست چین در چین تاسیس شد . در میان کشورهای جهان سوم که دولتهای طرفدار کمونیسم تشکیل دادند میتوان به دولتهای کشورهای کوبا ، کره شمالی و موزامبیک اشاره کرد .

مشخصات نظامهای کمونیستی :

1-      در این گونه نظامها جدایی قوه مجریه ، مقننه و قضائیه که از اصول مهم نظامهای سرمایه دارست رعایت نشده ، قانون پشتیبان آزادیهای فردی نیست و دولت قوانینی را برای تامین آسایش عمومی وضع میکند .

2-     وسایل تولیدی ملی میشود مالکیت خصوصی بسیار محدود است و برعکس مالکیت جمعی و عمومی دامنه گسترده ای دارد .

3-     بنا بنظر مارکس حقوق به خصوصی و عمومی تقسیم نمیشود .

نظام حقوقی اسلام :

مبانی حقوق اسلام :در نظام حقوقی اسلام که مبنای قانون در کشورهای اسلامی شرع الهی است و مذهب اسلام مبنای اصلی تدوین قوانین را تشکیل میدهد مانند ایران پاکستان و کشورهای عربی

در کشور ما دین و مذهب عامل تعیین کننده در تدوین قوانین بوده و مطابق اصل 4 قانون اساسی کلیه قوانین و مقررات مدنی ، جزایی ، مالی ، اقتصادی و غیره باید بر اساس موازین اسلامی باشد . نکته قابل توجه اینست که بخش مهمی از حقوق اسلام امضایی است یعنی عادت و رسوم  متداول مردم و احکام ادیان سابق امضاء و تایید شده است مثل دیه و میزان آن

منابع حقوق اسلام :

1-      قرآن ) مهمترین منبع تدوین قوانین موضوعه قرآن است که شامل 114 سوره که بتدریج در زمان حیات پیامبر نازل و به مسلمانان ابلاغ شده

2-     سنت ) دومین منبع از منابع حقوق اسلام سنت میباشد . همه فقهای اسلام چه شیعه و چه سنی ، سنت را در زمره منابع حقوق و مقررات اجتماعی اسلام میدانند هرچند در تعریف یا تعیین قلمرو آن اختلاف دارند . از دیدگاه اهل سنت ، سنت عبارتست از گفتار و عمل پیامبر و اصحاب او میدانند اما از نظر شیعه مفهوم سنت شامل گفتار و رفتار پیامبر و امامان معصوم میشود .

3-     اجماع ) اجماع از مهمترین منابع فرعی فقه شیعه و سنی است . اجماع عبارتست از اتفاق نظر کلیه دانشمندان اسلامی یک عصر بر یک حکم شرعی است . اجماع در فقه اهل سنت بعنوان دلیلی مستقل و منبعی اصلی برای احکام در کنار قرآن و سنت و مستقل از آنها پذیرفته شده است . اما از نظر شیعه اجماع فی نفسه دلیل مستقلی محسوب نمیشود و اجماعی منبع فقه محسوب میشود که کاشف از سنت باشد بنابراین ملاک اعتبار اجماع در نظر شیعه کاشفیت آن از قول و رفتار معصوم است .

4-     عقل و قیاس ) در فقه اهل سنت قیاس بجای منبع فقهی محسوب میشود اما شیعه قیاس را با مفهوم اهل سنت حجت ندانسته و منبع فقه نمیداند . قیاس فقهی عبارتست از سرایت دادن حکمی از یک موضوع به موضوعی دیگر است باستناد جامعی که بین آن دو موضوع وجود دارد . موضوع نخست را اصل ، موضوع دوم را فرع و علت مشترک را جامع می نامیم .مثلا اگر حرمت شرابخواری در شرع مشخص باشد و مشروب الکلی دیگری در قیاس با آن حرام دانسته شود ، حرمت شرابخواری اصل و حرمت آن مشروب الکلی فرع و سکر آور بودن آن که علت حکم و در هردو مشترک است جامع بین آنها مینامیم .

در فقه شیعه قیاس در جایی جائز است که علت حکم در شرع مشخص باشد زیرا عقل بشر قادر به درک علت احکام نیست اما اهل سنت قیاس را درباره علت استنباط شده نیز درست می دانند .

5-     در فقه امامیه عقل یا دلایل عقلی منبع چهارم حقوق است . مقصود از آن احکام عقلی است که از راه دانستن آنها حکم شرع معلوم میشود . حکمی که عقل صادر تا از راه دانستن آن حکم شرع معلوم شود دو نوع است :

الف ) مستقلات عقلی : که عبارتست از حکمی که عقل مستقیم و بدون دخالت شرع حکم میکند مثل حکم عقل به محکومیت ظالم

ب ) استلزامات عقلی  : عبارتست از احکامی که عقل از اوامر و نواحی شرع استنباط میکند و حکم شرع را با نیازهای کنونی منطبق می سازد . مثلا شرع تحویل مال محجور را پس از رفع حجر به او لازم شمرده عقل حکم میکند که سرپرست محجور برای دوره تصدی صورتحساب تدارک ببیند .این استلزام عقلی لازمه و پیوسته حکم شرع است .

منابع حقوق : در هر کشوری حقوق ناشی از قدرتی است که حق وضع قواعد را دارد . این مقام و قدرت منابع حقوق نامیده میشود که در کشور ما شامل قانون ، عرف و رویه قضایی است .

الف ) قانون : قانون در مبنای عام کلیه مصوبات مجلس بهمراه بخشنامه ها و آئین نامه های اداری اطلاق میشود اما در مبنای خاص صرفا به مصوبات مجلس شورای اسلامی اطلاق میشود . قانون بعنوان منبع حقوق به قانون اساسی و قانون عادی تقسیم میشود .

قانون اساسی : قانون اساسی قواعدی است که اساس یک نظام را بررسی میکند . قواعدی که حاکم بر اساس مالکیت و صلاحیت قوای حکومتی و حقوق و آزادیهای فردی است از نظر ماهوی قانون اساسی نام دارد . قانون اساسی هم از سایر قوانین عادی برتر و مادر آنهاست .

قانون عادی :قانون عادی به تمامی مقرراتی که با شرایط مندرج در قانون اساسی توسط مجلس شورای اسلامی تصویب میشود قانون عادی میگویند . استقرار و اجرای قانون عادی منوط به تایید شورای نگهبان قانون اساسی می باشد . قانون عادی در مجلس با رای اکثریت نمایندگان مردم تصویب می شود .

تفاوت قانون با آئین نامه ها :

1-      قانون از خیث تشریفات وضع آن ناشی از قوه مقننه است و شرایط تصویب آنرا قانون اساسی تعیین میکند اما آئین نامه از طرف قوه مجریه صادر میشود و نیازمند تشریفات خاص نیست .

2-     قانون برای مردم و سازمانهای دولتی تصویب شده و هیچ مرجعی حق القاء آنرا ندارد مگر خود قوه مقننه آنهم با تصویب قانون خاص اما آئین نامه های دولتی براحتی و با تصمیم مسئولان جدید اجرایی قابل فسخ میباشد.

3-     اعتبار آئین نامه در صورتی است که مخالف قوانین مجلس نباشد . در صورت مغایرت آئین نامه ها با قوانین مجلس علاوه بر دادگاهها هر ذینفعی می تواند ابطال آنرا از دیوان عدالت اداری بخواهد .

مراحل وضع قانون ) وضع قانون دارای سه مرحله میباشد :

1-      تصویب و امضای قانون ) طبق اصل 58 قانون اساسی قوه مقننه از طریق مجلس شورای اسلامی وضع قانون میکند و بموجب اصل 69 قانون اساسی مذاکرات مجلس باید علنی بوده و گزارش کامل آن از طریق رادیو و روزنامه رسمی برای اطلاع عموم منتشر شود مگر در موارد اضطراری و با لحاظ شرایط امنیتی کشور جلسه غیر علنی تشکیل شود . شورای نگهبان حق وضع قانون یا اصلاح آنرا ندارد و فقط میتواند از نظر تعارض با قانون یا شرع بر مصوبات مجلس نظارت کند .

بموجب اصل 94 شورای نگهبان مکلف است مصوبات مجلس را ظرف 10 روز وصول از نظر انطباق بر موازین اسلامی و قانون اساسی بررسی و در صورت مغایرت به مجلس برگرداند و در صورت اختلاف شورای نگهبان با مجلس شورای اسلامی ، مجمع تشخیص مصلحت نظام صلاحیت تصمیم گیری نهایی را دارد.

طبق اصل 123 قانون اساسی رئیس جمهور موظف است مصوبات مجلس یا نتیجه همه پرسی را پس از طی مراحل قانونی و ابلاغ به وی امضاء کند و ظرف 5 روز قانون را ابلاغ بنماید . در صورت استنکاف رئیس جمهور بدستور رئیس مجلس ، روزنامه رسمی موظف است ظرف مدت 72 ساعت مصوبه را چاپ و منتشر بنماید .

2-     انتشار قانون لازمه اجرای آن است ) قبل از انتشار قانون همه افراد نسبت به آن جاهل هستند . قوانین 15 روز پس از انتشار در کشور لازم الاجرا است مگر اینکه در خود قانون وضع خاصی در نظر گرفته شده باشد .

3-     مهلت اجرای قانون ) مهلت اجرای قانون از تاریخ امضاء قانون معین میشود . قانون از 15 روز پس از تاریخ انتشار در روزنامه رسمی بر همه ایرانیان خواه مفیم ایران باشند یا خارج از ایران حاکمیت پیدا می کند .

 

قدرت اجبار کننده و اعتبار قانون )

1-      اجرای مستقیم قانون :

نخستین وظیفه قوه مجریه در برابر قانون تهیه آئین نامه های اجرایی آن است بطوریکه اجرای قانون بدینوسیله تعطیل یا توقیف نشود . هیئت وزیران مکلف است با تدوین آئین نامه های سازمانهای اجرایی قانون را تشکیل داده و مامورین لازم را بکار بگمارد . در زمینه تخلف در این مورد قانون مجازات اسلامی مقرر داشته هریک از مستخدمین دولتی در هر مرتبه و مقامی که باشند هرگاه برای جلوگیری از اجرای اوامر کتبی یا اجرای قوانین مملکتی یا اجرای احکام دادگاهها یا هرگونه امری که از طرف مقامات قانونی صادر شده باشد ، قدرت رسمی خود را اعمال ننماید از خدمت منفصل میشود .

2-     اجرای آرای محاکم :

قوه مجریه مکلف است احکام دادگاهها در امور کیفری و حقوقی را اجرا کنئ و نمی تواند به این بهانه که تفسیر دادگاه از قانون نادرست است از اجرای قانون و اوامر آن مرجع شانه خالی کند و در مواردی که اجرای قانون بطور مستقیم با مامورین اداری است خواه ناخواه ایشان هم باید قانون را تفسیر نمایند .

یعنی در موارد اجمال معنای درست آنرا تعیین و اجرا نماید اما اینگونه تفسیرها در برابر حکم دادگاه بی ارزش است و چنانچه مقام قضایی نظر دیگری را در مورد خاص اتخاذ نمایند ، مامورین اداری موظف به تبعیت از آن می باشند .

3-     تعیین آئین نامه ها و تصویب نامه ها با قوه مجریه است :

قوه مجریه می تواند تصمیماتی که قبلا جهت انجام امور اجرایی ، آئین نامه ها و تصویب نامه ها اتخاذ کرده است را در حدود قوانین تغییر دهد .

ارتباط حقوق و دولت بسیار زیاد است . این نزدیکی آنچنان است که برخی ادعا دارند حتی مناسبات عادی و قواعدی که مردم در اجتماع تشکیل می دهند نیز نیازمند مهر تایید دولت است . بعبارت دیگر اجرای رسوم و عادات اجتماعی هم تایید دولت را می خواهد اما با وجود این رابطه ناگسستنی باید تصریح کرد که این حقوق است که حاکم بر دولت است و شیوه استفاده از قدرت را معین میکند . هیچ دولتی نه تنها حق تجاوز به قانون اساسی را ندارد بلکه قواعدی که خود وضع می کند نیز باید پایبند باشد .

تعریف قانون ماهوی و شکلی :

قوانینی که شرایط ایجاد و زوال و انتقال حق فردی را معین میکند قوانین ماهوی یا موجه حق می نماید و به قواعدی که ناظر بصورت خارجی اعمال حقوقی و تشریفات دادرسی و اثبات دعوی می باشد قوانین شکلی می گویند لذا مواردیکه شرایط اساسی صحت معاملات یا میزان قابل تصرف در وصیت و سهام وارثان یا قواعد جرائم را تعیین می کند قواعد ماهوی می نامند و مقررات مربوط به رسیدگی به امور حقوقی و جزائی و تشریفات اسناد رسمی در زمره قواعد شکلی می باشند.

درجات اجبار ناشی از قانون :

قانون از حیث درجه اجبار بدو دسته امری و تکمیلی تقسیم می شوند . قوانین امری قوانینی هستند که بنظم عمومی ارتباط دارند و امکان توافق خلاف آنها وجود ندارد . قانون مجازات اسلامی ، قانون اساسی ، قانون کار و قانون آئین دادرسی کیفری و مدنی از قوانین امری بشمار میروند اما قوانین تکمیلی قوانینی هستند که با نظم عمومی ارتباط و مغایرت ندارند و اگر خلاف آنها توافق شود چون بنظم عمومی اخلالی وارد نمیکنند صحیح و قابلیت اجرا دارند .

قوانین تفسیری از جمله قوانین تکمیلی هستند . در قانون مدنی قراردادها عمدتا تکمیلی هستند و مابقی مقررات قانون مدنی مانند خانواده ،ارث و وصیت امری می باشد . در تفکیک قوانین امری از تکمیلی اصل بر امری بودن قواعد است . بعبارت دیگر در مقام ابهام در تشخیص امری یا تکمیلی بودن یک مقرره قانونی اصل بر امری بودن آنست .

نسخ قانون :

نسخ قانون بدو صورت صورت میگیرد : صریح و ضمنی

در نسخ صریح قانونگذار صراحتا اعلام مینماید قانون خاصی فسخ شده است و از اعتبار ساقط است اما در نسخ ضمنی قانونگذار با تصویب قانون جدید که مغایر با قانون قبلی است ، قانون قبلی را فسخ می کند .

حالتهای چهارگانه بین قانون مقدم و قانون موخر :

1-      قانون مقدم و قانون موخر خاص می باشند :

در این مورد قانون موخر قانون مقدم را فسخ ضمنی می کند . مثلا قانون مقدم می گوید دانشجویان رشته حقوق از پرداخت شهریه معافند اما قانون موخر بیان میدارد که دانشجویان رشته حقوق دو برابر شهریه بدهند . در این تقابل قانونی فرضی ، قانون موخر نسخ ضمنی نمود.

2-     قانون مقدم و موخر عام می باشند :

در این مورد قانون موخر قانون مقدم را نسخ ضمنی نمیکند .

3-     قانون مقدم عام و قانون موخر خاص باشد :

در این حالت قانون خاص قانون عام را نسخ جزئی می کند.

4-     اگر قانون مقدم خاص و قانون موخر عام باشد دو حالت وجود دارد :

قانون عام موخر قانون خاص مقدم را نسخ میکند یا اینکه در شرایطی قانون عام در مورد قانون خاص اجرا نمیشود

عرف :

قواعدی که بین اشخاص الزام آور بوده و اشخاص خود را ملزم برعایت آن میدانند قانون نانوشته یا عرف نامیده میشود . این قواعد بصورت قانون تصویب نشده اند بلکه با گذشت زمان شکل میگیرند بعنوان مثال عرفا هزینه انتقال سند رسمی خودرو در بعضی مکان ها بعهده فروشنده و در بعضی جاها بعهده خریدار است . این قاعده بصورت متن قانونی تصویب نشده بلکه بصورت قانونی نانوشته توسط افراد هر محل رعایت میشود .

در چه حالتی میتوان به عرف مراجعه کرد؟

1-      در جائیکه قانون صراحتا به عرف ارجاع دهد مانند ماده 22 قانون مدنی که میفرماید طرفین قرارداد فقط نسبت به مفاد قرارداد ملتزم نیستند بلکه به آن چیزهایی که عرف حکم میکند باید عمل شود .

2-     قانون به عرف ارجاع نمیدهد اما مجبور هستیم از عرف کمک بگیریم بعنوان مثال در جایی قانون در مورد قضیه ای ناقص است با اجمال دارد در اینصورت میتوان از عرف کمک گرفت و سکوت ، نقص و اجمال را برطرف نمود .

نکته ) چنانکه عرف با قوانین امری مخالف باشد قانون به عرف مقدم است بعبارت دیگر در وجود قانون امری نمیتوانیم به عرف استناد نماییم اما اگر عرف در تقابل با قانون تکمیلی قرارگیرد حسب الزام آور بودن قانون تکمیلی عرف بر آن قانون مقدم بوده و ارجحیت دارد . با توجه به مراتب یادشده سلسله مراتب قواعد از نظر قدرت اجرایی بدینشرح است :

1-      قانون امری

2-     توافق طرفین

3-     عرف

4-     قانون تکمیلی

انواع عرف :

عرف به 2 دسته عام و خاص تقسیم میشود . عرف غام شامل نگرش عمومی افراد و روابطشان با یکدیگر میشود و التزام اشخاص به این نوع نگرش قانون نانوشته ای را رقم میزند که همان طور که در مباحث گذشته گفتیم بعد از قانون امری و توافق طرفین راهگشای اختلافات حقوقی می باشد . اما عرف خاص زمانی است که محاکم در باب مسئله حقوقی خاص روش یکسانی در پیش میگیرند و آرای راجع به آن مسئله چندان تکرار میشود که میتوان گفت هرگاه دادگاه ها با دعوایی مشابه روبرو شوند همان تصمیم گیری فابل پیش بینی است عرف خاص در این معنا بعنوان رویه قضایی عام از منابع حقوق بشمار میرود

ارکان عرف :

عرف 2 عنصر اساسی دار که جمع آنها برای ایجاد قاعده حقوقی عرفی ضروری است که عبارتند از عنصر مادی و عنصر روانی . اما عنصر مادی عبارتست از عادت یا عمل و روشی است که بمدت طولانی بین مردم یا قشر و صنف خاصی از مردم مرسوم شود و همگی در برابر واقعه ای معین آن را بکار بندند . رکن مادی عرف در صورتی کامل است که عمومی و پایدار باشد . منظور از عمومی بودن اینست که بیشتر کسانی که در قلمرو آن قرار دارند از آن تبعیت بنمایند . بعبارت دیگر عنصر مادی (عمل و روش) باید باندازه ای رعایت شود که بتوان گفت اکثرا آن را پذیرفته و محترم میشمارند . بعنوان مثال اگر عادتی بعنوان عرف در تجارت کالایی مورد استناد باشد باید در میان بازرگانان آن محل چنان مرسوم باشد که همه تخلف از آن را موردی استثنایی بشمارند .

رکن روانی عرف:

 منظور از رکن روانی عرف که گاهی از آن به عنوان عنصر و عامل معنوی نامبرده میشود پذیرش مردم و جامعه  است که به آن ویژگی الزام و ضمانت اجرای می بخشد این احساس و اعتقاد به رعایت پدیده عرف یا عرفی و تنظیم رفتار بر اساس آن بدون آنکه در مجموعه قانون یا مقررات ثبت شود آن را الزام آور و موجد تعهد و تکلیف ساخته و در شمار قواعد حقوقی قرار میدهد به گونه ای که گاهی دولتها خود را ملزم به حمایت از آن میبینند و محاکم نیز استناد به آن را مورد پذیرش قرار میدهند. رکن روانی عرف که تشخیص آن گاها با دشواری همراه است همه نیروی عرف حقوقی را در بردارد و عرف بواسطه رکن روانی خود رفتارهای دارای ضمانت اجرای عرفی  را از عادات و رسوم اجتماعی زندگی باز می شناسد بدین جهت است که بسیاری از اعمال و عادتها که مدتها تکرار شده و جنبه عمومی پیدا کرده ولی از دیدگه مردم اجباری نیستند و مثل یک قاعده حقوقی محترم نمیدانند عرف اطلاق نمیشوند مثل آداب مردم در طرز معاشرت با هم لذا تنها زمانی یک رفتار اجتماعی به عنوان پدیده عرفی شناخته میشود که وجود دو رکن مادی و معنوی در آن احراز گردد.

رویه قضائی به معنای خاص: مفهوم رویه قضائی : هرگاه در شعب دیوان عالی کشور یا دادگاه ها نسبت به موارد همسان        ( حقوقی یا کیفری یا امور حسبی یا...) آراء متفاوتی صادر شود رئیس دیوان عالی کشور با دادستان کل مکلف هستند نظر هیات عمومی دیوان عالی کشور را به منظور ایجاد وحدت رویه جویا شوند آراء صادره در این زمینه توسط هیات عمومی دیوان عالی کشور در حکم قانون بوده و فقط به موجب قانون لغو میشود . آراء وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور نسبت به احکام قطعی بی اثر است.

موارد دخالت رویه قضائی به معنای خاص در قانون: دادگاه ها در چهار مورد ناچار هستند به عرف و روح قانون رجوع کنند  1=نقص قانون    2=سکوت قانون  3= اجمال قانون   4=تناقض قوانین 

در این چهار مورد موارد دخالت رویه قضائی در قانون است .

انواع تفسیر قانون به سه نوع  :

1= تفسیر قضائی 

 2= تفسیر قانونی 

3= تفسیر شخصی تقسیم میشود :

 1= تفسیر قانون توسط قوانین عادی در صلاحیت مجلس شورای اسلامی میباشد شایان ذکر است طبق اصل 98 قانون اساسی تفسیر قانون اساسی به  عهده شورای نگهبان بوده که با تصویب 4/3 اعضا آن صورت میگیرد 

   2=تفسیر قضائی که به موجب اصل 73 قانون اساسی به عنوان یکی از لوازم تمیز حق پیش بینی شده و در اختیار مقام قضائی قرار دارد 

  3=تفسیر شخصی تفسیری است که حقوقدانان با مطالعه کتب و مقالات حقوقی از قانون به عمل می اورند . توضیح اینکه اثر قوانین تفسیری به گذشته سرایت دارد و از استثناهای اصل عطف به ماسبق نشدن قوانین جزایی است .

قلمرو اجرای قواعد حقوق

قواعد حقوق در مکان)

 قانون مدنی مقرر داشته کلیه سکنه ایران اعم از اتباع خارجی مطیع قواعد ایران خواهند بود مگر در مواردی که قانون استثنا کرده باشد بنابراین قوانین ایران در مرزهای سیاسی کشور بر تمامی افراد حکومت دارد این قاعده را اصل سرزمینی می گویند . این قاعده کلی استثناهایی هم دارد مثل قوانین شخصی بر اساس قوانین شخصی احوال شخصی بیگانگان مقیم ایران تابع قوانین مملکت متبوع خود میباشند.

تقسیم بندی قوانین هر کشور به لحاظ قلمرو حکومت انها )

1-      قوانین مربوط به احوال شخصی)

مجموعه اوصافی که شخص در خانواده و جامعه دارد و از شخصیت او جدا شدنی نیست احوال شخصیه نام دارد مثل ازدواج و طلاق طبق ماده 6 قانون مدنی قوانین مربوط به احوال شخصی از قبیل نکاح-طلاق-اهلیت وارث در مورد کلیه اتباع ایران ولا اینکه مقیم در خارج از کشور باشند مجری یا مجرا خواهد بود همچنین ماده 4 قانون مدنی از این قانون مقرر می دارد اتباع خارجه مقیم در خاک ایران از حیث مسائل احوال شخصیه و اهلیت خود همچنین حقوق ارثیه در حدود معاهدات مطیع قوانین و مقررات دولت خود خواهد بود در این خصوص(ماده 6 و 7) دو نکته حائز اهمیت است .1- قوانین که بر خلاف نظم عمومی ایران باشد قابل اجرا نیست مثلا در یک کشور چنانچه ازدواج دو همجنس رسمیت داشته باشد بدلیل مخالفت این امر با نظم عمومی در ایران قابل اجرا نیست این موضوع در ماده 975 قانون مدنی ذکر شده است نکته دوم به موجب ماده واحده مصوب سال 1312 ایرانیان غیر شیعه که مذهب انان به رسمیت شناخته شده در احوال شخصیه و حقوق ارثیه و وصیت تابع قواعدد مسلم مذهب خود میباشند این امر در اصول 12 و 13 قانون اساسی نیز اشاره شده است .

2-     قوانین راجع به اموال و قراردادها )

اموال موجود در خاک هر کشور تابع قوانین و نظامات داخلی همان کشور میباشد طبق ماده 8 قانون مدنی اموال غیر منقول که اتباع خارجی در ایران مطابق عهدنامه ها تملک کرده یا می کنند از هر جهت تابع قوانین ایران خواهند بود.

3-     قوانین مربوط به طرز تنظیم اسناد )

 طبق ماده 969 قانون مدنی اسناد از حیث نحوه تنظیم تابع قانون محل تنظیم خود میباشند مثلا اگر یک ایرانی مقیم انگلستان بخواهد اموال خود را معامله کند چنانچه اسناد معامله خود را در انگلستان تنظیم کند نحوه تنظیم اسناد میبایست مطابق قانون مربوطه در انگلستان باشد.

4-     قوانین مربوط به نظم عمومی و امنیت )

 طبق ماده 971 قانون آئین دادرسی مدنی دعاوی از حیث محاکم و قوانین راجع به اصول محاکمات تابع قانون محلی خواهد بود که در انجا اقامه میشود مطرح بودن هر دعوا در محکمه خارجی رافع صلاحیت محکمه ایرانی نخواهد بود قوانین مربوط به نظم عمومی و امنیت بر تمام ساکنان کشور حکومت میکند و از مصادیق بارز قوانین مرزی میباشد.

 

مبحث دوم )

قلمرو حقوق در زمان:

در مبحث قلمرو حقوق در زمان باید به سه سوال پاسخ داده شود :

1-      قانون از چه لحظه ای قابل اجرا است

2-     در چه زمانی سلطه و اقتدار قانون پایان میپذیرد.

3-     ایا فقط نسبت به اینده اجرا میشود یا وقایع و حوادث قبلی را هم شامل میشود؟

قبلا گفتیم که قانون جدید در قسمتهایی که با قانون قدیم مخالف است آن را نسخ میکند. سوال این است که ایا مفاد هر قانونی با مقررات گذشته منافات دارد یا خیر ؟و وقایعی که در زمان این دو قانون روی داده تابع کدامیک خواهد بود به این گونه تعارضات تعارض زمان قوانین میگویند.تفاوت تعارض قوانین در زمان و تعارض قوانین در مکان در این است که در حالت اول مرجع وضع دو قانون یکی است ولی در حالت دوم در هر یک از دو قانون به کشوری تعلق دارد در وقایع تعارض بین قدرت عالی دولتها است .

تحلیل ماده 4 قانون مدنی در بررسی قلمرو حقوق در زمان)

 به موجب ماده 4 از قانون مدنی اثر قانون نسبت به اتیه است و قانون نسبت به ما قبل خود اثر ندارد مگر اینکه در خود قانون مقررات خاصی نسبت به ان اتخاذ شده باشد یعنی قانون فقط بر وقایعی حکومت دارد که پس از وضغ ان روی داده  و اثر قانونی نسبت به اتیه است یعنی اینکه قانون جدید همین که لازم الاجرا شد بر تمامی امور حکومت می کند و قانون سابق سلطه خویش را از دست میدهدطبق ماده 4 قانونگذار ازاد است هرگاه صلاح بداند قانونی را به گذشته سرایت بدهد ولی در مواردی که به این نکته تصریح نشده محاکم نباید قانون جدید را در مورد اعمال واقع شده قبل از آن اجرا نمایند در امور کیفری قانونگذار از امورمدنی محدودتر است و حتی خود قانونگذار نیز نمیتواند قانونی را به گذشته سرایت بدهد و اعمالی که در گذشته واقع شده را به موجب قانون جدید جرم محسوب نماید لذا چنین مقرر شده که هیچ فعل یا ترک فعلی به استناد قانونی که بعد از آن وضع میشود جرم محسوب نمیشود.

اصل عدم تاثیر قانون در گذشته در بخش مقررات جرایی استثناهایی دارد که عبارتند از:

1-      قوانین تفسیری 

2-      قوانین مساعد به حال متهم

3-      قوانین شکلی

اقسام حق :

 1- مالی    2- غیرمالی

حق مالی :

حقی است که اجرای آن برای دارنده آن حق ایجاد منفعت میکند که قابل تقویم به پول باشد مثل حق مالکیت نسبت به خانه که برای دارنده آن ارزش پولی دارد حق مالی هم قابل اسقاط هم قابل انتقال در مقابل حق غیرمالی امتیازی است که هدف ان رفع نیازهای معنوی و اخلاقی است .اجرای حق غیرمالی نفع مستقیمی که قابل تقویم باشد در پی ندارد مثل حق ولایت یا حق اجازه ولی در ازدواج دختر باکره

حق غیرمالی :

 قابل واگذاری به غیرنمیباشد و بعضی از انان به سبب خاص قابل زوال است مثل حق زوجیت که به واسطه طلاق زائل میشود و بعضی از حقوق غیرمالی دیگر غیرقابل زوال میباشد مثل فرزندی

حقوق مالی به دو دسته عینی و دینی تقسیم شده است و مجموع حقوق و تکالیف مالی مفهوم مستقلی به نام دارائی دارد

حق عینی : سلطه ای است که شخص نسبت به چیزی دارد و میتواند ان را به طورر مستقیم و بی واسطه اجرا کند

حق دینی: حقی است که شخص طلبکار نسبت به دیگری پیدا میکند و به موجب ان میتواند انجام کاری را از مدیون بخواهد

تفاوتهای حق عینی و حق دینی

1) در حق عینی دو عنصر وجود دارد  1- موضوع حق    2-صاحب حق  

2) در حالی که حق دینی دارای سه رکن است  1- طلبکار    2- بدهکار    3-موضوع حق      موضوع حق عینی مادی است اما حق دینی ناظر به انجام دادن کار یا خودداری از انجام کاری است

3) حق عینی در مقابل همه قابل استناد است ولی حق دینی نسبت به شخص مدیون قابل اجرا است

4) حق عینی متضمن حق تعقیب است یعنی صاحب ان میتواند مال خود را در دست هر کس بیابد مطالبه کند ولی حق دینی را میتوان فقط از شخص مدیون خواست

تعریف دارائی ) مجموعه حقوق و تکالیف مالی شخص دارائی نام دارد . هیچکس بدون دارائی فرض نمیشود .دارائی ویژگیهایی دارد که به شرح ذیل است :

1) دارایی کلی است نتیجه کلیت دارایی عبارت است از اولا دارائی هر شخص ضامن دیون اوست و ثانیا دارایی شخص با فوت او به وراث منتقل میشود &a

یکشنبه 24 آذر 1392 :: 11:39 :: نويسنده : studentrights

 

جزوه حقوق تجارت 1

جزوه تجارت 1 استاد کیان را میتوانید از لینک زیر دانلود کنید . لازم بذکر است که لینک غیر مستقیم بوده و میبایست آنرا دانلود نمایید

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=7cc2cd9929b8af427f41a4247df37ac0

 



جمعه 22 آذر 1392 :: 11:13 :: نويسنده : studentrights

همکلاسی عزیز !!!!

جزوه کامل حقوق جزای عمومی 1 استاد کیان را میتوانید از لینک زیر دانلود کنید . لازم بذکر است که لینک غیر مستقیم بوده و پس از انتخاب از صفحه ای که باز میشود علامت دانلود را کلیک کنید .

درصورت بروز هرگونه مشکل با من تماس بگیرید .

 

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=d303e363937c2d0c7e1859667526e488

لینک چک شده و هیچگونه مشکلی جهت دانلود ندارد

 

 

 

 



سه‌شنبه 19 آذر 1392 :: 15:58 :: نويسنده : studentrights

خلاصه نویسی :

اصل در خلاصه نویسی اینست که خواننده پیام اصلی گزارش را بگیرد ، نکات اساسی آنرا دریافت کند و از مطالعه جزئیات گزارش بی نیاز گردد . روش خوب و درستی که اخیرا در تنظیم کتابهای درسی بکار گرفته شده است روش خلاصه نویسی است . بدینترتیب که پیش از هر درسی مولف یا مترجم خلاصه آن درس یا مطلب را با عباراتی ساده و روشن می آورد تا نوعی آمادگی ذهنی به دانش آموز یا دانشجو بدهد سپس با گذاشتن سه ستاره یا فاصله سفید اولین پاراگراف درسی را می نگارد . در خلاصه نویسی باید چکیده مطالب آورده شود . بیان چکیده مطالب دلالت بر آگاهی نویسنده و احاطه او بر موضوع و محتوای گزارش یا مطالب دارد.

مطالب مورد نظر را بصورت جمله هایی که دربرگیرنده رئوس مطالب است خلاصه کنید بنحویکه به مطلب هدف و پیام نویسنده خللی وارد نگردد و خواننده با مطالعه خلاصه مطلب پیام را بروشنی بگیرد .بکوشید آن جمله ها روشن و خالی از ابهام باشد و تصویر روشنی از کل مطلب را بدست دهد . اگر حذف جزئی از مطلب موجب سردرگمی میشود نباید آن جزء را حذف کرد .

بررسی روشها و شیوه های پژوهشی و نقش آنها در پیشبرد اهداف آموزشی :

روش تحقیق یکی از رشته های نوینی است که امروزه در زمینه های علمی و اجتماعی و همچنین در کارهای عادی و روزمره سازمانهای آموزشی و اداری بویژه دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کاربرد دارد . تمام دشواریهای شخصی و اداری ما میتواند موضوع جالبی برای یک پژوهش باشد مثال چرا فارغ التحصیلان دانشگاهها هنگام اشتغال از ارائه گزارشهای مربوط به کار و نحوه تنظیم آن نا توانند ؟

برای انجام یک تحقیق خوب شناخت اصطلاحات زیر لازم است :

1-      تئوری : عبارتست از مجموعه بهم پیوسته ای از تعاریف مفاهیم قضایا و موضوعاتی که پدیده ای را بطور منظم بیان و روابط بین عوامل متغیر را تعیین میکند

2-      فرضیه : عبارتست از فرض و حدس عملی برای دستیافتن در نتیجه تحقیق

3-      طرح تحقیق : عبارتست از یک نقشه برنامه یا مجموعه ای از جستجوها که محقق را قادر می سازد تا به جواب مورد نیاز یا حل مشکل برسد . بعبارتی دیگر تحقیق یعنی پیمودن همه مراحل و راههای لازم برای رسیدن به هدف مورد نظر .

انواع روشهای تحقیق :

برای جمع آوری اطلاعات که مهمترین بخش در انجام یک تحقیق است باید انواع شیوه های تحقیق را بدانیم تا بتوانیم کار عملی خود را آغاز کنیم . این شیوه ها عبارتند از :

1-      شیوه تاریخی : یعنی مطالعه نوشته ها و متونی که قبلا در زمینه مورد نظر نوشته شده که میتواند اطلاعات مفیدی را به پژوهشگر بدهد

الف ) تاریخچه تاسیسات ، سازمانها ، واحدها و فعالیتهای گوناگون  آنها

ب   ) تاریخ نظرات عقاید و تئوریهای مربوط به موضوع تحقیق

ج    ) بررسی موارد خاص چون مطالعه دقیق افراد ، اماکن و همچنین شرح حالتها (بیوگرافیها) اسناد و مدارک شخصی ، نامه ها و امثال آنها

د    ) مطالعات کتابشناسی و تحقیق کتابخانه ای از قبیل استفاده از کتابخانه مرکز آمار و اطلاعات و مرکز کامپیوتر

2-      شیوه تجربی : گاهی لازم است پژوهشگر برای رد یا قبول فرضیه ای دست به اقدامات آزمایشی و تجربی بزند و بعد نتیجه را گزارش کند .

3-      شیوه پرسشی : در این شیوه از راه توزیع پرسشنامه های کتبی یا مصاحبه (پرسش شفاهی ) پرسشهای یکسان و مشترکی را از افراد یا گروه میکنند بنحویکه چرسشها ساده و قابل فهم در محدوده دانشها و تجربیات افراد باشد یا اگر پرسشها متنوع است از ساده  شروع و به مشکل ختم شود .

پرسشها کاملا مربوط به موضوع باشد و در آن ربط منطقی رعایت شده باشد . پرسشها زیاد طولانی ، دوپهلو و خسته کننده نباشد .

4-      شیوه مشاهده ای : این شیوه برای بررسی دقیق همه جانبه و حضوری مورد استفاده قرار میگیرد و روش بسیار خوبی برای مطالعه رفتار آدمی است . در این شیوه فرصت زمان مناسبی را میتوان از پیش تعیین کرد یعنی میتوان کاملا غیر منتظره و بیخبر قبلی بمشاهده پرداخت .درمشاهده بهتذ است نکات ذیل رعایت شود :

  • بکوشیم تا تمام مشاهدات را یاادداشت کنیم
  • تا آنجا که ممکن است کار مشاهده را بصورت گروهی انجام دهیم
  • حوزه ای را که میخواهیم مورد مشاهده قراردهیم قبلا مطالعه کرده باشیم

5-      شیوه آماری : این شیوه محکی بر آمار و ارقام است که به سه شکل زیر صورت میگیرد :

  • بصورت سرشماری
  • بصورت مطالعه کل افراد جامعه
  • بصورت روش نمونه گیری که بخشی از جامعه را بصورت انتخابی یا تصادفی برمیگزینند و تحقیق خود را روی آن بخش انجام میدهند

مقاله نویسی :

از نوع نثر ادبی شمرده میشود . این فن نسبت به دوران قبل از مشروطیت مفهوم تازه ای یافته و متناسب با موضوع می باید موازین و شرایط ویژه ای در ادبیات امروز ایران مطرح است . در دوران مشروطیت بدلیل آشنایی مردم با روزنامه و مجله  و بعد رادیو و نیز آمد و شد متقابل ایرانیان و اروپائیان و آشنایی ایرانیان با دانشها و اندیشه های غربی زبان مقاله نویسی بسادگی گرائید.

معنی لغوی و اصطلاحی مقاله :

مقاله در لغت بمعنی سخن ، کلام ، گفتار و نوشته آمده است و در اصطلاح به نوشته ای که درباره موضوعی خاص فراهم آمده و بتنهایی یا در روزنامه و مجله انتشار میابد مقاله گفته میشود .

مقاله ممکن است بخشی یا فصلی از کتاب را نیز شامل شود . در جهان امروز مقاله نویسی یعنی نگارش اطلاعات ، دانشها ، تجربه ها ، بینشها ، اندیشه ها ، نظریه ها و آنچه که با جنبه های مختلف حیات اخلاقی ، تربیتی ، عاطفی ، اجتماعی ، تاریخی ، علمی ، ادبی ، دینی و اعتقادی آدمی و سایر مظاهر زندگی او پیوند دارد .



سه‌شنبه 19 آذر 1392 :: 15:54 :: نويسنده : studentrights

بابهای ثلاثی مزید )

مقدمه ) قبلا گفته شد که فعل یا اصلش 3 حرف است مانند قتل که به آن ثلاثی و یا 4 حرف است مانند زلزل که به آن رباعی گویند و اگر تنها باشد یعنی حرف زائد نداشته باشد به آن مجرد گویند مثل قتل ( ثلاثی مجرد) زلزل ( رباعی مجرد ) و اگر به اصل آنها حرف یا حروفی اضافه شده باشد به آنها مزید گویند مثل قاتل ( ثلاثی مزید ) تزلزل ( رباعی مزید) پس افعال بر 4 دسته اند :

1-      ثلاثی مجرد  : ضرب

2-      ثلاثی مزید : ضارب

3-      رباعی مجرد : زلزل

4-      رباعی مزید : تزلزل

اوزان افعال ثلاثی :

الف ) ثلاثی مجرد :افعال ثلاثی مجرد دارای 6 وزن و باب هستند :

1-      فعلَ – یفعل

2-      فعل – یفعل

3-      فعل – یفعُلُ

4-      فعل – یفعل

5-      فعل – یفعل

6-      فعل – یفعل

ب ) ثلاثی مزید : افعال ثلاثی مزید افعالی هستند که یک یا دو یا سه حرف به اصل فعلشان اضافه شده است مانند : کتب (ثلاثی مجرد)  کاتب ( ثلاثی مزید)

افعال ثلاثی مزید دارای 10 وزن و باب است :

باب افعال ) هر فعل ثلاثی مجردی که به باب افعال برود ماضی ، مضارع و مصدر در وزنهای زیر می آید :

ماضی : افعل         مضارع : یفعل         مصدر : افعال

بقیه موارد آن بدین قرار است :

امر غایب : لیفعل        امر حاضر : افعل       جحد : لم یفعل       فعل نهی : لا یفعل

تبصره : امرحاضر در باب افعال همزه اش مفتوح است

فعل نفی : لا یفعل        استفهام : هل یفعل

همزه های قطع و وصل :

همزه (ء) : همزه یکی از حروف الفبای عربی است که قبول حرکت میکند و در اول و وسط و آخر کلمات واقع و بصورتهای گوناگون نوشته میشود مانند : الله – رئیس – مومن – سوء

اقسام همزه :

1-      همزه وصل : همزه ای که اگر در اول کلام  واقع شودحرکتش ساقط نمیشود اما اگر در وسط دوکلمه قرارگیرد حرکت آن ساقط شده و دو حرف قبل یا بعد آن بهم وصل میشود مانند : ادخلوا که همزه آن خوانده میشود ( یا قوم ادخلوا ) چون همزه در میان جمله واقع شده تلفظ نمیشود : واعلم  معمولا بالای همزه های وصل یک (ص) گوچک بنشانه اینکه این همزه وصل است قرار میدهند .

2-      همزه قطع : آنست که اگر در اول یا وسط کلام قرارگیرد حرکت آن ساقط نشده و تلفظ می شود مانند : احسن (یا رجل احسن)

توجه : همزه های ماضی و امر و مصدر باب افعال قطع است .

باب تفعیل )

هر فعل ثلاثی مجرد که به باب تفعیل برده شود در ماضی و مضارع و مصدر بر وزنهای زیر می آید .

ماضی : فعل         مضارع : یفعل       مصدر : تفعیل

امر غایب : لیفعل      امرحاضر : فعل       جحد : لم یفعل        نهی : لا یفعل           نفی : لا یفعل     استفهام : هل یفعل

باب مفاعله )

ماضی : فاعل          مضارع : یفاعل        مصدر : مفاعله



سه‌شنبه 19 آذر 1392 :: 02:44 :: نويسنده : studentrights

دوم ) مالیات بر درآمد حقوق

درآمدی که هر شخص در خدمت شخص دیگر اعم از حقیقی یا حقوقی بابت تسلیم نیروی کار خود بابت اشتغال در ایران در مدت معین یا کار انجام گرفته بطور نقد یا غیر نقد تحصیل میکند مشمول مالیات بردرآمد حقوق است .

درآمد مشمول مالیات بر درآمد حقوق :

1-      حقوق (مقرری ، مزد یا حقوق اصلی )

2-     مزایا

ویژگیهای مالیات بر درآمد حقوق :

1-      مالیات بر درآمد حقوق شامل حقوق ، مزایا و درآمدهای غیر نقدی دیگر (مسکن – اتومبیل)

2-     میزان مالیات بر حسب محل اشتغال مشخص متفاوت است

3-     پرداخت مالیات بر درآمد حقوق غیر مستقیم است

4-     مستثنی از اصل سالیانه بودن مالیات است ( حقوق بگیر : مودی)

معافیتهای مالیات بر درآمد حقوق :

عطف به ماده 91 ق م م

1-      اعضای سفارتخانه ها و دیپلماتها – اعضای سازمان ملل متحد و موسسات وابسته در داخل ایران بشرط عدم تابعیت ایرانی

2-     موسسات فرهنگی خارجی و روسا و اعضای ماموریتهای خارجیدر ایران

3-     کارشناسان خارجی که از محل کمکهای بلا عوض کشورشان به ایران اعزام میشوند

4-     کارمندان محلی سفارتخانه های ایرانی در خارج بشرط عدم تابعیت ایرانی

5-     حقوق بازنشستگی ، مستمری ، وظیفه ، پایان خدمت ، بازخرید ، اخراج ، پرداختی حقوق مستمری وراث ، حقوق مرخصی استفاده نشده در زمان بازنشستگی و از کار افتادگی و سنوات

6-     هزینه مسافرتهای شغلی

7-     مسکن واگذاری داخل محل کارگاه جهت کارگران یا خانه های ارزان قیمت سازمان در خارج از کارگاه جهت استفاده کارگزاران

8-    بیمه خسارات بدنی و معالجه

9-     خانه های سازمانی

10-    وجوه پرداختی نقدی توسط کارفرما مستقیم یا غیر مستقیم به پزشک یا بیمارستان بابت هزینه معالجه کارکنان و خانواده آنها

11-    مزایای غیر نقدی پرداختی به کارکنان

12-   عیدی سالیانه و پاداش آخر سال

13-  درآمد حقوق پرسنل نظامی و انتظامی –  وزارت اطلاعات – جانبازان – آزادگان

14-  شرکت هواپیمایی خدمات ویژه وابسته به وزارت کشاورزی

15-  درآمد حقوق کارکنان مناطق کمتر توسعه یافته طبق فهرست سازمان مدیریت

سوم ) مالیات بر درآمد مشاغل

درآمدی که شخص حقیقی از طریق اشتغال به مشاغل یا به عناوین دیگر در ایران تحصیل کند ، مشمول مالیات بر درآمد مشاغل است .

1-      درآمد شرکتهای مدنی ( اختیاری – قهری)

2-     درآمد ناشی از فعالیتهای مضاربه ای ( درصورتیکه مضارب یا صاحب سرمایه حقیقی باشد )

نکته 1 ) بدلیل عدم همخوانی دفاتر و درآمدهای مودی شرط داشتن دفاتر قانونی توسط صاحبان مشاغل در اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 1380 حذف گردیده است .

نکته 2 ) صاحبان مشاغل چه دارای دفتر باشند یا نباشند مکلف به نگهداری اسناد و مدارک مثبته برای تشخیص درآمد مالیات هستند .

تقسیم بندی صاحبان مشاغل ( ماده 95 ق م م ) :

1-      کلیه صاحبان مشاغل مندرج در قانون تجارت (که موظف به ثبت دفاتر روزنامه و کل هستند )

2-     صاحبان مشاغل مکلف به ثبت دفاتر درآمد و هزینه

3-     بغیر از دو بند بالا دیگر صاحبان مشاغل موظفند حسب نمونه و ضوابط سازمان امور مالیاتی نسبت به نگهداری اسناد مربوطه اقدام نمایند .

نکته ) ماده 100 ق م م در خصوص خوداظهاری اذعان میدارد که کلیه مودیان مکلفند در پایان هرسال تا تیرماه سال بعد نسبت به تکمیل اظهارنامه و تسلیم آن به سازمان اقدام و در غیر اینصورت مالیات بصورت علی الراس تشخیص داده خواهد شد .

موارد تشخیص علی الراس :

1-      عدم تسلیم ترازنامه و حساب سود و زیان : 1- دارندگان دفاتر قانونی تا پایان تیرماه سال بعد

                                                                          2-سایر مشمولان تا پایان اردیبهشت ماه سال بعد

2-     در صورت خودداری از ارائه دفاتر یا مدارک حساب در محل  :

  • ·         هزینه از احتساب بعنوان هزینه های قابل قبول خودداری میشود
  • ·         درآمد بصورت علی الراس محاسبه میشود

3-     غیر قابل رسیدگی بودن دفاتر اسناد و مدارک با نظر اداره مالیاتی

4-     قابل قبول نبودن دفاتر ، مدارک بلحاظ عدم رعایت موازین قانونی و آئین نامه ها توسط هیئت سه نفره منتخب رئیس کل سازمان

چهارم ) مالیات بر درآمد کشاورزی

بموجب ماده 81 اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 1380 درآمد حاصله از کلیه امور کشاورزی معاف از مالیاتند

پنجم ) مالیات بر درآمد مستغلات

1-      اجاره املاک : درآمد شخص حقیقی یا حقوقی نسبت به درآمدهای خود یا حقوق خود ناشی از اجاره املاک در ایران پس از کسر معافیتهای مقرر در قانون مشمول مالیات می باشد

نکته ) چنانچه اجاره بها در سند رسمی قید شده باشد بر حسب آن مالیات تعیین میگردد و در غیر اینصورت بصورت علی الراس محاسبه میشود

شرایط تشخیص علی الراس :

1-      دریافت هرگونه وجهی بعنوان ودیعه یا هر عنوان دیگر توسط موجر

2-     عدم تنظیم اجاره نامه رسمی

3-     خودداری از تسلیم اجاره نامه

4-     عدم انطباق میزان اجاره بها با قیمت واقعی

نکته ) میزان مالیات املاکی که به اجاره واگذار میگردد از کل مال الاجاره اعم از نقدی و غیر نقدی با کسر 25% بابت هزینه استهلاکات و تعمیرات مالک کسر و محاسبه میگردد.

معافیتهای مالیاتی اجاره املاک :

1-      چنانچه مالک ملک خود را به اجاره واگذار نماید و ملک دیگری را اجاره نموده یا توسط کارفرما به او واگذار شود میزان اجاره بهای پرداختی او بواسطه سند رسمی یا میزانی که کارفرما از او کسر مینماید از مبلغ اجاره دریافتی او کسر شده و باقیمانده ملاک محاسبه مالیات قرار میگیرد ( ماده 55)

2-     شخص حقیقی که هیچگونه درآمدی ندارد تا میزان 150 برابر قانون نظام پرداخت هماهنگ کارکنان دولت (ماده 84 ق م م ) معاف از مالیات اجاره املاک و مازاد مشمول مالیات

3-     حقوق بازنشستگی و وظیفه دریافتی جوایز و سود ناشی از سپرده های بانکی درآمد تلقی نمیشود . منظور آنکه در بند بالا میتواند در خصوص معافیت مالیاتی املاک استفاده نماید

4-     محل سکونت همسر ، پدر و مادر و فرزندان ، اجداد استیجاری تلقی نمیگردد ولیکن حسب قانون ماده 53 یک واحد برای سکونت خود و تنها یک واحد دیگر به انتخاب او از شمول مالیات معاف است

5-     درصورتیکه مالک محل سکونت خود را بفروشد و در سند انتقال بدون اجاره بها مهلتی برای تخلیه داده شود تا مادامی که در اختیار انتقال دهنده باشد بمدت حداکثر 6 ماه و در موارد بیع شرطی مادام که بر طبق شرایط معامله مبیع در اختیار بایع شرطی است اجاری تلقی نمیشود مگر اثبات خلاف آن

6-     مالکان مجتمع های مسکونی دارای بیش از سه واحد استیجاری که حسب مقررات الگوی مصرف مسکن وزارت مسکن ساخته شده باشند یا میشوند از 100% مالیات معاف در غیر اینصورت در تهران درآمد حاصل از واحد یا واخدهای تا 150 متر بنای مفید و در سایر نقاط تا 200 متر از مالیات بر درآمد اجاره معافند .

مالیات بر نقل و انتقال املاک و حق واگذاری محل :

مالیات بر نقل و انتقال تمامی املاک از ارزش فروش ملک و به نرخ 5% و مالیات بر حق واگذاری از اختلاف خرید و فروش مبلغ واگذاری و به نرخ 2% در تاریخ انتقال میباشد (ماده 59)

نکته 1) چنانچه برای ملک ارزش معاملاتی تعیین نگردیده باشد ارزش معاملاتی نزدیکترین محل مشابه مبنای محاسبه مالیات خواهد بود

نکته 2) حق واگذاری عبارتست از حق کسب و پیشه یا حق تصرف یا حقوق ناشی از موقعیت تجاری محل و سرقفلی

نکته 3) تعیین ارزش معاملاتی املاک به عهده کمیسیون تقویم املاک متشکل از هفت نفر از نمایندگان سازمان امور مالیاتی وزارت مسکن و شهرسازی ، جهاد کشاورزی، نماینده ثبت و دو نفر از معتمد محلی به معرفی شورای شهر می باشند.

مالیات بر درآمد اتفاقی :

کلیه درآمدهای نقدی یا غیر نقدی که شخص حقیقی یا حقوقی بصورت بلاعوض یا معاملات محاباتی یا جایزه یا هرعنوان دیگر از این قبیل تحصیل مینماید مشمول مالیات بر درآمد اتفاقی موضوع ماده 131 خواهد بود .

معافیتهای مالیات بر درآمد اتفاقی :

1-      کمکهای نقدی و غیر نقدی موسسات خیریه و عام المنفعه – کلیه معافین مالیاتی ( موضوع ماده 2 ) به اشخاص حقوقی غیر از موارد مشمولین مالیات فصل حقوق

2-     وجوه یا کمکهای اهدایی به خسارت دیدگان جنگ ، زلزله ، سیل ، آتش سوزی یا حوادٍ غیر مترقبه

3-     جوایز تشویقی دولت جهت امر صادرات و تولید و خرید محصولات کشاورزی

نکته ) به کلیه مشمولین مالیات درآمدهای اتفاقی از طریق رسیدگی به دفاتر تشخیص داده میشود و اگردر منبع پرداخت میگردد بعنوان پیش پرداخت منظور میشود

مالیات بر دارائی و ثروت :

به کلیه مایملک فرد دارائی اطلاق میگردد و تفاوت میان دارائی و درآمد در که درآمد از حرکت دارائی ایجاد میگردد یعنی دارائی ساکن است ولی درآمد در حرکت

نحوه وصول مالیات بر دارائی :

1-      مالیات بر کل دارائی

2-     مالیات بر دارائی خالص

نکته 1) در مالیات بر دارائی خالص ابتدا تمام بدهی معوقه مودی از دارائی او کسر میشود و باقیمانده بعنوان دارائی محسوب و مشمول مالیات می باشد

3-     مالیات بر نقل و انتقال دارائی

نکته 2) در این شیوه مالیات پس از نقل و انتقال دارائی تحصیل میگردد مانند ارث برای انتقال ماترک به وراث

4-     مالیات بر اقلام دارائی

نکته 3) در این شیوه دارائی به اقلام مختلف تقسیم و سپس هرنوع مشمول نرخ خاصی میشود

انواع مالیات بر دارائی :

1-      مالیات سالیانه املاک

2-     مالیات مستغلات مسکونی

3-     مالیات بر اراضی بایر

4-     مالیات بر ارث

5-     مالیات حق تمبر

نکته ) مواد 1 الی 3 در اصلاحی ق م م مصوب 1380 حذف گردیده است .

مالیات بر ارث :

هرگاه در نتیجه فوت شخصی اعم از واقعی یا فرضی اموالی از متوفی بجا بماند مشمول مالیات است ( ماده 17) و بر دو نوع است : 1- مالیات بر ماترک    2- مالیات بر سهم الارث

1-      مالیات بر ماترک

در این نوع مالیات تمام اموال و دارائیهای متوفی پس از کسر بدهیهای او و قبل از تقسیم بین وراث مشمول مالیات قرار میگیرد و در مالیات بر سهم الارث هر طبقه با نرخ خاص محاسبه میگردد .

نکته ) مزیت مالیات بر سهم الارث نسبت به ماترک در اینست که در سهم الارث بر حسب درجه قرابت و مبلغ ارثیه با عنایت به وضع توانایی مودی در نظر گرفته میشود ولی در ماترک اینچنین نیست و بهمین دلیل سهم الارث عادلانه تر است .

2-     مالیات بر سهم الارث

اموال مشمول مالیات بر ارث )

تمامی ماترک متوفی در ایران یا خارج از ایران اعم از منقول و غیر منقول و مطالبات قابل وصول و حقوق مالی پس از کسر هزینه های کفن و دفن و عادات و واجبات مالی و عبادی در حدود و قواعد شرعی

نکته )  بدهیهای متوفی کسر از مالیات بشرح ذیل میباشد :

1-      بدهیهای متوفی به وراث خود مستند به مدارک قانونی و احراز اصالت آن توسط هیات کل اختلاف مالیاتی باستثنای نفقه و مهریه

2-     در مورد وراث طبقه دو و سوم کسر دیون مستلزم آنست که متوفی تا تاریخ فوت دارائی وراث از طبقه ماقبل بوده باشد .

نکته ) حسب ماده 947 قانون مدنی زوجه فقط از اعیان ، اشجار و اموال منقول ارث می برد و نه از عرصه (زمین )

طبقه بندی وراث :

وراث به سه دسته تقسیم میشوند (ماده 20ق م م )

طبقه اول : پدر – مادر – زن – شوهر و اولاد – اولاد اولاد

طبقه دوم : اجداد – برادر – خواهر و اولاد آنها

طبقه سوم : عمو – عمه – دائی – خاله و اولاد آنها

نکته ) در سهم الارث طبقه اول مبلغ 30/000/000 ریال بعنوان معافیت مالیاتی کسر و در خصوص طبقه اول زیر 20 سال و محجور یا معلول مبلغ 50/000/000 ریال معاف مالیاتی و مازاد بنرخ مقرر در قانون میباشد .

نحوه محاسبه مالیاتی اموال متوفی :

1-      اگر متوفی با وارٍ هردو ایرانی باشند نسبت به سهم الارث هریک از وراث از اموال مشمول مالیات در ایران یا خارج از ایران پس از کسر مالیات بر ارث اموالی که در خارج از ایران به دولت محلی پرداخت شده است بنرخ مذکور در قانون (ماده 4)

2-     اگر متوفی یا وارث هردو ایرانی مقیم خارج از ایران باشند سهم الارث هریک از وراث از اموال و حقوقی که در ایران است بنرخ مذکور در ماده 20 و آنها که در خارج از ایران است پس از کسر مالیات بر ارث توسط دولت محلی بنرخ 25%

3-     در مورد اتباع خارجی و سایر موارد نسبت به آن اموالی که در ایران موجود است کلا مشمول مالیات بنرخ ماده 20 برای وراث طبقه دوم

وظایف وراث بهنگام فوت متوفی :

وراث ( منفردا یا مجتمعا) یا ولی یا قیم یا امین یا نماینده قانونی آنها موظفند ظرف مدت 6 ماه از تاریخ فوت متوفی اظهارنامه ای را با فرم مخصوص سازمان مالیاتی مشتمل بر کلیه اموال بجامانده (ماترک) بانضمام قیمت زمان فوت تنظیم و بهمراه مدارک ذیل به اداره امور مالیاتی تحویل دهند :

1-      رونوشت یا تصویر گواهی شده اسناد مر بوط به بدهی و معاملات متوفی

2-     رونوشت یا تصویر گواهی شده کلیه اوراق که ذیحق بودن و مالکیت متوفی نسبت به اموال و حقوق مالی را اثبات نماید

3-     قیم نامه یا وکالتنامه رونوشت برابر اصل در صورت تسلیم اظهارنامه توسط وکیل یا قیم

4-     رونوشت یا تصویر گواهی شده آخرین وصیت نامه متوفی

نکته ) اگر یکی از وراث اظهارنامه را تسلیم کند از بقیه وراث سلب تکلیف میشود

 

 معافیتهای مالیاتی مالیات بر ارث :

1-      بدهی متوفی به وراث طبق مدارک مثبته

2-     کسر دیون متوفی به وراث طبقه دوم و سوم با این شرط که در تاریخ فوت دارای وارث از طبقه ماقبل باشد

3-     از سهم الارث طبقه اول مبلغ 30/000/000 ریال معاف مالیاتی و اگر کمتر از 20 سال داشته باشند یا محجور و معلول باشند 50/000/000 ریال

4-     وجوه بازنشستگی و سایر مستمری و مزایای متوفی که به وراث پرداخت میگردد

5-     اموال که حسب مورد وقف یا نذر یا حبس یا وصیت برای موسسات عام الخیریه مجوز دار

6-     80% اوراق مشارکت و سپرده های متوفی نزد بانکهای ایرانی و خارجی

50% سهام شرکتهای در بورس

40% سهام در سایر شرکتها

40% ارزش خالص دارائی در واحدهای تولیدی – صنعتی – معدنی و کشاورزی

7-     در خصوص شهدا ، وراث طبقه اول و دوم شامل ماده 20 نمیشوند

دوم ) حق تمبر

از آنجا که وجهی بعنوان مالیات حق تمبر از مودی اخذ میگردد مستقیما از خود مودی وصول نمیگردد یعنی ایتدا پرداخت گردیده و به خزانه دولت واریز میگردد و سپس از مودی اخذ میگردد که علی القاعده در زمره مالیاتهای غیر مستقیم قرارداشته ولیکن قانونگذار آنرا در زمره مالیاتهای مستقیم دانسته پس آنرا مالیات مستقیم تلقی میکنیم .

مالیاتهای غیر مستقیم :

  • ·         مالیات بر واردات
  • ·         مالیات بر کالاها و خدمات یا مالیات بر معاملات ( فروش و مصرف)

مالیات بر واردات :

دلایل اعمال مالیات بر واردات :

1-      حمایت از محصولات داخلی

2-     جلوگیری از واردات کالاهای غیر ضروری

3-     افزایش درآمد دولت

نکته ) چنانچه واردات مایحتاج جامعه باشد مالیات بر واردات را تعدیل میکنیم .

مالیات بر معاملات :

مالیاتی که در موقع خرید و فروش به تناسب بهای مورد معامله از فروشنده دریافت و فروشنده باید آنرا بر قیمت کالا افزوده و به خریدار انتقال میدهد شامل موارد ذیل می باشد :

1-      مالیات عمومی فروش : دولت میتواند در سه مرحله تولید ، توزیع  و مراحل مختلف تولید و توزیع اخذ مالیات نماید

2-     مالیات بر وارد کنندگان و صاحبان صنایع : بخشهای اقتصادی را تشویق و مالیات بر تولید را حذف میکند جهت کمک به اقشار آسیب پذیر جامعه

3-     مالیات بر عمده فروشی و خرده فروشی : برای مصرف کنندگان وضع میشود

4-     مالیات بر ارزش افزوده : زمانی که تولید کننده از معافیت مالیاتی استفاده کند میگوئیم فردی که این تولید را مصرف کرده بایستی مالیات بپردازد و بدلیل ایجاد عدالت اجتماعی مالیات بر ارزش افزوده اضافه میکنیم .

درآمدهای پایدار )

عبارتند از :

1-      درآمدهای مالیاتی

2-     کمکهای اجتماعی

3-     درآمد حاصل از مالکیت دولت

4-     درآمد حاصل از خدمات و فروش کالا

کمکهای اجتماعی : شامل وصول حق بیمه ها ، طرحهای تامین اجتماعی

درآمد حاصل از مالکیت دولت : شامل حق بهره وری از دارائیهای تولید نشده که منشاء طبیعی دارند که به درآمد از دارائی مشهور است و زمانی دریافت میشود که واحدهای دولتی دارائیهای مالی و تولید نشده خود را به سایر واحدها یا تشکل های دولتی یا غیر دولتی واگذار میکنند مانند : بهره مالکانه – حق الارض – سود و کارمزد سرمایه گذاری دولت  سود و سهام حق بهره برداری  همچنین شامل درآمد حاصل از اجاره نیز میگردد مانند درآمد حاصل از اجاره اماکن ورزشی – مراکز رفاهی فرهنگی تفریحی و غیره ...

درآمد حاصل از خدمات و فروش کالا :

  • ·         خدمات )درآمد حاصل از خدمات قضایی و ثبتی – انتظامی – آموزشی ، فرهنگی و ...  
  • ·         فروش کالا ) محصولات کشاورزی و صنعتی

درآمدهای پایدار :

1-      دریافت کمکهای بلاعوض

2-     درآمد  جرائم و خسارات

3-     درآمدهای متفرقه

کمکهای بلاعوض :

الف ) جاری : برای هزینه کردن مخارج جاری پرداخت شده اند

ب ) سرمایه ای : می بایست دریافت کننده دارائی تملکی را برای دریافت آن فراهم نماید .

جرائم و خسارات : جرائم رانندگی – تعزیرات حکومتی – قاچاق – مواد مخدر و ...

درآمدهای متفرقه : فروش کالاهای مستعمل نظامی و غیر نظامی – هدایا از منابعی بغیر از دولت وسازمانها

واگذاری دارائیهای سرمایه ای :

دارائیهای سرمایه ای عمده ترین درآمد دولت مانند صادرات نفت و گاز میباشد

1-      درآمد حاصل از نفت خام و گاز

2-     درآمد حاصل از اموال منقول و غیر منقول

  • ·         فروش ساختمانها و تاسیسات دولتی
  • ·         فروش و واگذاری اراضی
  • ·         فروش ماشین آلات و تجهیزات (فرسوده)
  • ·         فروش سایر دارائیهای سرمایه ای
  • ·         اموال اسقاطی و قاچاق

واگذاری دارائیهای مالی :

تحت عنوان سایر منابع تامین اعتبار میباشد و در واقع بمنزله انواع تجهیز منابع است و عنوان درآمد ندارد .

  • ·         فروش اوراق مشارکت
  • ·         استفاده از تسهیلات خارجی
  • ·         استفاده از موجودی حساب صندوق ذخیره ارزی
  • ·         دریافت اصل وامهای داخلی و خارجی دولت
  • ·         وصولی از محل واگذاری سهام شرکتهای دولتی
  • ·         برگشتی از پرداخت سالهای گذشته

هزینه های دولت :

1-      هزینه های عمومی

2-     تملک دارائیهای سرمایه ای

3-     تملک دارائیهای مالی

4-     هزینه از محل درآمدهایاختصاصی

که به پایدار و ناپایدار تقسیم میگردد .

هزینه های پایدار :

1-      جبران خدمت کارکنان :  حقوق و دستمزد – فوق العاده ها و مزایای شغلی

2-     استفاده از کالاها و خدمات : کلیه کالاها و خدمات عمومی و خصوصی مصرفی دولت مثل نقل و انتقال کارکنان – آب – برق – سوخت – تشریفات و ....

3-     هزینه های اموال و دارائی : سود و کارمزد وامها – اجاره و کرایه

4-     یارانه : هزینه های بلاعوض که دولت به بنگاههای دولتی و خصوصی و دستگاههای اجرایی پرداخت میگردد و یک نوع سیاست حمایتی دولت از مصرف کننده است

5-     هزینه های رفاه اجتماعی : بیماری – ازکارافتادگی – بازنشستگی – بیکاری و ... که از طرف دولت پرداخت میشود

هزینه های ناپایدار :

1-      کمکهای بلاعوض : پرداختی توسط دولت به سایر کشورها

2-     سایر هزینه ها : حمایت از موسسات غیر انتفاعی عرضه خدمات – پرداخت دیون – اهدای جوایز

تملک دارائیهای سرمایه ای :

منظور دارائیهای تولید شده یا تولید نشده ای که طی مدت بیش از یکسال در فرآیند تولید بکار میروند

دارائیهای تولید شده :

1-      دارائیهای ثابت متعارف : ساختمانها و ماشین آلات و تجهیزات کشتی ، قطار و هواپیما

ثابت مشهود : دامهای شیری – حیواناتی که از پشم آنها استفاده میشود

ثابت نامشهود : حفاریها معدنی – خرید و فروش و تولید نرم افزارهای رایانه ای – برنامه های رادیویی و تلویزیونی

2-     موجودی انبار :

استراتژیک : غله و نفت که در مقاصد اضطراری یا تنظیم بازار نگهداری میشوند

سایر موجودیها : ملزومات ، کالاهای ساخته شده

3-     اقلام گرانبها : تابلوهای نقاشی – تندیس ها و سایر کالاهای هنری و سنگها و فلزات قیمتی باستثنای طلای بانکی

دارائیهای تولید نشده :

دارائیهایی که توسط بشر تولید نشده و دارای منشاء طبیعی است :

دارائیهای طبیعی : زمین و ذخایر معدنی

دارائیهای تولید نشده نامشهود : حق امتیاز قراردادهای قابل انتقال

تملک دارائیهای مالی :

  • ·         واگذاری سهام شرکتهای دولتی
  • ·         بازپرداخت اصل اوراق مشارکت
  • ·         بازپرداخت اصل تسهیلات سیستم بانکی
  • ·         پرداخت تعهدات پرداخت نشده سالهای قبل
  • ·         بازپرداخت اصل وام های خارجی و تعهدات

درآمدهای اختصاصی :

درآمدهایی که برای مصارف خاص در بودجه منظور میگردد مانند اجازه کسب درآمد در قبال صدور پروانه برای مسافران مرزی  و اجازه کسب درآمد بابت انگشت نگاری به نیروی انتظامی 



دوشنبه 11 آذر 1392 :: 14:10 :: نويسنده : studentrights

حکم قانون و امر آمر قانونی :

اعمالی که برای آنها مجازات مقرر شده ولی جرم نیست در صورتیکه ارتکاب عمل به امر آمر قانونی بوده و خلاف شرع هم نباشد .

ارتکاب عمل برای اجرای قانون مهمتر لازم باشد . بحکم قانون چون وصف مجرمانه از بین رفته و اصلا جرمی اتفاق نیفتاده است .

نکته ) همه موارد گفته شده دربالا که باعث عدم ارتکاب جرم بموجب قانون است باید از مرجع صلاحیتدار صادر شود .

اجازه قانون )

1-والدین : در تادیب اطفال نافرمان اولیاء میتوانند در حد متعارف تنبیه و یا از بعضی آزادیها محروم کنند .

نکته 1) والدین شامل پدر و مادر از ازدواج شرعی ، یعنی شامل موارد حاصل از زنا نمیشود

نکته 2) شامل ناپدری نمیشود

نکته 3) شامل نامادری هم نمیشود

اولیاء : پدر – جد پدری – وصی منصوب از سوی پدر یا جد پدری و قیم

قیم : درصورت نبود ولی قهری و وصی منصوب از سوی ولی

سرپرست : زن و شوهری که فرزند خواندگی قبول میکنند و به آنها سرپرست میگویند

صغار : کسانی که بسن بلوغ نرسیده اند صغیر گویند .دختر 9 سال قمری و پسر 15 سال قمری

محجورین : کسانی که از تصرف در اموال و حقوق مالی خود بموجب قانون منع شده اند

حدود اقدام والدین – اولیاء قانونی – سرپرستان صغار و محجورین:

1-      بمنظور تادیب و نگهداری باشد

2-      درصورت متعارف و محافظت باشد

3-      با شیوه ای باشد که با هدف تنبیه مغایرت داشته باشد

2-اقدامات پزشکان و جراحان :

اجرای قانون مهمتر : مثل شکستن و تخریب ماشین بجهت نجات جان انسان

آمر کیست ؟ کسی که صلاحیت صدور دستور داشته باشد بحکم قانون به مامور تحت امرش

شرایط اجرای امر آمر :

  • امر در شمار اموری باشد که قانونا در صلاحیت آمر باشد
  • اگر آمر صلاحیت نداشته باشد در نتیجه مامور نباید اجرا کند
  • اگر آمر صلاحیت داشته باشد نتیجتا مامور باید اجرا کند
  • اگر آمر صلاحیت داشته باشد ولی دارای اقتدار و جذبه باشد مامور اگر انجام داد آمر مسئول است

اصل کلی : اگر مامور اکراه در عمل داشته باشد مسئول همان آمر است الا در قتل . یعنی اگر دستور آمر را هم اطاعت کند باز مامور قاتل است .

3-رضایت مجنی علیه :

رضایت : اگر فردی که میخواهد جنایت بر رویش انجام شود رضایتش باعث مبرا شدن از مجازات مجرم باشد یا نباشد  فلذا رضایت مجنی علیه باعث مبرا شدن از مجازات مجرم نیست

استثنائات : 1- اعمال پزشکی    2- اعمال ورزشی

رضایت مجنی علیه یعنی تمایل و رضایت کتبی که قرار است تعرض بر خلاف قانون علیه حقوق و آزادیهای او صورت بگیرد

نکته ) در چند مورد رضایت مجنی علیه  جرم محسوب نمیشود :

-          اگر کسی با اجازه کسی وارد منزل او بشود جرم نیست

-          عقیم کردن زن و مرد با رضایت خودشان

4-دفاع مشروع :

یعنی توانایی در دفع تجاوز قریب الوقوع و ناحقی که بر نفس ، عرض ، ناموس ، مال ، آزادی تن

تعرض بنفس : هر فعل مانند قتل – ضرب و جرح

تعرض به عرض : عرض یعنی آبرو – شرف و هرگونه عملی که حیثیت اجتماعی اخلاقی ، شرافت خانوادگی را جریحه دار کند

تعرض به ناموس : ناموس یعنی عفت و عصمت خانوادگی  و هرگونه فعلی اعم از لمس کردن و برقرار کردن رابطه نامشروع

تعرض به آزادی تن : سلب آزادی

آثار دفاع مشروع :

1-      منع تعقیب صادر میشود

2-      معاف از مجازات میشود

3-      از جبران خسارت معاف میشود .( مسئولیت مدنی )

دفاع کننده معاف – خسارت توسط متجاوز پرداخت میشود – خسارت وارده به شخص ثالث توسط مدافع (دفاع کننده مشروع ) پرداخت میشود و دفاع کننده از متجاوز میتواند مطالبه کند و خسارت وارده به مدافع توسط متجاوز

عنصر مادی جرم :

هرجرمی الزاما دارای یک عنصر مادی است . از این الزام میتوان نتیجه گرفت که تحقق جرم موکول به بروز عوارض بیرونی اراده ارتکاب جرم است .

جرم بواسطه 1- فعل   2- ترک   3- رفتار    بروز پیدا میکند

مراحل ارتکاب جرم :

1-      قصد

2-      تهیه مقدمات

3-      شروع جرم

4-      تحقق جرم

 

مرحله قصد ارتکاب جرم :

اگر اندیشه جرم با عمل توام نباشد مرتکب مجازات نمیشود . اصل 23 قانون اساسی (تفتیش عقاید ممنوع است )

1-      اگر افراد در مرحله فکر و اندیشه مجازات شوند ترجیح میدهند که جرم را انجام دهند

2-      بدست آوردن فکر و اندیشه افراد مشکل است (اصل 38 قانون اساسی ) و برای بدست آوردن فکر و اندیشه لازم به اقرار گرفتن و توسل به شکنجه می باشد .

موارد استثناء بر این موضوع :

1-      تهدید به قتل یا ضرر های نفسی – شرفی – آبرویی

2-      افشاء اسناد

3-      اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرائم بر ضد امنیت خارجی و یا داخلی ( دلیل ، پیشگیری است ) شاید تبانی کنندگان هیچوقت عمل نکنند ولی برای جلوگیری و پیشگیری قابلیت مجازات دارند چون تبانی و اجتماع معمولا با توطئه و نقشه همراه است .

تهیه مقدمات :

بزهکار از مرحله قصد خارج شده و برای نیل به مقصود مقدمات کار را فراهم میکند . مثال قصد قتل دارد و اسلحه نیز تهیه کرده است . این مرحله قابل مجازات نیست چون شاید اسلحه برای شکار و کلید برای کارهای مخفی نباشد ولی قانونگذار میگوید هرکس عالما و عامدا برای ارتکاب جرم اقدام بساخت کلید یا تغییر آن نماید یا هرنوع وسیله ای برای ارتکاب بجرم بسازد یا تهیه کند محکوم میشود .

مرحله شروع بجرم :

عملیات اجرایی اعمالی هستند که نفس جرم از آنها ترکیب می یابد . بنابراین باید عملی که از مرتکب صادر گردیده یا با تعریف قانونی جرم معینی منطبق باشد تا آن عمل را بتوان شروع به اجرا دانست . مثال قتل یعنی سلب حیات از یک انسان بوسیله انسان دیگر . اگر فردی با اسلحه بطرف دیگری نشانه روی و آماده تیراندازی شود میگوئیم عملیات اجرایی جرم آغاز شده است .

جرائم :

1-مطلق = سکه تقلبی – جعل اسناد

2-مقید = قتل

جرائم مطلق : جرائمی که قطع نظر از نتایج آن جرم می باشد مثل جعل سند و ساختن سکه تقلبی

جرائم مقید : جرائمی که بدون اصول نتیجه جرم نیست مثل قتل و سقط جنین

اقسام رفتار مجرمانه :

جرم اعم از رفتار و فعل یا ترک فعلی که برای آن مجازات تعیین شده باشد

عنصر مادی جرم :

1-      فعل : غالب جرائم بصورت فعلی است که قانونگذار از انجام آن منع نموده است . قتل – ضرب و جرح – سرقت – کلاهبرداری – زنا – محاربه

2-      ترک فعل : تکالیف و وظیفه ای که قانونگذار برای افراد معین نموده و افراد از انجام آن خودداری میکنند مثال امتناع از وظایف قانونی اعمال حاکمیت دولتی ، امتناع مقامات قضایی از وظایف ، خودداری از پرداخت نفقه ، امتناع از شیر دادن

3-      فعل ناشی از ترک فعل : جرمی که فرد انجام میدهد در صورتیکه قانون ملزم به ترک فعل نموده است . مثل رها کردن طفل یا فرد عاجز در محلی خالی از سکنه یعنی فعل مجرمانه رها کردن را انجام داده است که ناشی از عدم انجام وظایف قانونی اوست . اگر صدمه یا آسیبی به طفل یا فرد عاجز وارد آید یا فوت شود رهاکننده بر حسب مورد به قصاص یا دیه یا ارش طبق قانون دیات محکوم میشود .

 

ارش : ما بالتفاوت جنس سالم به جنس ناقص یعنی تفاوت عضو سالم با عضو معیوب

 

مثال دوم ) تسلیم نقشه ها یا اسرار دفاع ملی توسط مامور به حفظ آنها – ارتکاب قتل یا ضرب و جرح ناشی از بی مبالاتی و عدم رعایت مقررات جزایی

4-نگهداری و نگهداشتن :

از عنصر مادی جرم است . منظور از داشتن یعنی شخصی شیئی ممنوعه را در اختیار خود داشته یا عالما در اختیار افراد تحت پوشش خود گذارده باشد . مثل نگهداری اشیاء مخالف عفت عمومی – نگهداری اسلحه غیر مجاز – مجازات مرتکبین قاچاق – نگهداری بدون مجوز اجناس دخانیه ( خرید و فروش و نگهداری دخانیات در انحصار دولت میباشد ) نگهداری مواد افیونی – نگهداری بذر یا گرز خشخاش

5-در حالت :

گاهی اوقات عمل مرتکب نه از مصادیق فعل محسوب نه از مصادیق ترک فعل بلکه قانونگذار از حالت عارض بر مرتکب را جرم دانسته مثل اعتیاد ، ولگردی

زمان و مکان وقوع جرم از نظر حاکمیت قانون در زمان :

از نظر وقوع جرم :

1-      جرم آنی : وقتی عنصر مادی جرم در یک لحظه واقع شود جرم آنی است مثل قتل – سرقت

2-      جرم مستمر : قصد مجرمانه در جرائم مستمر در هرلحظه وجود دارد فلذا رفتار مجرمانه تشکیل دهنده عنصر مادی مستمر در جریان وقوع است مثل ترک انفاق

قوانین لازم الاجرا در جرائم ساده و آنی قانون حاکم در زمان جرم است . مکان جرم در جرم آنی صلاحیت دادگاه که جرم آنی در آن اتفاق افتاده در جرائم مستمر وقتی جرم در جاهای مختلف اتفاق افتاد و کلیه دادگاههایی که جرم در آن حوزه اتفاق افتاده صلاحیت رسیدگی دارند .

حاکمیت قضیه محکوم بها :

به هریک از جرائم فقط یکبار رسیدگی میشود و در صورت رسیدگی و محکومیت مجرم اگر دوباره مرتکب آن جرم شود مشمول احکام تکرار جرم از نظر تشدید کیفر می باشد .

تاثیر عفو عمومی بر انواع جرائم :

عفو خاص یعنی اجرا نکردن برخی از کیفرها

عفو عمومی مانند عفو رهبری است اما این عضو کلیه آثار محکومیت را از بین میبرد باستثنای حق الناس . در جرم آنی مشمول عفو و محکومیت و مجازات از بین میرود . در جرائم مستمر تنها به آن قسمت از جرائم که بعد از عفو عمومی مرتکب میشود رسیدگی میشود .

جرائم ساده : مرحله ندارد و سریع انجام میشود

جرائم مرکب : کلاهبرداری ( اعمال متقلبانه)

جرم تام : در موارد محدودی قانون جزا نفس ارتکاب جرم را صرفنظر از زیانی که برای مجنی علیه در نظر گرفته و عامل آنرا مجازات میکند .

جرم محال : هرکس قصد ارتکاب جرمی  میکند و شروع به اجرای آن میکند لکن جرم واقع نمیشود

جرم محال تقسیم میگردد به مطلق و نسبی

جرم محال مطلق ناشی از موضوع : بعنوان مثال زنی که اصلا حامله نبوده اقدام بسقط جنینش کند یا فردی که قبلا مرده اقدام بکشتنش کند .

جرم محال نسبی ناشی از موضوع : جرم میتوانست وجود داشته باشد ولی در لحظه جرم بطور اتفاقی مفقود شده است .

جرم محال ناشی از ابزار کار : تفنگی خریده و باید پر میبوده ولی خالی بوده است

جرم محال ناشی ابزار کار نسبی : اسلحه پر ولی فرد در تیرس نبوده

جرم عقیم :

مقصود از جرم عقیم  آنست که مقصود بزهکار از ارتکاب جرم حاصل نگردیده است مثل تیری که بقصد کشتن فردی رها میکنند ولی به هدف برخورد نمیکند .



پنج‌شنبه 07 آذر 1392 :: 12:27 :: نويسنده : studentrights

Chapter Tree ( Hollywood )

PRE-READING GUESTION :

1-    What does Hollywood make you think of ?

Answer : Hollywood makes me think of films and movie stars.

2-    What are some special things to see in Hollywood ?

Answer : I see the big landmarks of Hollywood and I see the famous people.

3-    Where do American movie stars live today ?

Answer : The most of American movie stars live in Hollywood .

 

NEW WORD :

سینما

movie

نشانه

landmark

ستاره ی سینما

Movie stars

صندلی ها

seats

تپه ها

hills

صحنه

stage

علامت

sign

طراحی کردن-طرح

design

خیلی دور

far a way

مهندس معمار

architect

هنوز

still

بازیگر مرد

actor

مشهور

Well known

بازیگر زن

actress

درخت راج

holly

فرد معروف و مشهور

celebrity

مقدس

holy

بیابان

desert

به طور کلی

wholly

دشت

flat

قرمز

red

تپه

hill

قرمز روشن

tomato

کوه

mountain

قرمز تیره

crimson

سفید

white

سبز

green

سیاه

black

زیتونی

olive

آبی

blue

یشمی

Jasper green

آبی روشن

aqua

بنفش

purple

آبی تیره

navy

بنفش

violet

لیمویی

lime

کمرنگ

pale

آبی کمرنگ

Pale blue

سر پوشیده نیست

Open-air

شخص کور رنگ

Color blind

بی انتها

Open-ended

کسی که از اجرا میترسد

Stage fright

روشن فکر

Open minded

عشق تئاتر-فیلم

Theater goer



نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا