درباره سایت


به سایت گروه دانشکده حقوق خوش آمدید.مطالب مندرج در این وبگاه جهت استفاده فارغ التحصیلان و دانشجویان رشته حقوق طراحی و مختص به تحقیقات و مطالب درسی در مقاطع کارشناسی کارشناسی ارشد و دکتری بوده و به هیچ حزب یا گروهی وابسته نمیباشد.
موضوعات
پیشنهادهای دانشکده حقوق
چهارشنبه 27 آذر 1392 :: 00:04 :: نويسنده : farzan

Adjective (صفت)

 

صفت کلمه ای است که اسم را توصیف میکند , و در جواب( چه نوع ؟ ) می آید :

 

- صفات هم  با اسامی مفرد و هم  با اسامی جمع به یک شکل به کار میروند .

مثال:

• There is a big sign on the hills .                                 

نشانه بزرگ بر روی تپه وجود دارد

 

 I saw a cute baby.

  من یک کودک زیبا را دیدم                                                                    

  I don’t like hot tea. 

من چای داغ دوست ندارم

 

 

 مکان صفات                                                                 

صفت‌ها مي‌توانند در موقعيت‌ها و جاهاي مختلفي در يک جمله ظاهر شوند که در زير به مهمترين اين موقعيت‌ها اشاره مي‌شود

 

1 - قبل از يک اسم

a good man, an old car, the green carpet

گاهي بيش از يک صفت، اسمي را توصيف مي‌کنند :

a good young man,  the beautiful green carpet

 : am , is , are (be)پس از فعل 2 -

You are beautiful.

She is fat.

The bus is late.

میتوانند قبل از صفت قرار بگیرند (seem، look، become و stay) افعال ديگري نيز مانند  •

It looks interesting. (جالب به نظر مي‌رسد.)

It is becoming sunny. (هوا دارد آفتابي مي‌شود.)

 

 

 که در اين صورت کلمه اصلي يک عبارت اسمي محسوب مي‌شود:  ( the)3 – پس از

the young جوانان

the old پيران

the dead مردگان

the English انگليسي‌ها

 

ترتيب صفات

 

مي‌دانيم که صفت‌ها معمولاً قبل از اسم مي‌آيند، اما اگر بيش از يک صفت اسمي را توصيف کنند، در اينصورت صفتها معمولاً به ترتيب خاصي قرار مي‌گيرند:

 

1 . Determiners

2 . Ordinal Numbers

3 . Cardinal Numbers

4 .opinion

حرف تعریف معیین و نا معیین, صفات اشاره , صفات ملکی , صفات مقدار یا تعداد

اعداد ترکیبی

اعداد اصلی

بيان عقيده يا احساس

 

(the) ,(this,that), (my,your), (some,many)

First , second ...

One , Two ...

Beautiful, handsome ...

 

5. size

6 .  Shape

7 . Age

8 .  Colour

اندازه

شکل

سن

رنگ

Big , large , small

Circle , square

Old , new

Pink , red

 

9 . Nationality

1o . Material

ملیت

جنس

Iranian , American

Silk , wooden

 

 

 

 

)                      Comparative & Suprlative ).صفات تفضيلی و عالی

• نحوه ساخت صفات تفضيلی

) به انتهای صفات يک هجايی : er) الف – با افزودن

old ,  older

bright,  brighter

 

) به ابتدای صفات چند هجايی : more)ب – با افزودن

difficult,  more difficult

interesting,  more interesting

 • نحوه ساخت صفات عالی

 

 به انتهای صفات يک هجايی : (est) الف – با افزودن

old,  oldest

bright,  brightest

) به ابتدای صفات چند هجايی : the most ) ب – با افزودن

difficult,  the most difficult

interesting,  the most interesting

 

عالی

تفضيلی

 

the(largest ) بزرگترین

(Larger) بزرگتر

(Large) بزرگ

 

the)tallest) بلندترین

(taller )بلندتر

 

(Tall) بلند

(the most beautiful ) زیباترین

(more beautiful) زيباتر

(Beautiful) زيبا

 

 

چند نکته املايي

 

 

 • صفاتی که به Y ختم میشوند , هنگام اضافه کردن er و est, y به i تبدیل میشود :

pretty,  prettier,  prettiest

happy,  happier,  happiest

funny,  funnier,  funniest

 

هنگام اضافه کردن er یا est به انتهای صفات یک هجایی که دارای یک حرف با صدا ( a¸i¸e¸o¸u) هستند و به یک حرف بی صدا ختم میشوند , حرف بی صدای آخر تکرار میشود :

 

big,  bigger,  biggest

sad,  sadder,  saddest

hot,  hotter,  hottest

fat,  fatter  fattest

 

 

- ولي اگـر صفتي داراي بيش از يـک حرف صدادار بود، در ايـن صـورت حرف بي‌صداي آخر تکـرار نمي‌شود:

 

great,  greater,  greatest

 

 صفاتی که به e ختم میشوند , هنگام اضافه کردن er یا est , e خود را از دست میدهند :

 

blue, bluer, bluest

large, larger, largest

strange, stranger, strangest

مقایسه

1 –صفت قیاسی همتراز : برای مقایسه افراد , مکان ها , اشیاء و ... وقتی که هیچ تفاوتی میان آنها وجود نداشته باشد :

as + صفت + as

  • I'm as happy as you. (من به اندازه تو خوشحال هستم.)
  • Farhad is almost as tall as his father. (فرهاد تقريباً به بلندي پدرش است.)

 

 

2 – صفت قیاسی تفضیلی : برای مقایسه دو شخص , دو چیز و ... از صفت تفضیلی به همراه than استفاده میشود :

  • She looks younger than my mother.
    (از مادرم جوانتر به نظر مي‌رسد.)
  •  
  • I think writing is easier than speaking.
    (گمان مي‌کنم نوشتن از صحبت کردن راحت‌تر است.)
  •  
  • The man on the right is taller than the man on the left.
    (مرد سمت راستی از مرد سمت چپی بلندتر است.)

 

3 – صفت قیاسی عالی : برای مقایسه بیش از دو شخص یا دو چیز از صفت عالی استفاده میشود :

 

  • He's the oldest teacher in our school.
    (او مسن ترين معلم مدرسه ماست.)
  • It must be the most expensive car in the world.
    (اين بايد گرانترين اتومبيل جهان باشد.)

 

صفات نامنظم

صفت

تفضیلی

عالی

good

better

 

the best

bad

worse

the worst

far

further

                 the furthest

little

less

the least

many

more

the most

much

more

the most

old

older/elder

the oldest/eldest




نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران