|
درباره سایت به سایت گروه دانشکده حقوق خوش آمدید.مطالب مندرج در این وبگاه جهت استفاده فارغ التحصیلان و دانشجویان رشته حقوق طراحی و مختص به تحقیقات و مطالب درسی در مقاطع کارشناسی کارشناسی ارشد و دکتری بوده و به هیچ حزب یا گروهی وابسته نمیباشد. موضوعات
سهشنبه 07 آبان 1392 :: 02:12 :: نويسنده : studentrights
فارسی عمومی نثر و نظم و انواع آن سبکهای ادبی و صنایع شعری ) سخن یا کلام ادبی : مقصود اصلی از سخن تفهیم معانی مختلف و بیان حالات گوناگون است پس سخن یا کلام ادبی سخنی است آراسته به صنایع لفظی و معنوی بنحوی که در روح خواننده موثر افتد و حالاتی گوناگون را که مورد نظر گوینده یا نویسنده است را در خواننده ایجاد کند . اقسام سخن ادبی : بر دو قسم است یا نثر است یا نظم الف ) نثر : نثر در لغت بمعنی پراگندن و افشاندن است و در اصطلاح سخنی است مقید به وزن و قافیه (شعر و منظوم ) نباشد نثر و انواع آن : 1- نثر مرسل (ساده و روان ) 2- نثر مسجع (دارای سجع ) 3- نثر فنی و مصنوع (دشوار ) نثر مرسل : نثری است که آزاد و خالی از قید سجع باشد یعنی همین نثر معمول (رایج) و متداول روزگار ما اولین و آخرین و شایع ترین نثر رایج بعد از اسلام در نوع نثر مرسل است . کتابهای سیاست نامه (خواجه نظام الملک) کیمیای سعادت (محمد غزالی) قابوسنامه ( قابوس ابن وشمگیر ) ترجمه تاریخ طبری ( ابوعلی بلعمی) تاریخ بیهقی ( ابوالفضل بیهقی) نثر مسجع : به نثری اطلاق میشود که جمله های آن دارای سجع باشد . سجع در نثر بمنزله قافیه است در شعر . سجع در لغت عموما بمعنی آواز پرندگان و خصوصا آواز کبوتر فاخته است و در اصطلاح ادیبان ، آوردن کلمات هم وزن یا هم قافیه یا هم وزن و هم قافیه در پایان جمله هاست . و بعبارتی دیگر سجع آن است که کلمه های پایان جمله ها در وزن یا آخرین حرف اصلی (روی) یا هر دو موافق باشد . بنده آنی که در بند آنی هرچه نپاید دلبستگی را نشاید (نپاید و نشاید سجع) سجع نویسی : از شیوه های نویسندگی و سخن وری معمول و موافق و ملایم با طبیعت زبان عربی است و با زبان فارسی چندان سازگاری ندارد . بهمین دلیل است که از میان اینهمه سجع نویس فارسی کار چند نفر که از تعداد انگشتان یک دست هم تجاوز نمیکند خواندنی و مقبول و خواستنی از آب درآمده است . سجع نویسی در فارسی بطور رسمی از خواجه عبدالله انصاری شروع شد و بوسیله نویسندگانی چون نصراله منشی و نظامی عروضی و سعدی تداول و استمرار یافت و بهترین نمونه نثر مسجع فارسی کتاب گلستان سعدی است که با این عبارت شروع میشود : منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و بشکر اندرش مزید رحمت . از تعریفی که از سجع کردیم بنحوی برمی آید که سجع بر سه قسم است : 1- سجع متوازن 2- سجع مطرف 3- سجع متوازی
سجع متوازن : آنست که واژه ها در جمله ها در وزن متفق (موافق) اما در آخرین حرف اصلی (روی) مختلف باشند فلان را اصلی است پاک و طینتی است صاف دارای گوهری است شریف و صاحب طبعی است کریم سجع مطرف : آنست که کلمه ها در آخرین حرف اصلی (روی) یکی و در وزن متفاوت باشند هرکه را زر در ترازوست زور در بازوست آندم که تو دیدی غم نانی داشتم و امروز تشویش جهانی سجع متوازی : سجعی است که کلمات هم در وزن و هم در آخرین حرف اصلی (روی) مطابق باشند نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست ولیک شنیدن رواست هرچه نپاید دلبستگی را نشاید به اتفاق خردمندان سگ حق شناس به از آدمی ناسپاس نثر فنی و مصنوع : آمیزه و ترکیبی از نوع نثر مرسل و نثر مسجع و همراه با انبوه لغات و ترکیبات و امثال و اشعار غربی و احادیث نبوی و آیات قرآنی و متضمن اصطلاحات و تعبیرات خاص دانشهای رایج زمان بهترین و هنرمندانه ترین نمونه ها مربوط به دو قرن 6 و 7 است . قسمتهایی از کلیله و دمنه نصراله منشی و تاریخ جهانگشای جوینی و تاریخ وصاف ادیب عبداله شیرازی بنثر فنی است . نظم : سخنی است آهنگین و خیال انگیز که دارای وزن و قافیه باشد . نظم در لغت برشته کشیدن مروارید با دانه های جواهر است . واحد شعر بیت است که از دو مصراع حاصل می آید .مثال : از علی آموز اخلاص عمل /شیرحق را دان منزه از دغل پس حداقل سخن منظوم بیت است که از دو مصراع ساخته میشود و این مصراعها در شماره ،حرکتها و سکونها برابرند . قافیه : کلمات هماهنگ آخر ابیات است که حرف اصلی آخر آنها یکی است . این حرف اصلی را (روی) گویند . ردیف : در صورتیکه یک کلمه عینا در آخر همه اشعار تکرار شده باشند آنرا ردیف و کلمه پیش از آنرا قافیه گویند . بیش از این با خلق گفتن روی نیست بحر را گنجایی اندر جوی نیست
بیت و مصرع : وقتی هردو مصراع یک قافیه داشته باشد آن بیت را مصرع می نامند مثل تمام بیت های شاهنامه و مثنوی مولوی بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش زیک گوهرند چو عضوی بدرد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار مطلع و مقطع : بیت اول غزل و قصیده را مطلع و بیت آخر آنرا مقطع می گویند . انواع شعر فارسی : قصیده – غزل – مثنوی – رباعی – قطعه – مسمط – ترکیب بند – ترجیح بند – مستزاد – دو بیتی قصیده : نوع اشعاری است بر یک وزن و قافیه با مطلعی ( بیت اول ) که هر دو مصراع آن هم قافیه و در موضوعی معنی چون ستایش یا نکوهش ، تهنیت یا تعزیت ، شکوه یا شکایت ، پند و حکمت و ... ممکن است موضوع قصیده ای جنبه اجتماعی و اخلاقی و عرفانی داشته باشد . تعداد ابیات قصیده تقریبا طولانی است و شماره ابیات قصیده را بطور متوسط میان 20 تا 80 بیت گفته اند . قصیده پند و اندرز از سعدی :بس بگردید و بگردد روزگار / دل بدنیا در نبندد هشیار / ای که دستت میرسد کاری بکن پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار ..... در قصیده نظر شاعران بیشتر متوجه اشخاص و مقصودهای معین چون مدح و اندرز ، شادباش و تعزیت بزرگان زمان بوده و در موارد بسیاری به توصیف انبیاء و اولیای دین اختصاص یافته است . گاهی شاعر در پایان قصیده نام یا لقب خود را نیز می آورد که بدان تخلص گویند . غزل : در لغت معنی عشق بازی و حدیث عشق و عاشقی گفتن است و در اصطلاح شعرا اشعاری است بر یک وزن و قافیه بنحوی که در مصراع بیت مطلع و مصراعهای دوم سایر بیتها هم قافیه باشد . تعداد ابیات غزل بطور متوسط محدوذ میان 5 تا 15 بیت است . از بهترین غزلیات فارسی غزلیات سعدی ، حافظ و مولوی است . تو از هر در که باز آیی بدین خوبی و زیبایی / دری باشد که از رحمت بروی خلق بگشایی ملامت گوی بی حاصل ترنج از دست نشناسد / در آن معرض که چون یوسف جمال از پرده بنمایی مثنوی : اشعاری طولانی که دارای یک وزن است اما قافیه در هر بیت عوض میشود . تعداد ابیات مثنوی محدود نیست و از این رو برای بیان افسانه ها ، حماسه ، تاریخ و موضوعات عشقی بکار می رود . مثنوی های مهم عبارتند از مثنوی شاهنامه فردوسی ، مثنوی مولانا ، حدیقه الحقیقه ثنایی ، مثنوی ویس و رامین فخرالدین گرگانی و مثنویهای نظامی گنجوی سبکهای ادبی سبک عبارتست از شیوه و روش خاص که گوینده یا نویسنده مقاصد و ادراک خود را بدان طریق بیان میکند . سبکهایی که در شعر فارسی وجود دارد عبارتند از : سبک خراسانی – سبک عراقی – سبک هندی – سبک دوره بازگشت ادبی سبک خراسانی : بیشتر گویندگان این سبک از مردم خراسان بوده اند . این سبک به اشعار اولین دوره های بعد از اسلام اطلاق میشود چون دوره های سامانی ، سلجوقی و غزنوی . در سبک خراسانی اصل بر ساده گویی است و هرکلمه درست برای همان معنی وضع میشود که شاعر اراده کرده است . شعرای معروف این سبک عبارتند از : رودکی ، فردوسی ، عنصری ، منوچهری ، ناصرخسرو و فرخی و ... سبک عراقی : بیشتر گویندگان این سبک از مردم فارس ، اصفهان و عراق عجم ( همدان – اراک – ری – محدوده استان مرکزی ) بوده اند . این سبک به اشعار شعرای قرن ششم تا قرن دهم هجری اطلاق می شود چون خاقانی ، سعدی، حافظ ، جامی و ... در این دوره شعر از سادگی بمضامین عرفانی و صوفیانه متوجه میشود . سبک هندی : بیشتر گویندگان این سبک به آوردن مضمونهای دور از ذهن ، بازیک خیالی و تشبیهات نا مانوس شهره اند چون شاعران این دوره بیشتر در دربار پادشاهان ایرانی ساکن هندوستان نظیر اکبرشاه پرورش یافته با مضامین ادبی و اجتماعی هندوستان آشنایی دارد . سبک ایندسته از گویندگان بسبک هندی یا اصفهانی شهرت یافته است و قهرمانان این سبک صائب ، بیدل و ... است. سبک دوره بازگشت : در قرن 13 هجری شیوه تعبیر به تکلف گرائیده بود و میرفت تا سادگی بیان سبک خراسانی و عراقی به فراموشی سپرده شود . شعرای این قرن انقلابی در شیوه بیان ایجاد کردند و به سبک خراسانی و عراقی متمایل شدند . لذا از این پس شعرایی چون قائم مقام ، آذر بیگدلی ، ملک الشعرای بهار ، ایرج میرزا و عارف قزوینی پا بعرصه وجود نهادند و مشروطیت نیز تحولی در طرز بیان و گفتار بوجود آورد و ساده نویسی در نثر و آوردن مضامینی تازه و ساده در شعر رواج یافت . رواج سبک روزنامه نویسی از عوامل مهم این تحول در نثر بود . ادبیات چیست ؟ مفهوم لغوی و اصطلاحی ادبیات ) مفهوم لغوی ادبیات از ریشه دوحرفی (دب) گرفته شده و در زمان پهلوی بمعنی خوی ، پرورش ، نگارش ، عادات و امثال آن آمده است . صورتها و مشتقات دیگر این لغت (دب) دیبا ، دیوان . از این لغت در فارسی امروز دبستان و دبیرستان بمعنای جای تربیت و محل تشکیل خوی و عادت و مرکز آموختن خط (مکتب) و نیز دیبا و دیوان بر جای مانده است . این لغت امروز در معانی ذیل هم بکار میرود : دانش ، هنر ، حسن معاشرت ، احترام ، شرم ، ادب نفس ، ادب درس وآموختن مفهوم اصطلاحی : ادبیات خوی یا ملکه ای است که آدمی را از لغزش در رفتار و بیان بازمی دارد . در این تعریف نعمت رفتار تمام آداب اجتماعی و ویژگیهای اخلاقی را در بر میگیرد . موضوع ادبیات : رفتارهای فردی و اجتماعی – لغت – صرف – نحو – معانی – بیان – قافیه – عروض – بدیع – نغز – سخن سنجی – فلسفه – عرفان – هنر – اعتقادات – آداب و رسوم – روان شناسی – جامعه شناسی – انسان شناسی و ... است . فایده ادبیات : 1- ادبیات آدمی را از لغزش در رفتار و کردار باز می دارد و بسوی تذهیب و کمالجویی ترغیب میکند . 2- از رهگذر ادبیات آدمی می تواند احساسات ، عواطف ، دانشها و آگاهیهای خود را بدیگران برساند و از اندیشه ها و عواطف دیگران بهره مند شود . 3- زیبائی ها و زشتیها را بشناسد . دکتر زرین کوب ادب را اختصاصا چنین تعریف میکند : ادب مجموعه آثار مکتوبی است که بلندترین و زیباترین اندیشه ها و خیالها را در عالی ترین و بهترین صورتها به اقتضای احوال و طبایع ملتها و مناسبات سیاسی اجتماعی و اعتقادی آنها ، ارائه میکند . تفاوت میان زبان و ادبیات : زبان مجموعه الفاظی است که بعنوان یک دستگاه نظام یافته صوتی برای ایجاد ارتباط میان افراد یک اجتماع بکار می رود و از این حیث همه زبانهای ابتدایی و پیشرفته دارای ارزش مساوی است . آنچه موجب تمایز و اختلاف است فرهنگ و تمدن ادبیات آنهاست . زبان ادبیات مهمترین وسیله انتقال اندیشه ، احساس و تجربه است . فرضیه زبان و ادبیات زیرمجموعه فرهنگ در هر کشور و جامعه ای است لیکن زبان و ادبیات فارسی بنحوی با فرهنگ ایرانی آمیخته است که اگر بگوییم فرهنگ ما چیزی جز ادبیات نیست ، سخنی بگزاف نگفته ایم . آئین نگارش و گزارش نویسی : اگر نویسنده ای بتواند آنچه را که در ذهن دارد بی کم و کاست روی کاغذ بیاورد به نگارش دست زده است . پس مقصود از نگارش رسانیدن پیام نویسنده است به خواننده . بنابراین رعایت هر نکته ای که این پیغام را درست تر و زودتر بخواننده برساند شایسته خواهد بود . لیکن باید توجه داشت که رعایت سلیقه های مختلف در کار نگارش مشکلاتی را به بار می آورد و حال آنکه هر سلیقه ای باید پیرو اصول و موازین علمی و پذیرفته شده باشد . نگارش یک از وسایل مبادله اطلاعات و از مهمترین و مشکلترین آنهاست که بیشتر تصمیمهایی که مسئولان سازمانها میگیرند بر اساس گزارشهایی است که دریافت می کنند . حال اگر در تهیه و تنظیم آنها دقت نشود چه بسا که منشاء زیانهای مادی و معنوی می گردد. تنها در رهگذر نگارشها و گزارشهاست که می توان آرشیو مرتب و بایگانی منظم را در سازمانهای اداری و مراکز آموزشی بوجود آورد . از درون گزارشهاست که طرز فکر و حدوذد صلاحیت و مهارت مدیران و گزارشگران را می توان تشخیص داد. نکته مهم ) هر نوشته باید پاسخگوی دو مطلب اساسی باشد : 1- چه می خواهیم بنویسیسم 2- چگونه میخواهیم بنویسیم در مورد مطلب اول باید بدانیم که هدف ما چیست و چه فکرهایی را باید برای رسیدن بدان هدف فراهم آوریم . در مورد مطلب دوم لازم است شیوه نگارش را بیاموزیم . نوشته خوب یا روشن بازتاب طرح و نقشه ای است که صرف وقت را برای خواننده به حداقل برساند از این رو هیچ نوشته خوب و روشنی نیست که از یک فکر روشن مدد نگرفته باشد و بر اساس طرحی دقیق و منظم پی ریزی نشده باشد . برای رسیدن به این هدف ناگزیر باید مشکلات نگارش را شناخت و با طرح نقشه ای دقیق و در رهگذر مراحل چهارگانه گزارش نویسی امکانپذیر است آنها را برطرف سازیم . مشکلات نگارش : 1- نحوه خط و ابهامی که در بیشتر نوشته ها از نظر شیوه خط وجود دارد 2- املای لغات 3- رعایت قواعد دستور زبان 4- خط خوردگیهای احتمالی 5- ناهماهنگی الفاظ و جمله ها 6- انتخاب زمان مناسب 7- کشدار بودن مطالب 8- عدم ربط منطقی مطالب 9- ناآشنایی در بهره گیری نشانه ها مراحل چهارگانه نگارش یا گزارش : برای رهایی از علل و موانع یاد شده و انتقال افکار و اطلاعات بروشنی به خواننده ، ناگزیر باید مراحل چهارگانه زیر را در تنظیم هرنوع نوشته یا گزارش رعایت کرد : 1- تهیه و تدارک 2- طرح ربط منطقی مطالب 3- نگارش 4- تجدید نظر و اصلاح
1) مرحله تهیه و تدارک : پیش از آنکه به نوشتن آغاز کنیم باید تمام اطلاعات ، حقایق ، علل و عوامل مربوط به موضوع نگارش را در نظر آوریم و برای اینکار اندیشه را بکار گیریم و به نیکی دریابیم که همت ما در این نگارش یا گزارش چیست ؟ خواننده ما کیست ؟ چه اطلاعاتی از مطلب مورد گزارش یا نگارش دارد که در فهم مقصود به او یاری میدهد و چه اطلاعاتی باید به او داده شود که در نتیجه گیریهای نهایی برایش سودمند است ؟ آیا تمام اطلاعات و افکاری که باید در درون نوشته گنجانیده شود آمده است ؟ آیا نوشته خود را یک پیام ساده است یا باید به اجزای اصلی و فرعی تقسیم شود ؟ در این مرحله با توجه به مواد یاد شده لازم است : - کلیه مطالب و افکار مربوط به موضوع را که باید در طرح خود بگنجانیم جمع آوری کنیم - افکار لازم را خفظ و مطالب زائد را حذف نمائیم و چنانچه مطلبی فراموش شده است بر آن بیفزائیم - آن افکار را بی هدف و مقصد اصلی گزارش یا نگارش تطبیق دهیم . افکار اصلی و فرعی را مورد سنجش و ارزیابی قراردهیم و مرتبه آنها را از حیث تقدم و تاخر تعیین کنیم - در مرحله تهیه و تدارک تنها با فهرست افکار سر و کار داریم و هنوز زمان نگارش فرا نرسیده است - برای تنظیم فهرست افکار کافیست برای بیان یک فکر یا نظریه کامل فقط یکی دو کلمه اساسی بیاوریم دوشنبه 06 آبان 1392 :: 21:34 :: نويسنده : studentrights
حقوق اساسی نخستین مبانی جامعه اجتماعی گرایی جامعه سیاسی : حکومت – ملت – سرزمین قدرت : داشتن ابزار و وسایلی برای ایجاد تاثیر قدرت سیاسی : قدرت اگر قابلیت تعیین سرنوشت کلی جامعه را داشته باشد قدرت سیاسی است . تکامل یافته ترین جامعه ، جامعه سیاسی یا دولت می باشد . چند شرط ایجاد جامعه سیاسی : 1-اعضای جامعه سیاسی باید نسبت به این جامعه سیاسی احساس تعلق داشته باشند 2-جامعه سیاسی باید دارای یکپارچگی و استقلال باشد تا از جوامع دیگر متمایز باشد 3- قدرت در درون جامعه از نوع سیاسی است 4- سازمان بندی اجتماعی از حالت ابتدایی خارج شده و بصورت تکامل یافته است 5- این جامعه باید تبعیت از هنجارها بکند اجتماعی گرایی انسان منجر به ایجاد قدرت میشود . هر امری که مربوط به دولت باشد در معنای سیاست خاص میباشد با بهره گیری از تفکر و اراده رابطه بین مردم و حکومت را تعریف میکند . هدف جامعه سیاسی تامین منافع عمومی است . حقوق : مجموعه ای از قواعد و دستورهای رفتاری الزاموری که هف اساسی آن حکومت نظم و عدل در روابط اجتماعی است قانون اساسی اقتداری حاکم اعطا کند قانون اساسی اعطایی قدرت قانون اساسی را به ملت تقدیم میکند قانون اساسی نیمه اقتداری نمایندگان مجلس اگر با همکاری پادشاه یا حکومت قوانین را تقدیم ملت کنند قانون اساسی مردم سالاری : خود مردم از طریق همه پرسی تقدیم میکنند روش مردم سالاری از طریق مجلس در گذشته (شورای ملی): 1- همه پرسی بطور غیر مستقیم از نمایندگان 2- همه پرسی مستقیم تفاوت قانون اساسی با سایر قوانین : - قانون اساسی مادر همه قوانین دیگر است - وضع کننده قانون شخصیتش با بقیه متفاوت است - کنترل همه قوانین بر عهده قانون اساسی است دولت : یک تشکل سیاسی که در یک مرز جغرافیایی تعریف شده است . اگر دولت را بعنوان یک هویت سیاسی متمایز از دیگر نهادها بدانیم تعریفی از تعاریف قانون اساسی است . دولت مجموعه ای از فرمانروایان هستند و در مفهوم دیگر فرمانبرداران و فرمانروایان . حکومت زیر مجموعه دولت است . قوای حاکم در ایران (حکومتها) : مقننه – مجریه – قضائیه عناصر تشکیل دهنده دولت : سرزمین – ملت – حکومت سیاسی (دولت ) 1-رکن ملت : مجموعه ای از انسانهایی که در یک مکان جغرافیایی قرارمیگیرند . فرهنگی : مجموعه ای از انسانهایی که از نظر فرهنگ مشترک هستند ( مذهب،سنت،آداب و رسوم،قوم و قبیله) سیاسی : مجموعه ای از انسانهایی که دارای همبستگی و وفاداری هستند عناصر تشکیل دهنده ملت : 1- اجتماع تعدادی از انسانها در یک سرزمین خاص 2- دارابودن اشتراکات در بین اعضای آن 3- پیوند سیاسی نیز باید داشته باشند شکل گیری ملت : الف ) مادی (عینی) ب ) معنوی (روانی) سوال) عوامل عینی یا مادی را تعریف کنید : عوامل مادی عواملی هستند که قابل دیدن باشند (مذهب مشترک – دین مشترک ) نتیجه دیدگاه ژرمن ها و آلمانها ب ) عوامل روانی : عواملی مثل احساسات و عواطف (فرانسویها) تفاوت ملت و امت : امت فراتر از ملت است و ملت مجموعه ای از انسانها در یک مرز جغرافیایی دارای حکومتند ولی امت ورای مرزهای جغرافیایی است بمانند امت اسلامی 2-سرزمین : منطقه جغرافیایی از کره زمین 3-قدرت سیاسی : قدرتمندترین نهاد یک جامعه قدرت سیاسی است ویژگیهای قدرت سیاسی : 1- برترین قدرت جامعه است 2- تولد سایر قدرتها از اراده آن 3- داشتن ابزارها و امکانات اعمال اقتدار 4- اعمال از طریق سازمانها و نهادهای حکومتی 5- داشتن ضمانت اجرایی لازم 6- دائمی بودن و مستقل بودن دلایل تبعیت شهروندان از حکومت (قدرت سیاسی) : 1- حقانیت : قدرت سیاسی باید مشروعیت داشته باشد 2- عوامل مادی : عوامل سیاسی – فیزیکی 3- عوامل روانی : اعتقادات شهروندان (وقتی شهروندان ببینند حاکمیت در راه تعالی اهداف جامعه هستند تبعیت میکنند) معنی مشروعیت و حاکمیت : اگر دولتی باید موجه باشد که مردم از آن تبعیت کنند دو خصلت باید داشته باشد : مشروعیت : موجه سازی یا ایجاد پذیرش قدرت عالی سیاسی نزد مردم در مورد دولت و صلاحیت فرمانروایی را اصطلاحا مشروعیت و حاکمیت میگویند . مشروعیت : بررسی و تحلیل چگونگی دستیابی قدرت توسط حاکمان حاکمیت : قدرت مطلق و نامحدود خصایص حاکمیت : 1- دائمی باشد 2- ذاتی 3- تقسیم ناپذیر 4- عام و فراگیر ابعاد مختلف حاکمیت : 1- داخلی : حاکمیت هر کشور مختص بهمان کشور است 2- خارجی : حاکمیت متمایز از حکومتهای دیگر می باشد 3- سیاسی : دستورات و فرامین حاکمیت برای همه مردم قابل تبعیت باشد 4- حقوقی : اعمال حق و حقانیت حکومت حاکمیت الهی تئوکراتیک حاکمیت محلی – مردمی دموکراتیک قابلیت الهی : 1- که خود را خدا فرض میکند (فرعون) 2- مقام الوهیت که حاکمان خود را با خدا شریک می دانند 3- حق الهی که میگویند خداوند دستوراتش را بما تفویض کرده 4- رسالت که انبیا از طریق وحی از خدا گرفته اند حاکمیت مردم بر مردم : مستقیم ) مردم برای حکومت مستقیما رای میدهند و اظهار نظر میکنند غیر مستقیم ) مردم نمایندگانی انتخاب میکنند و از طریق نمایندگان حاکمیت میکنند رژیم سیاسی : اجرای قدرت سیاسی و اعمال آن بر افراد ساکن در یک جامعه رژِم سیاسی گفته میشود . تفاوت حکومت و رژیم : حکومت از بعد حقوقی به ساختار سیاسی جامعه می نگرد اما موضوع حقوق اساسی علاوه بر ابعاد حقوقی شامل ابعاد سیاسی هم می شود . پس برای پوشش دادن ابعاد گوناگون مطرح و در حقوق اساسی اصطلاح رژیم را استفاده می کنیم . نظریه ارسطو : 1- اولین معیارارسطو نفع و مصلحت عمومی است 2- مشارکت در حکومت و تعداد زمامداران ( حاکم میتواند یک نفر یا چند نفر یا گروه باشد) نظریه منتسکیو : رژیم سیاسی دارای یک اصل و یک تبع میباشد. اصل یعنی نیروی محرک فعالان حکومت است و تبع آرایش اشخاص است که قدرت عالیع سیاسی را تشکیل میدهند . حکومت دموکراسی : حکومتی که مردم در آن مشارکت دارند و مبتنی بر فضل است حکومت شهریاری : حکومت غربی و فضیلت ندارد و اصل آن بر مبنای شرف و افتخار و وراثت است حکومت استبدادی : براساس حاکمیت فرد خودکامه میباشد و اصل آن بر اساس ترس می باشد و فضیلت ندارد .(توتالیتر- استبداد فردی) نظریه رمو : بر اساس تعداد زمامداران ) حکومتهای یک نفری سلطنتی حکومتهای چند نفری آریستوکراسی ( نجیب سالاری) حکومت همه سالاری مردم نظریه لیکاک : بر اساس تعداد زمامداران ) 1- استبدادی یک نفری ( توتالیتر) 2- دموکراتیک انواع رژیم : 1- دموکراتیک 2- غیر دموکراتیک : بجهت مشارکت ندادن مردم در اینحال حاکمیت با مشارکت حداقلی بدلیل عدم پذیرش مردم همواره در حال تغییر هستند . انواع رژیم غیر دموکراتیک : 1- خودکامگی : دامنه اختیارات فرد مستبد خودکامه بقدری فراوان است که ممکن است در خصوصی ترین روابط انسانها در راستای نیات خود مشارکت کند . در اصطلاح سیاسی به این نوع حکومت توتالیتر می گویند . 2- دیکتاتوری : کلیه اختیارات تقنینی و اجرای قضایی در اختیار دیکتاتور است . دوام چندانی ندارد و نحوه روی کار آمدنش بیشتر در اثر جنگها و کودتاها میباشد . 3- پادشاهی : حکومت توسط مقام سلطنت اداره میشود و مردم نقشی ندارند . انواع رژیمهای پادشاهی : پادشاهی موروثی ) سلطنت بصورت ارٍ به خاندان پادشاه اعطا میشود پادشاهی انتخابی ) توسط پارلمان یا دستگاه اجرایی دیگری انتخاب میشود پادشاهی استبدادی ) نوعی از پادشاهی مطلقه است که قدرت و اجرای آن صرفا در راستای نیات خود اعمال میکند آریستوکراسی : حکومت بهترینها و برترینها ) در آریستوکراسی کسانی بحکومت میرسند که بنا بدلایلی از افراد معمولی جامعه بالاترند بارتیتوکراسی : حزب سالاری رژیمهای دموکراتیک : حق حاکمیت به همه مردم تعلق دارد نه به فرد یا گروه خاص (یعنی اراده مردم مستقر در حکومت میباشد ) معانی عمده فکری رژیمهای دموکراتیک (دموکراسی ) : لیبرالیسم : آزادیخواهی در برابر شهروندان پراگماتیسم : معنا و اندیشه ها را باید در قواعد و نتایج آن یافت نسبی گرایی : ارزشها مبتنی بر ذهن ( نسبت هر عملی را به آن جامعه سنجیدن ) اصالت قراردادها : هر قراردادی نوشته شود مبنی بر صحت آن است مگر خلاف آن ثابت شود اصالت برابری : اصل آفرینش همه مخلوقات از نظر حقوق برابرند .(برخورداری) خود مختاری فردی : قانون و قانونگرایی ) همه مردم تابع قانون باشند شهروندی و حاکمیت ) مشارکت دادن مردم در حکومت حقوق بشر : اصالت رضایت ، قبول عامه ، مردم راضی و مشروعیت پیدا کند از نظر مردم شرایط تشکیل رژیمهای دموکراتیک و تحقق دموکراسی : 1- حق مشارکت همگانی 2- وجود آزادی 3- تسامح و تحمل چندگانگی سیاسی 4- حکومت اکثریت و احترام به اقلیت 5- اصل برابری 6- توزیع قدرت یکشنبه 05 آبان 1392 :: 14:24 :: نويسنده : studentrights
همکلاسی عزیز !! تمامی جزوات و مطالب درسی تا تاریخ چهارشنبه 92/8/15 بر روی سایت قرار گرفت... خواهشمند است حتما ابتدا فرم عضویت را تکمیل نموده و سپس وارد شوید . در صورت بروز هرگونه مشکل و یا سوال میتوانید ادمین (مدیر سایت) را توسط ایمیل و یا درج در قسمت نظرات هر پست اعلام و متعاقبا نتیجه را دریافت نمایید .
یکشنبه 05 آبان 1392 :: 13:35 :: نويسنده : studentrights
با توجه به تعریف تاجر در ماده 1 قانون تجارت برای شناسایی تاجر باید معاملات تجاری را بشناسیم که قانونگذار معاملات تجاری را در 10 بند ماده 2 قانون تجارت برشمرده است . با توجه به ماده 2 دیگر عرف نمیتواند تعریف کننده معاملات تجارتی باشد بعبارت دیگر اگر عملی در تعریف ماده 2 نگنجد نمیتوان آنرا عمل تجاری نامید . اعمال تجاری : 1- خرید یا تحصیل هر نوع مال منقول بقصد فروش یا اجاره اعم از اینکه تصرفاتی در آن شده باشد یا نشده باشد : باید توجه داشت که این بند فقط اموال منقول را شامل می شود و اصولا می توان گفت اموال غیر منقول در چهارچوب بند 1 ماده 2 قانون تجارت جای ندارد . در این بند قصد و نیت خریدار مهم است یعنی اگر خریدار قصد نگهداری مال منقول را داشته باشد این معامله تجارتی نیست ولی اگر بقصد فروش باشد ، فروش هم نرود معامله تجارتی است پس قصد خریدار اگر مبنی بر فروش باشد عمل را تجارتی میکند . همینطور برای اجاره دادن مال خریداری شده ممکن است عینا بفروش رسد و همچنین ممکن است در آن تغییراتی ایجاد شود مانند بسته بندی در ظرفهای کوچکتر بعنوان مثال فردی چند تن برنج میخرد ، آنرا پاک کرده و در بسته بندیهای چند کیلویی می فروشد. گاهی تغییرات ماهیت اموال را عوض می کند مثل تهیه کفش از چرم . قانون تجارت چنین تغییراتی را که در ماهیت اموال ایجاد میشود مد نظر ندارد . این معاملات از نظر قانون تجارت، تجارتی محسوب نمیشود لذا یک مبل ساز یا کفاش را نمیتوان تاجر دانست . همچنین موسساتی که اتومبیل را اجاره می دهند یا کشتی ، لودر و کمباین را اجاره می دهند تاجر محسوب می شوند . نکته مهم ) تنها خرید اموال منقول بقصد اجاره یا فروش تجارتی نیست بلکه تحصیل مال منقول هم بقصد اجاره یا فروش تجارتی است مانند صید ماهی 2- تصدی به حمل و نقل از راه خشکی یا آب و هوا بهر نحوی که باشد : تجارت مبتنی بر حمل و نقل است و در تجارت حمل و نقل حائز اهمیت است و در این بند به سه نوع حمل و نقل شامل زمینی ، آبی و هوایی اشاره شده است که حمل و نقل زمینی بدو قسم ریلی و جاده ای تقسیم میشود . حمل و نقل هوایی نیز امروزه اهمیت بسیار پیدا کرده و در کشورهایی که وسعت زیادی دارند توسعه حمل و نقل هوایی مورد توجه است . دیگر شاخه حمل و نقل ، حمل و نقل دریایی است . با توجه به اینکه 4/3 کره زمین را آب پوشانیده ، کشورهایی که بدریاهای آزاد راه دارند این نوع حمل و نقل نیز واجد اهمیت فراوان است . در حدود 96% تجارت ما از طریق دریا (صادرات – واردات) صورت میگیرد لذا امروزه آزادی تردد دریایی و ایمن نگه داشتن آن مورد توجه کشورها و سازمانهای بین المللی قرارگرفته است . اما چیزی که در بند 2 ماده 2 قانون تجارت بدان اشاره شده خود حمل و نقل نیست بلکه تصدی حمل و نقل است و لازمه آن وجود یک موسسه است . این موسسه ممکن است بسیار عظیم باشد مانند راه آهن جمهوری اسلامی یا کوچک باشد مثل یک بنگاه باربری که شامل چند اتومبیل یک دفتر ، یک انبار و چند مسئول باشد . تصدی حمل و نقل عملی تجاری و متصدی حمل و نقل تاجر است . 3- هرقسم عملیات دلالی یا حق العمل کاری (کمیسیون) و یا عاملی و همچنین تصدی بهرنوع تاسیساتی که برای انجام بعضی امور ایجاد میشود از قبیل تسهیل معاملات ملکی یا پیدا کردن خدمه یا تهیه و رسانیدن ملزومات و غیره دلالی در معاملات تجاری و حقوق تجارت جایگاه ویژه ای دارد و موجب سهولت عملیات تجاری برای طرفین می شود . دلالی با اطلاعاتی که دارد موجب میشود طرفین معامله نسبت به معامله تجاری خود اشراف پیدا کنند . مثلا در امور صنفی طرفین بدنبال معامله اجناس با بهترین کیفیت و بهترین قیمت هستند که این اطلاعات را دلال در اختیار آنها میگذارد . باید توجه داشت که خود دلال طرف معامله واقع نمیشود بلکه طرفین معامله را با هم آشنا میکند و موجبات انجام معامله را فراهم میکند . قانون تجارت یک باب از محتوای خود را (باب ششم ) به دلالی اختصاص داده است . نکته ) ماده 235 قانون تجارت تاکید دارد که دلال واسطه است و دلالی تابع مقررات راجع به وکالت است . پس دلال واسطه گر است و طرف معامله نیست و در مقابل عمل خود اجرت دریافت میکند و به این اجرت حق دلالی میگویند. دلال یک رابطه با آمر دارد . آمر کسی است که به دلال مراجعه میکند و از دلال کاری را میخواهد و رابطه دیگر دلال به طرف دیگر معامله است وبنا به ماده 335 دلال بعنوان وکیل عمل میکند و ید دلال علی الاصول ید امانی است یعنی دلال امین است . در تمامی مواردیکه ید امانی است مسئولیت ایجاد نمیشود مگر در صورت تعدی و تفریط لذا کسی که اعتقاد به مسئولیت دلالی دارد باید تعدی و تفریط را ثابت کند . جمعه 26 مهر 1392 :: 13:08 :: نويسنده : studentrights
شرمن در مصاحبه با سی ان ان : چنین صراحتی در مذاکرات قبلی با ایران شاهد نبودم
مذاکرهکننده ارشد آمریکا در گفتوگوهای ژنو با تمجید از رویکرد تیم ایران در مذاکرات ژنو، میگوید هیچگاه گفتوگوها تا این حد صریح نبوده است. شرمن همچنین در مورد تحریمهای آمریکا علیه ایران گفت: ایران خواهان کاهش تحریمهاست. اما آنها باید تنوع تحریمهای ما، نیازمندیهای آنها، نحوه عملکردشان، نحوه اجرای کاهش تحریمها، و اینکه ما میخواهیم چه تحریمهایی همچنان ادامه داشته باشد را نیز درک کنند. وی با وجود اعلام رضایتمندی نسبت به لحن مباحث مطرح شده در ژنو، تاکید کرد هنوز در مورد موضوعات مهم اختلافات اساسی وجود دارد که باید برطرف شود. جمعه 26 مهر 1392 :: 12:37 :: نويسنده : studentrights
حقوق مدنی اشخاص طبیعی (حقیقی) : شخص موجودی است که دارای حق و تکلیف است .شخصیت شایستگیهای هر فرد و هر انسان است نسبت به چیزی که به او میدهند. وضعیت : اصطلاحی است که در حقوق مدنی بمعنای عام وضعیت حقوقی شخص محسوب می شود . اشخاص : از لحاظ حقوقی شخص موجودی است که می تواند طرف حق و تعهد قرار گیرد ، بدینترتیب قابلیت موجودات برای اینکه بتوانند طرف حق و تعهد واقع شوند را شخصیت گویند . نویسندگان خارجی اغلب به این نکته اشاره می نمایند که در زبان لاتین کلمه Persena در اصل بمعنای نقابی بوده که هنرپیشگان بهنگام ایفای نقش بر چهره می زده اند سپس معنای آن گسترش یافته بخود نقش و بازیگر اطلاق گشته است. شخصیت را قانون اعطا می کند : حقوق شخصی یا حقوق فردی را قوانین و مقررات هردولت بوجود می آورد و حدود آنرا معین میسازند.همچنین قانونگذار مشخص می نماید که کدام موجودات قابلیت داراشدن حق و تکلیف را دارند و بعبارت دیگر شخصیت را اعطا میکند. لذا ملاحظه میشود که در عالم حقوق شخصیت عطیه ای است که از سوی قانون واگذار میگردد . این موجودات که دارای شخصیت هستند و طرف حق و تکلیف بر دو قسم اند : 1- اشخاص طبیعی : که عبارتند از افراد بشر 2- اشخاص حقوقی : که عبارتند از اجتماع افراد بشر که از استقلال برخوردارند . اشخاص طبیعی : از آنجائیکه شخص طبیعی یا شخص بمعنای حقیقی و واقعی کلمه به افراد بشری اطلاق میشود بیان یک نظریه کلی حقوقی درباره اشخاص طبیعی همانا نظریه ای حقوقی در مورد بشر می باشد.تاکنون حقوق مدنی بیشتر قسمتهایی پراکنده از آن را ساخته و پرداخته مثلا به بحث درباره نام و نام خانوادگی ، اقامتگاه ، غایب و مفقودالاثر اکتفا کرده در حالیکه از نظر ما باید موضوعات سه گانه ذیل را دربرگیرد : الف ) وجود اشخاص طبیعی ب ) تمییز و تشخیص هر شخص از اشخاص دیگر ج ) امتیازات اشخاص طبیعی مبحث اول ) شرایط اعطای شخصیت : با توجه به متون قانونی ، قانونگذار برای تعیین اشخاص طبیعی دو اصل را مراعات کرده که عبارتند از : 1- تنها موجودات بشری از شخصیت برخوردارند . بنابراین اصل اشیاء بی جان و حیوانات موضوع حق واقع نمیشوند و در تمدنهای باستانی حیوان مشمول نوعی مسئولیت شناخته میشد و به هنگام ایراد زیان همانند افراد انسانی انتقام در مورد آنها اعمال میشد اما این امر به این معنا نبود که حیوان شخصیت دارد و در حقوق جدید این قسم مسئولیت از میان رفته و صرفا قانونگذار در متون قانون حیوانات را مورد حمایت قرارداده . این عمل که نه بخاطر خود حیوان بلکه برای تامین منافع عمومی صورت گرفته است . مواد 202 تا 206 قانون دیات (سابق) درباره دیه جنایت بر حیوان ماده 129 قانون تعزیرات مواد 13،12،10 قانون شکار و صید مصوب 1346 2- یکایک افراد بشر دارای شخصیت می باشند . در حقوق امروز ایران این اصل را ماده 958 در قانون مدنی بیان می کند که در صدر خود اشعار میدارد : " هر انسان متمتع از حقوق مدنی خواهد بود " مطابق این قاعده بی استثناء و بدون در نظر گرفتن جنس ، نژاد،رنگ ، مذهب ، تابعیت و موقعیت اجتماعی هر انسانی از شخصیت برخوردار است . از لحاظ حقوقی شخصیت وابسته به موجودیت انسان (انسانیت ) است و به قوه درک یا اراده او بستگی ندارد. بدینترتیب یک طفل شیرخوار یا یک فرد دیوانه هریک بنوبه خود شخص محسوب میگردند و این امر بیانگر اینست که شخصیت یک هدیه تولد از طرف قانونگذار و همچنین لطفی الهی است از طرف خداوند به اعتبار شخصیت انسانی به وی داده شده است فلذا انسان را شخص طبیعی مینامند . پنجشنبه 25 مهر 1392 :: 19:58 :: نويسنده : studentrights
حقوق تجارت تاجر اعمال تجاری منابع حقوق تجارت : 1- قانون 2- رویه قضایی 3- عرف و عادت 4- نظرات فقهای حقوق امروزه مسائل تجارت در جهان اهمیت بسیاری دارد و هیچ کشوری هرقدر هم از منابع مختلف بهره مند باشد باز هم نیازمند مبادلات تجاری با سایر کشورهاست . نیاز به حقوق تجارت : برای منظم کردن و نظم دادن بروابط بازرگانی نیاز به مقررات خاصی است که از حقوق تجارت ناشی میشود . این مقررات بسیار گسترده و مفصل می باشد و زمینه های مختلف از تجارت بین المللی ، اسناد تجاری ، ورشکستگی تا مقررات حمل و نقل قوانیم ریلی را دربردارد . حقوق تجارت : حقوق مدنی به منظم کردن روابط اشخاص می پردازد و وسایل مختلفی از جمله روابط مالی مانند بیع ، اجاره و همچنین امور غیر مالی مانند نکاح ، طلاق و غیره را مورد بررسی قرار میدهد . حقوق مدنی به تنهایی نمی تواند جوابگوی تنظیم روابط تجاری باشد بهمین منظور در بسیاری از کشورها در کنار قانون مدنی قانون تجارت نیز تدوین شده است . منابع حقوق تجارت : 1- قانون : مهمترین منبع حقوق تجارت قانون است . قانون تجارت در سال 1311 و در 600 ماده تنظیم شد. در سال 1347 بخشی از قانون تجارت 1311 مربوط به شرکتهای سهامی تغییر کرد و بجای مواد 21 تا 93 ، 300 ماده جدید جایگزین شد . عمده مواد قانون تجارت ما برگرفته از قوانین تجارت فرانسه در زمان ناپلئون می باشد. 2- عرف و عادت : عرف و عادت از دیگر منابع حقوق تجارت هستند . عرف و عادت ریشه بسیاری از قوانین است بعنوان مثال در حقوق تجارت از عرفهای قدیمی بوده که هنگام غرق شدن کشتی کالاهای موجود در آن بدریا ریخته می شدتاافراد حاضر در کشتی نجات پیدا کنند و خسارت بین همه صاحبان کالا بطور مشترک تقسیم میشد نه اینکه خسارت متوجه یکنفر شود . این امر امروزه موضوع کنوانسیون بین المللی خسارات مشترک دریایی واقع شده است .بهمین ترتیب بسیاری از قوانین مربوط به امور تجاری قابل پیش بینی نبوده و نیازمند استناد به عرف دارد. 3- رویه قضایی : در بسیاری از قراردادهای تجاری ذکر میشود که در صورت بروز اختلاف بین طرفین موضوع بداوری ارجاع شود . داور ممکن است شخص یا اتاق بازرگانی بین المللی باشد . داور کسی است که در زمینه خاص اطلاع کافی دارد و نظرهایی که داور بیان میکند میتواند رویه قضایی ایجاد کند . 4- نظرات علمای حقوق : نظریه اساتید و علمای حقوق و بررسی آراء صادره از سوی دادگاهها میتواند در بسیاری از موارد گره مالی موجود در زمینه دعاوی تجاری را باز کند . در بسیاری از دعاوی حقوقی و آراء صادره ازدادگاهها یا داوریها ، نظرات دانشمندان حقوق مورد استناد قرارمیگیرد. تعریف تاجر : ماده 1 قانون تجارت تاجر را چنین تعریف میکند : تاجر کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار میدهد . نکته 1 ) تاجر کلمه ای است که معادل آن بازرگان است . بازرگان مخفف کلمه بازارگان است . (کس بفتح) در زبان فارسی از مبهمات است و در حقوق هم به شخص حقیقی و هم شخص حقوقی اطلاق می شود . نکته 2 ) هرچند در زمینه زبان و لغت اصولا (کس بفتح) بدارنده عقل اطلاق می شود اما بنظر میرسد در اینجا (کسی ) شخص حقوقی را هم در بر دارد . نکته 3 ) ماده 1 قانون تجارت شناخت تاجر را متوقف بر شناخت اعمال تجارتی میکند که در ماده 2 به آن اشاره شده است . نکته 4 ) این عبارت (شغل معمولی خود ) یعنی اینکه فرد در انجام اعمال تجارتی استمرار داشته باشد هرچند در تمامی اوقات خود به آن عمل نپردازد . مثلا پزشکی که فقط عصر روزهای زوج طبابت میکند و روزهای فرد اعمال تجارتی انجام میدهد یا اینکه یک روز در هفته اعمال تجارتی انجام می دهد را نمی توان تاجر ندانست . نکته 5 ) در ضمینه (شغل معمول خود ) اینست که نیاز نیست شغل تجارت شغل انحصاری فرد باشد . ممکن است فردی چند شغله باشد که یکی از آنها شامل تجارت شود و انحصاری بودن شغل تجارت شرط تاجر بودن نیست . در امور تجارتی مسئله مدیریت است . کسی که توانایی مدیریت داشته باشد می تواند چندین شغل تجارتی را اداره کند بدون آنکه دخالت مستقیم داشته باشد . یعنی اگر شخص عواملی داشته باشد که برای او تجارت کنند آن شخص بازهم تاجر است . توضیح اینکه عوامل یاد شده تاجر محسوب نمی شوند و فقط فردی تاجر است که دستگاه تجارتی متعلق به اوست. چهارشنبه 24 مهر 1392 :: 19:37 :: نويسنده : studentrights
قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1376 فصل اول – روابط موجر و مستاجر فصل دوم – سر قفلی ماده 6- هرگاه مالک، ملک تجاری خود را به اجاره واگذار نماید می تواند مبلغی را تحت عنوان سرقفلی از مستأجر دریافت نماید. همچنین مستأجر می تواند در اثناء مدت اجاره برای واگذاری حق خود مبلغی را از موجر یا مستأجر دیگر به عنوان سرقفلی دریافت کند، مگر آنکه در ضمن عقد اجاره حق انتقال به غیر از وی سلب شده باشد. -------------------------------------------- آئین نامه اجرائی قانون روابط موجر و مستاجر شماره 69145/ت 19845ه 17/3/1378 --------------------------------- اصلاحيه آئين نامه اجرائي قانون روابط موجر و مستاجر شماره 11445/ت 23002 هـ 24/3/1379 ------------------------------------------------ قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1362 فصل اول - کلیات ---------------------------------------------- قانون الحاق یک ماده به قانون روابط موجر و مستاجر ماده واحده - از تاریخ تصویب این قانون کلیه اماکن استیجاری که با سند رسمی بدون دریافت هیچگونه سرقفلی و پیش پرداخت به اجاره واگذار میشود ،در راس انقضاء مدت اجاره مستاجر موظف به تخلیه آن میباشد مگر آنکه مدت اجاره باتوافق طرفین تمدید شود در صورت تخلف دوائر اجرای ثبت مکلف به اجرای مفاد قانون هستند 0 ---------------------------------------------- قانون الحاق یک بند به عنوان بند ج و دو تبصره به ماده 2 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب سال 1362 ماده واحده - بند زیر به عنوان بند ج با دو تبصره به ماده 2 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب سال 1362 اضافه می گردد: ------------------------------------------ قانون الحاق دو تبصره به عنوان تبصره های 3 و 4 به ماده 9 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1362/2/13
ماده واحده - دو تبصره زیر به عنوان تبصره های 3 و 4 به ماده 9 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 13/2/1362 مجلس شورای اسلامی الحاق می گردد: قانون الحاق یک تبصره بعنوان تبصره یک به ماده 9قانون روابط موجرومستاجرمصوب 1362/2/13 ماده واحده -تبصره زیربعنوان تبصره 1به ماده 9قانون روابط موجر ومستاجرمصوب 13/2/1362مجلس شورای اسلامی الحاق وتبصره ماده بعنوان تبصره 2قرارمیگیرد. --------------------------------------------------------- قانون اصلاح تبصره یک مصوب 1364/6/28 ماده 9 قانون روابط موجر ومستاجرمصوب 1362/2/13 مجلس شورای اسلامی ماده واحده - تبصره یک مصوب 28/6/1364 ماده 9 قانون روابط موجر ومستاجرمصوب 13/2/1362 مجلس شورای اسلامی بشرح زیر اصلاح میگردد: ---------------------------------- قانون تمدید و اصلاح تبصره های 3 و 4 ماده 9 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1362/2/13 ماده واحده - تبصره های 3 و 4 ماده 9 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 13/2/1362 مجلس شورای اسلامی به شرح زیر تمدید و اصلاح می گردد: چهارشنبه 24 مهر 1392 :: 19:28 :: نويسنده : studentrights
قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1362
|
||
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید