|
درباره سایت به سایت گروه دانشکده حقوق خوش آمدید.مطالب مندرج در این وبگاه جهت استفاده فارغ التحصیلان و دانشجویان رشته حقوق طراحی و مختص به تحقیقات و مطالب درسی در مقاطع کارشناسی کارشناسی ارشد و دکتری بوده و به هیچ حزب یا گروهی وابسته نمیباشد. موضوعات
سهشنبه 07 آبان 1392 :: 02:12 :: نويسنده : studentrights
فارسی عمومی نثر و نظم و انواع آن سبکهای ادبی و صنایع شعری ) سخن یا کلام ادبی : مقصود اصلی از سخن تفهیم معانی مختلف و بیان حالات گوناگون است پس سخن یا کلام ادبی سخنی است آراسته به صنایع لفظی و معنوی بنحوی که در روح خواننده موثر افتد و حالاتی گوناگون را که مورد نظر گوینده یا نویسنده است را در خواننده ایجاد کند . اقسام سخن ادبی : بر دو قسم است یا نثر است یا نظم الف ) نثر : نثر در لغت بمعنی پراگندن و افشاندن است و در اصطلاح سخنی است مقید به وزن و قافیه (شعر و منظوم ) نباشد نثر و انواع آن : 1- نثر مرسل (ساده و روان ) 2- نثر مسجع (دارای سجع ) 3- نثر فنی و مصنوع (دشوار ) نثر مرسل : نثری است که آزاد و خالی از قید سجع باشد یعنی همین نثر معمول (رایج) و متداول روزگار ما اولین و آخرین و شایع ترین نثر رایج بعد از اسلام در نوع نثر مرسل است . کتابهای سیاست نامه (خواجه نظام الملک) کیمیای سعادت (محمد غزالی) قابوسنامه ( قابوس ابن وشمگیر ) ترجمه تاریخ طبری ( ابوعلی بلعمی) تاریخ بیهقی ( ابوالفضل بیهقی) نثر مسجع : به نثری اطلاق میشود که جمله های آن دارای سجع باشد . سجع در نثر بمنزله قافیه است در شعر . سجع در لغت عموما بمعنی آواز پرندگان و خصوصا آواز کبوتر فاخته است و در اصطلاح ادیبان ، آوردن کلمات هم وزن یا هم قافیه یا هم وزن و هم قافیه در پایان جمله هاست . و بعبارتی دیگر سجع آن است که کلمه های پایان جمله ها در وزن یا آخرین حرف اصلی (روی) یا هر دو موافق باشد . بنده آنی که در بند آنی هرچه نپاید دلبستگی را نشاید (نپاید و نشاید سجع) سجع نویسی : از شیوه های نویسندگی و سخن وری معمول و موافق و ملایم با طبیعت زبان عربی است و با زبان فارسی چندان سازگاری ندارد . بهمین دلیل است که از میان اینهمه سجع نویس فارسی کار چند نفر که از تعداد انگشتان یک دست هم تجاوز نمیکند خواندنی و مقبول و خواستنی از آب درآمده است . سجع نویسی در فارسی بطور رسمی از خواجه عبدالله انصاری شروع شد و بوسیله نویسندگانی چون نصراله منشی و نظامی عروضی و سعدی تداول و استمرار یافت و بهترین نمونه نثر مسجع فارسی کتاب گلستان سعدی است که با این عبارت شروع میشود : منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و بشکر اندرش مزید رحمت . از تعریفی که از سجع کردیم بنحوی برمی آید که سجع بر سه قسم است : 1- سجع متوازن 2- سجع مطرف 3- سجع متوازی
سجع متوازن : آنست که واژه ها در جمله ها در وزن متفق (موافق) اما در آخرین حرف اصلی (روی) مختلف باشند فلان را اصلی است پاک و طینتی است صاف دارای گوهری است شریف و صاحب طبعی است کریم سجع مطرف : آنست که کلمه ها در آخرین حرف اصلی (روی) یکی و در وزن متفاوت باشند هرکه را زر در ترازوست زور در بازوست آندم که تو دیدی غم نانی داشتم و امروز تشویش جهانی سجع متوازی : سجعی است که کلمات هم در وزن و هم در آخرین حرف اصلی (روی) مطابق باشند نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست ولیک شنیدن رواست هرچه نپاید دلبستگی را نشاید به اتفاق خردمندان سگ حق شناس به از آدمی ناسپاس نثر فنی و مصنوع : آمیزه و ترکیبی از نوع نثر مرسل و نثر مسجع و همراه با انبوه لغات و ترکیبات و امثال و اشعار غربی و احادیث نبوی و آیات قرآنی و متضمن اصطلاحات و تعبیرات خاص دانشهای رایج زمان بهترین و هنرمندانه ترین نمونه ها مربوط به دو قرن 6 و 7 است . قسمتهایی از کلیله و دمنه نصراله منشی و تاریخ جهانگشای جوینی و تاریخ وصاف ادیب عبداله شیرازی بنثر فنی است . نظم : سخنی است آهنگین و خیال انگیز که دارای وزن و قافیه باشد . نظم در لغت برشته کشیدن مروارید با دانه های جواهر است . واحد شعر بیت است که از دو مصراع حاصل می آید .مثال : از علی آموز اخلاص عمل /شیرحق را دان منزه از دغل پس حداقل سخن منظوم بیت است که از دو مصراع ساخته میشود و این مصراعها در شماره ،حرکتها و سکونها برابرند . قافیه : کلمات هماهنگ آخر ابیات است که حرف اصلی آخر آنها یکی است . این حرف اصلی را (روی) گویند . ردیف : در صورتیکه یک کلمه عینا در آخر همه اشعار تکرار شده باشند آنرا ردیف و کلمه پیش از آنرا قافیه گویند . بیش از این با خلق گفتن روی نیست بحر را گنجایی اندر جوی نیست
بیت و مصرع : وقتی هردو مصراع یک قافیه داشته باشد آن بیت را مصرع می نامند مثل تمام بیت های شاهنامه و مثنوی مولوی بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش زیک گوهرند چو عضوی بدرد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار مطلع و مقطع : بیت اول غزل و قصیده را مطلع و بیت آخر آنرا مقطع می گویند . انواع شعر فارسی : قصیده – غزل – مثنوی – رباعی – قطعه – مسمط – ترکیب بند – ترجیح بند – مستزاد – دو بیتی قصیده : نوع اشعاری است بر یک وزن و قافیه با مطلعی ( بیت اول ) که هر دو مصراع آن هم قافیه و در موضوعی معنی چون ستایش یا نکوهش ، تهنیت یا تعزیت ، شکوه یا شکایت ، پند و حکمت و ... ممکن است موضوع قصیده ای جنبه اجتماعی و اخلاقی و عرفانی داشته باشد . تعداد ابیات قصیده تقریبا طولانی است و شماره ابیات قصیده را بطور متوسط میان 20 تا 80 بیت گفته اند . قصیده پند و اندرز از سعدی :بس بگردید و بگردد روزگار / دل بدنیا در نبندد هشیار / ای که دستت میرسد کاری بکن پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار ..... در قصیده نظر شاعران بیشتر متوجه اشخاص و مقصودهای معین چون مدح و اندرز ، شادباش و تعزیت بزرگان زمان بوده و در موارد بسیاری به توصیف انبیاء و اولیای دین اختصاص یافته است . گاهی شاعر در پایان قصیده نام یا لقب خود را نیز می آورد که بدان تخلص گویند . غزل : در لغت معنی عشق بازی و حدیث عشق و عاشقی گفتن است و در اصطلاح شعرا اشعاری است بر یک وزن و قافیه بنحوی که در مصراع بیت مطلع و مصراعهای دوم سایر بیتها هم قافیه باشد . تعداد ابیات غزل بطور متوسط محدوذ میان 5 تا 15 بیت است . از بهترین غزلیات فارسی غزلیات سعدی ، حافظ و مولوی است . تو از هر در که باز آیی بدین خوبی و زیبایی / دری باشد که از رحمت بروی خلق بگشایی ملامت گوی بی حاصل ترنج از دست نشناسد / در آن معرض که چون یوسف جمال از پرده بنمایی مثنوی : اشعاری طولانی که دارای یک وزن است اما قافیه در هر بیت عوض میشود . تعداد ابیات مثنوی محدود نیست و از این رو برای بیان افسانه ها ، حماسه ، تاریخ و موضوعات عشقی بکار می رود . مثنوی های مهم عبارتند از مثنوی شاهنامه فردوسی ، مثنوی مولانا ، حدیقه الحقیقه ثنایی ، مثنوی ویس و رامین فخرالدین گرگانی و مثنویهای نظامی گنجوی سبکهای ادبی سبک عبارتست از شیوه و روش خاص که گوینده یا نویسنده مقاصد و ادراک خود را بدان طریق بیان میکند . سبکهایی که در شعر فارسی وجود دارد عبارتند از : سبک خراسانی – سبک عراقی – سبک هندی – سبک دوره بازگشت ادبی سبک خراسانی : بیشتر گویندگان این سبک از مردم خراسان بوده اند . این سبک به اشعار اولین دوره های بعد از اسلام اطلاق میشود چون دوره های سامانی ، سلجوقی و غزنوی . در سبک خراسانی اصل بر ساده گویی است و هرکلمه درست برای همان معنی وضع میشود که شاعر اراده کرده است . شعرای معروف این سبک عبارتند از : رودکی ، فردوسی ، عنصری ، منوچهری ، ناصرخسرو و فرخی و ... سبک عراقی : بیشتر گویندگان این سبک از مردم فارس ، اصفهان و عراق عجم ( همدان – اراک – ری – محدوده استان مرکزی ) بوده اند . این سبک به اشعار شعرای قرن ششم تا قرن دهم هجری اطلاق می شود چون خاقانی ، سعدی، حافظ ، جامی و ... در این دوره شعر از سادگی بمضامین عرفانی و صوفیانه متوجه میشود . سبک هندی : بیشتر گویندگان این سبک به آوردن مضمونهای دور از ذهن ، بازیک خیالی و تشبیهات نا مانوس شهره اند چون شاعران این دوره بیشتر در دربار پادشاهان ایرانی ساکن هندوستان نظیر اکبرشاه پرورش یافته با مضامین ادبی و اجتماعی هندوستان آشنایی دارد . سبک ایندسته از گویندگان بسبک هندی یا اصفهانی شهرت یافته است و قهرمانان این سبک صائب ، بیدل و ... است. سبک دوره بازگشت : در قرن 13 هجری شیوه تعبیر به تکلف گرائیده بود و میرفت تا سادگی بیان سبک خراسانی و عراقی به فراموشی سپرده شود . شعرای این قرن انقلابی در شیوه بیان ایجاد کردند و به سبک خراسانی و عراقی متمایل شدند . لذا از این پس شعرایی چون قائم مقام ، آذر بیگدلی ، ملک الشعرای بهار ، ایرج میرزا و عارف قزوینی پا بعرصه وجود نهادند و مشروطیت نیز تحولی در طرز بیان و گفتار بوجود آورد و ساده نویسی در نثر و آوردن مضامینی تازه و ساده در شعر رواج یافت . رواج سبک روزنامه نویسی از عوامل مهم این تحول در نثر بود . ادبیات چیست ؟ مفهوم لغوی و اصطلاحی ادبیات ) مفهوم لغوی ادبیات از ریشه دوحرفی (دب) گرفته شده و در زمان پهلوی بمعنی خوی ، پرورش ، نگارش ، عادات و امثال آن آمده است . صورتها و مشتقات دیگر این لغت (دب) دیبا ، دیوان . از این لغت در فارسی امروز دبستان و دبیرستان بمعنای جای تربیت و محل تشکیل خوی و عادت و مرکز آموختن خط (مکتب) و نیز دیبا و دیوان بر جای مانده است . این لغت امروز در معانی ذیل هم بکار میرود : دانش ، هنر ، حسن معاشرت ، احترام ، شرم ، ادب نفس ، ادب درس وآموختن مفهوم اصطلاحی : ادبیات خوی یا ملکه ای است که آدمی را از لغزش در رفتار و بیان بازمی دارد . در این تعریف نعمت رفتار تمام آداب اجتماعی و ویژگیهای اخلاقی را در بر میگیرد . موضوع ادبیات : رفتارهای فردی و اجتماعی – لغت – صرف – نحو – معانی – بیان – قافیه – عروض – بدیع – نغز – سخن سنجی – فلسفه – عرفان – هنر – اعتقادات – آداب و رسوم – روان شناسی – جامعه شناسی – انسان شناسی و ... است . فایده ادبیات : 1- ادبیات آدمی را از لغزش در رفتار و کردار باز می دارد و بسوی تذهیب و کمالجویی ترغیب میکند . 2- از رهگذر ادبیات آدمی می تواند احساسات ، عواطف ، دانشها و آگاهیهای خود را بدیگران برساند و از اندیشه ها و عواطف دیگران بهره مند شود . 3- زیبائی ها و زشتیها را بشناسد . دکتر زرین کوب ادب را اختصاصا چنین تعریف میکند : ادب مجموعه آثار مکتوبی است که بلندترین و زیباترین اندیشه ها و خیالها را در عالی ترین و بهترین صورتها به اقتضای احوال و طبایع ملتها و مناسبات سیاسی اجتماعی و اعتقادی آنها ، ارائه میکند . تفاوت میان زبان و ادبیات : زبان مجموعه الفاظی است که بعنوان یک دستگاه نظام یافته صوتی برای ایجاد ارتباط میان افراد یک اجتماع بکار می رود و از این حیث همه زبانهای ابتدایی و پیشرفته دارای ارزش مساوی است . آنچه موجب تمایز و اختلاف است فرهنگ و تمدن ادبیات آنهاست . زبان ادبیات مهمترین وسیله انتقال اندیشه ، احساس و تجربه است . فرضیه زبان و ادبیات زیرمجموعه فرهنگ در هر کشور و جامعه ای است لیکن زبان و ادبیات فارسی بنحوی با فرهنگ ایرانی آمیخته است که اگر بگوییم فرهنگ ما چیزی جز ادبیات نیست ، سخنی بگزاف نگفته ایم . آئین نگارش و گزارش نویسی : اگر نویسنده ای بتواند آنچه را که در ذهن دارد بی کم و کاست روی کاغذ بیاورد به نگارش دست زده است . پس مقصود از نگارش رسانیدن پیام نویسنده است به خواننده . بنابراین رعایت هر نکته ای که این پیغام را درست تر و زودتر بخواننده برساند شایسته خواهد بود . لیکن باید توجه داشت که رعایت سلیقه های مختلف در کار نگارش مشکلاتی را به بار می آورد و حال آنکه هر سلیقه ای باید پیرو اصول و موازین علمی و پذیرفته شده باشد . نگارش یک از وسایل مبادله اطلاعات و از مهمترین و مشکلترین آنهاست که بیشتر تصمیمهایی که مسئولان سازمانها میگیرند بر اساس گزارشهایی است که دریافت می کنند . حال اگر در تهیه و تنظیم آنها دقت نشود چه بسا که منشاء زیانهای مادی و معنوی می گردد. تنها در رهگذر نگارشها و گزارشهاست که می توان آرشیو مرتب و بایگانی منظم را در سازمانهای اداری و مراکز آموزشی بوجود آورد . از درون گزارشهاست که طرز فکر و حدوذد صلاحیت و مهارت مدیران و گزارشگران را می توان تشخیص داد. نکته مهم ) هر نوشته باید پاسخگوی دو مطلب اساسی باشد : 1- چه می خواهیم بنویسیسم 2- چگونه میخواهیم بنویسیم در مورد مطلب اول باید بدانیم که هدف ما چیست و چه فکرهایی را باید برای رسیدن بدان هدف فراهم آوریم . در مورد مطلب دوم لازم است شیوه نگارش را بیاموزیم . نوشته خوب یا روشن بازتاب طرح و نقشه ای است که صرف وقت را برای خواننده به حداقل برساند از این رو هیچ نوشته خوب و روشنی نیست که از یک فکر روشن مدد نگرفته باشد و بر اساس طرحی دقیق و منظم پی ریزی نشده باشد . برای رسیدن به این هدف ناگزیر باید مشکلات نگارش را شناخت و با طرح نقشه ای دقیق و در رهگذر مراحل چهارگانه گزارش نویسی امکانپذیر است آنها را برطرف سازیم . مشکلات نگارش : 1- نحوه خط و ابهامی که در بیشتر نوشته ها از نظر شیوه خط وجود دارد 2- املای لغات 3- رعایت قواعد دستور زبان 4- خط خوردگیهای احتمالی 5- ناهماهنگی الفاظ و جمله ها 6- انتخاب زمان مناسب 7- کشدار بودن مطالب 8- عدم ربط منطقی مطالب 9- ناآشنایی در بهره گیری نشانه ها مراحل چهارگانه نگارش یا گزارش : برای رهایی از علل و موانع یاد شده و انتقال افکار و اطلاعات بروشنی به خواننده ، ناگزیر باید مراحل چهارگانه زیر را در تنظیم هرنوع نوشته یا گزارش رعایت کرد : 1- تهیه و تدارک 2- طرح ربط منطقی مطالب 3- نگارش 4- تجدید نظر و اصلاح
1) مرحله تهیه و تدارک : پیش از آنکه به نوشتن آغاز کنیم باید تمام اطلاعات ، حقایق ، علل و عوامل مربوط به موضوع نگارش را در نظر آوریم و برای اینکار اندیشه را بکار گیریم و به نیکی دریابیم که همت ما در این نگارش یا گزارش چیست ؟ خواننده ما کیست ؟ چه اطلاعاتی از مطلب مورد گزارش یا نگارش دارد که در فهم مقصود به او یاری میدهد و چه اطلاعاتی باید به او داده شود که در نتیجه گیریهای نهایی برایش سودمند است ؟ آیا تمام اطلاعات و افکاری که باید در درون نوشته گنجانیده شود آمده است ؟ آیا نوشته خود را یک پیام ساده است یا باید به اجزای اصلی و فرعی تقسیم شود ؟ در این مرحله با توجه به مواد یاد شده لازم است : - کلیه مطالب و افکار مربوط به موضوع را که باید در طرح خود بگنجانیم جمع آوری کنیم - افکار لازم را خفظ و مطالب زائد را حذف نمائیم و چنانچه مطلبی فراموش شده است بر آن بیفزائیم - آن افکار را بی هدف و مقصد اصلی گزارش یا نگارش تطبیق دهیم . افکار اصلی و فرعی را مورد سنجش و ارزیابی قراردهیم و مرتبه آنها را از حیث تقدم و تاخر تعیین کنیم - در مرحله تهیه و تدارک تنها با فهرست افکار سر و کار داریم و هنوز زمان نگارش فرا نرسیده است - برای تنظیم فهرست افکار کافیست برای بیان یک فکر یا نظریه کامل فقط یکی دو کلمه اساسی بیاوریم
|
||