درباره سایت


به سایت گروه دانشکده حقوق خوش آمدید.مطالب مندرج در این وبگاه جهت استفاده فارغ التحصیلان و دانشجویان رشته حقوق طراحی و مختص به تحقیقات و مطالب درسی در مقاطع کارشناسی کارشناسی ارشد و دکتری بوده و به هیچ حزب یا گروهی وابسته نمیباشد.
موضوعات
پیشنهادهای دانشکده حقوق
چهارشنبه 24 مهر 1392 :: 13:38 :: نويسنده : studentrights

مقدمه علم حقوق )

اصطلاحات حقوقی :

حقوق عینی – حقوق شخصی – فن حقوق – قاعده حقوقی :1- الزام آور بودن

                                                                                   2- تضمین رعایت قاعده حقوقی از سوی حاکمیت

                                                                                   3- قاعده حقوقی کلی و عمومی است

                                                                                   4- حقوق نظام اجتماعی است

مفهوم حقوق : اصطلاح حقوق در معانی ذیل بکاررفته است :

1-      حقوق عینی : مجموعه قوانین و مقرراتی که برای تحقق عدالت و رشد مادی و معنوی از سوی مقام صلاحیت دار وضع میشود .

2-      حقوق شخصی : مجموعه امتیازات و قابلیتهایی که برای هرشخص برسمیت شناخته میشود و دیگران مکلف به رعایت آن هستند گفته میشود .مانند : حق حیات – حق آزادی – حق تعلیم و تربیت و حق مالکیت

علم حقوق :

دانشی که درباره قوائد و قوانین حاکم بر جامعه و حقوق و تکالیف اشخاص بحث میکند و به تحلیل ارزیابی و سیر تحول آن میپردازد ،بدین ترتیب در اصطلاح عام کسی که دانش حقوق را فراگرفته حقوقدان و در اصطلاح فقیه گفته میشود .

فن حقوق :

مرز جنبه نظری و عملی در علم حقوق ، مرز بین علم حقوق و فن حقوق است . بدین ترتیب فن حقوق را نزد قضات ، وکلاء دفاتراسناد رسمی میتوان دید.

قاعده حقوقی :

قاعده ای است که بمنظور ایجاد نظم و استقرار عدالت بر زندگی اجتماعی انسان حکومت دارد و اجرای آن از طرف دولت تضمین شده پس تکلیفی که پدر و مادر نسبت به نگهداری فرزند خود دارد و الزامی که شوهر درباره پرداخت نفقه زن دارد جنبه حقوقی داشته و حکمی که آن را مقرر میدارد قاعده حقوقی است .

اوصاف قاعده حقوقی :

برای قواعد حقوق اوصاف گوناگون شمرده اند . این خصوصیتها عبارتند از :

1-      قاعده حقوقی الزام آور است :

برای استقرار نظم و عدالت باید رعایت قواعد حقوقی اجباری باشد . بدون شک در خصوصیت الزام آوربودن درجات مختلفی وجود دارد و همه قواعد از این حیث یکسان نیستند . بعبارت دیگر رعایت پاره ای از اصول بطور مطلق الزامی است و در هیچ صورت گریزی از آن نیست و در مقابل پاره ای از قواعد زمانی اعمال میشوند که طرفین خلاف آنرا توافق نکرده باشند .مثال : تعیین مهریه (حالت اول ) پرداخت مهریه (حالت دوم )

گروه نخست را امری و دسته دوم را تکمیلی یا تفسیری نامیده اند .

تفاوت امری و تفسیری :

این تفاوت فقط در شرایط اجرای قوائد است و هرگاه شرط اجرای قواعد تکمیلی (نبودن پیمان مخالف ) نیز محقق شود در اجباری بودن چیزی از قواعد امری کم ندارد .

2-      رعایت قاعده حقوقی از طرف دولت تضمین شده است :

قاعده ای که اجرای از طرف دولت تضمین نشود در شمار قواعد حقوقی نمیتوان آورد زیرا اگر اشخاص در اجرای آن آزاد باشند و در برابر تخلف مکافاتی نبینند چگونه میتوان ادعا کرد که نظمی در جامعه وجود دارد .

وسایل اجبار قواعد حقوقی )

اجباری که با قواعد حقوقی همراه است بصورتهای گوناگون جلوه دارد :

1-      کیفر متجاوزان : ساده ترین وسیله اجبار اشخاص مجازات کسانی است که از فرمان قانون سرپیچی کرده اند . کیفر قانون ممکن است مربوط به شخص متجاوز باشد مانند اعدام و حبس ، و ممکن است مربوط به اموال او باشد .

2-      اجرای مستقیم قاعده حقوقی : گاه قواعد حقوقی بطور مستقیم توسط قوای عمومی اجرا میشود بعنوان مثال غاصبی که مال دیگری را بزور تصرف کرده بحکم دادگاه از آن ملک اخراج میشود یا مال بدهکاری که از پرداخت دین خود امتناع میورزد از اموالش استیفاء و به طلبکار داده میشود . یا کودکی که خانه پدری را ترک کرده بدستور دادگاه به اقامتگاه خود بازگردانیده میشود .

3-      بطلان اعمال حقوقی : در پاره ای از موارد اجبار اشخاص بصورت بطلان اعمال خلاف آنها انجام میشود چنانکه صلحنامه ای که بصورت سند رسمی درنیامده در دادگاه پذیرفته نیست یا طلاقی که نزد دونفر شاهد عادل بیان نشود در نظر قانون اعتبار ندارد .

4-      مسئولیت مدنی : کسی که در اثر تجاوز به قواعد حقوقی بدیگران ضربه و ضرر زده است ، باید آنرا جبران کند یعنی مسئولیتی که از این راه ایجاد میشود وسیله اجبار او به اطاعت از قانون است .این نکته را باید دانست که گاهی تجاوز از قواعد حقوقی با دو یا چند وسیله گوناگون ضمانت اجرا می یابد .(نفقه)

بعنوان مثال دزدی که اموالی را بسرقت برده و آنرا تلف کرده باید زیان مالک را جبران کند و مجازات سرقت را نیز متحمل شود .

3-      سومین ویژگی قاعده حقوقی کلی و عام بودن آن است :

منظور این است که قواعد حقوق بهنگام وضع شدن مقید به فرد یا اشخاص معین نباشد و مفاد آن با یک بار انجام شدن از بین نرود هرچند که در آن یک یا چند نفر مشمول مقررات آن شوند . کلی بودن قواعد حقوقی از صفات اساسی آن است زیرا برای اینکه حقوق بتواند به هدف نهایی خود برسد باید مقید به شخص خاصی نباشد .

قانونگذار نمیتواند برای هریک از اعضای جامعه حکم خاصی مقرر کند لذا ناچارا قواعد باید بدون توجه به خصوصیتهای فردی وضع شوند و این یعنی قانون جنبه عمومی دارد بهمین منظور اجرای قانون موکول به انتشار در روزنامه رسمی شده است . از لزوم تساوی مردم در مقابل قانون (اصل 20 قانون اساسی) و اصل حکومت قانون ( اصل 58 قانون اساسی) نیز اساسی بودن این صفت مستفاد میشود .

4-      اجتماعی بودن نظام حقوقی :

زندگی دو چهره فردی و اجتماعی دارد . انسان نیازمندیهای خاص دارد که در قلمرو حقوق نیست . پاکی وجدان ،تامین سلامت روح و جسم  و رفع نقیصه های بشری با اخلاق است ولی اداره زندگی اجتماعی انسان را حقوق بر عهده دارد .

اگر در حقوق گاهی به اعمال انسان و نیت وی توجه شود بخاطر اثری است که در اجتماع دارد .



چهارشنبه 24 مهر 1392 :: 13:28 :: نويسنده : studentrights

علم صرف :

صرف در لغت بمعنای تغییر دادن و عوض کردن است و در اصطلاح علمی است که گفتگو میکند از تغییر کلمه بصورتهای مختلف که از تغییر شکل معنای جدیدی بدست می آید .

مثال : نصر (یاری کرد) ینصر ( یاری میکند) انصر ( یاری کن ) ناصر (یاری کننده )

فلذا گویند کلمه نصر صرف شده  است .

موضوع علم صرف :

موضوع این علم کلمه است زیرا این علم فقط درباره ساختمان و خصوصیات کلمه بحث میکند .

تعریف لفظ و کلمه :

هرصوتی که از دهان خارج شده و تکیه بر مخارج حروف داشته باشد را لفظ گویند . لفظ بر دونوع است :

1-      لفظ مستعمل : لفظی است که دارای معنا باشد مانند : قلم ، کتاب

2-      لفظ مهمل : لفظی است که دارای معنا نباشد مانند : ملم در برابر قلم

انواع کلمه :

کلمه بر سه قسم است : اسم – فعل – حرف

اسم : کلمه ایست که دارای معنای مستقلی باشد بدون قید زمان مانند : علم ، باب ، ارض ...

بعضی از علامات ظاهری اسم : (ال) مثل : الکتاب   (تنوین)  (ه) نصره  (حروف جاره) : فی ،من،الی،علی   غالب کلماتی که به (اء) ختم شده اند : حمراء،صفراء  غالب کلمات سه حرفی ساکن وسط : صبر،نصر

فعل : کلمه ایست که دارای معنای مستقل باشد همراه با قید زمان مانند : ذهب،اذهب،یذهب

بعضی از نشانه های ظاهری فعل :

حرف (قد ، س ، سوف ، لم ، لما ،لا) اول هر کلمه ای قرارگیرند آن کلمه فعل است و هر کلمه ای که به (ت) ختم شود .

حرف : کلمه ایست که معنی مستقیمی ندارد و برای ایجاد ارتباط بین کلمات دیگر بکار می رود مانند : فی ، من ، لا (حروف جاره)

تبصره : از میان اقسام کلمه فقط اسم و فعل حرف میشوند البته فعل بیشتر از اسم ولی حرف همیشه صورت و شکلش ثابت است و لذا در علم صرف از حرف بحث نمیشود و هرکجا در این علم لفظ کلمه استعمال شود منظور فقط اسم و فعل است .

تقسیمات فعل :

فعل ازجهت حروف اصلی :

1-      ثلاثی : فعل یا اصلش 3 حرف است مانند : ضرب که به آن ثلاثی میگویند .

2-      رباعی : فعل که اصلش 4 حرف باشد مانند : زلزل،دحرج که به آن رباعی گویند .

ثلاثی مجرد : هرکدام از این افعال اگر تنها باشد یا حرف زیادی نداشته باشد به آن مجرد میگویند : قتل،کتب

ثلاثی مزید : اگر غیر از حروف اصلی حرف یا حروف زائد دیگری هم داشته باشد به آن مزید میگویند:ضارب

رباعی مجرد : هرکدام از این افعال اگر تنها باشند یا حروف زائدی نداشته باشند به آن مجرد میگویند :زلزل

رباعی مزید : اگر غیر از حروف اصلی حرف زیادی یا زائدی داشته باشند به آن مزید میگویند :تزلزل

 

فعل ازنظر زمان : ماضی ، مضارع ، امر

ماضی : فعل دلالت بر زمان گذشته میکند که به آن ماضی میگویند و همچنین هیچیک از حروف مضارعه (ی- ت – ن ) اول آن نیامده باشد .مثل : رجع ، کتب

مضارع : دلالت بر زمان حال و آینده میکند و یکی از حروف مضارعه در اول آن بیاید . مانند :یرجع ، تکتب

امر : دلالت بر طلب میکند که به آن امر میگویند . مانند : اکتب

فاعل و فعل :

فاعل همان کننده و انجام دهنده کار است و آن یا حاضر نیست که به آن غایب میگویند (او،آنها) و یا حاضر است که به آن مخاطب میگویند مثل (تو ، شما) و یا خود گوینده است که به آن متکلم میگوییم.هرکدام از غایب و حاضر و مخاطب یا مرد است که به آن مذکر گویند و یا زن است که به آن مونث گویند و هریک از مذکر و مونث یا یکی است که به آن مفرد و یا دوتا که به آن مثنی و یا چند تا است که به آن جمع میگوییم و متکلم نیز یا فعل را بخود نسبت میدهد که به آن متکلم وحده گویند و یا به خود و دیگری نسبت میدهند (مع الغیر) و لذا هر فعل در عربی 14 صیغه دارد که از این قرار است :

شش صیغه غایب ( 3 تا مذکر و 3 تا مونث ) شش صیغه مخاطب ( 3 مذکر و 3 مونث ) دو صیغه متکلم وحده و مع الغیر



دوشنبه 22 مهر 1392 :: 19:06 :: نويسنده : studentrights

1- مالیه عمومی دکتر رضا موسی زاده (نشر میزان)

2- حقوق جزای عمومی دکتر محمد علی اردبیلی (نشر میزان)

3- قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/2/1 اسماعیل ساوالانی (نشر میزان)

4- حقوق تجارت 1 دکتر ربیعا اسکینی (نشر سمت)

5- حقوق مدنی 1 اشخاص و محجورین دکتر سیدحسن صفایی - دکتر سید مرتضی قاسم زاده (نشرسمت)

6 - بایسته های حقوق اساسی دکتر سید ابوالفضل قاضی (شریعت پناهی) - (نشرمیزان)

7- مقدمه علم حقوق دکتر حسن ره پیک (نشر خرسندی)

8 - ReadingSkillfully 1  اکبرمیرحسنی - نویدرحمانی (انتشارات زبانکده)

9- مجموعه قوانین کاربردی مجد دکترسیدعباس حسینی نیک (انتشارات مجد)



صفحه قبل1...161718صفحه بعد

نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران