|
درباره سایت به سایت گروه دانشکده حقوق خوش آمدید.مطالب مندرج در این وبگاه جهت استفاده فارغ التحصیلان و دانشجویان رشته حقوق طراحی و مختص به تحقیقات و مطالب درسی در مقاطع کارشناسی کارشناسی ارشد و دکتری بوده و به هیچ حزب یا گروهی وابسته نمیباشد. موضوعات
چهارشنبه 24 مهر 1392 :: 13:28 :: نويسنده : studentrights
علم صرف : صرف در لغت بمعنای تغییر دادن و عوض کردن است و در اصطلاح علمی است که گفتگو میکند از تغییر کلمه بصورتهای مختلف که از تغییر شکل معنای جدیدی بدست می آید . مثال : نصر (یاری کرد) ینصر ( یاری میکند) انصر ( یاری کن ) ناصر (یاری کننده ) فلذا گویند کلمه نصر صرف شده است . موضوع علم صرف : موضوع این علم کلمه است زیرا این علم فقط درباره ساختمان و خصوصیات کلمه بحث میکند . تعریف لفظ و کلمه : هرصوتی که از دهان خارج شده و تکیه بر مخارج حروف داشته باشد را لفظ گویند . لفظ بر دونوع است : 1- لفظ مستعمل : لفظی است که دارای معنا باشد مانند : قلم ، کتاب 2- لفظ مهمل : لفظی است که دارای معنا نباشد مانند : ملم در برابر قلم انواع کلمه : کلمه بر سه قسم است : اسم – فعل – حرف اسم : کلمه ایست که دارای معنای مستقلی باشد بدون قید زمان مانند : علم ، باب ، ارض ... بعضی از علامات ظاهری اسم : (ال) مثل : الکتاب (تنوین) (ه) نصره (حروف جاره) : فی ،من،الی،علی غالب کلماتی که به (اء) ختم شده اند : حمراء،صفراء غالب کلمات سه حرفی ساکن وسط : صبر،نصر فعل : کلمه ایست که دارای معنای مستقل باشد همراه با قید زمان مانند : ذهب،اذهب،یذهب بعضی از نشانه های ظاهری فعل : حرف (قد ، س ، سوف ، لم ، لما ،لا) اول هر کلمه ای قرارگیرند آن کلمه فعل است و هر کلمه ای که به (ت) ختم شود . حرف : کلمه ایست که معنی مستقیمی ندارد و برای ایجاد ارتباط بین کلمات دیگر بکار می رود مانند : فی ، من ، لا (حروف جاره) تبصره : از میان اقسام کلمه فقط اسم و فعل حرف میشوند البته فعل بیشتر از اسم ولی حرف همیشه صورت و شکلش ثابت است و لذا در علم صرف از حرف بحث نمیشود و هرکجا در این علم لفظ کلمه استعمال شود منظور فقط اسم و فعل است . تقسیمات فعل : فعل ازجهت حروف اصلی : 1- ثلاثی : فعل یا اصلش 3 حرف است مانند : ضرب که به آن ثلاثی میگویند . 2- رباعی : فعل که اصلش 4 حرف باشد مانند : زلزل،دحرج که به آن رباعی گویند . ثلاثی مجرد : هرکدام از این افعال اگر تنها باشد یا حرف زیادی نداشته باشد به آن مجرد میگویند : قتل،کتب ثلاثی مزید : اگر غیر از حروف اصلی حرف یا حروف زائد دیگری هم داشته باشد به آن مزید میگویند:ضارب رباعی مجرد : هرکدام از این افعال اگر تنها باشند یا حروف زائدی نداشته باشند به آن مجرد میگویند :زلزل رباعی مزید : اگر غیر از حروف اصلی حرف زیادی یا زائدی داشته باشند به آن مزید میگویند :تزلزل
فعل ازنظر زمان : ماضی ، مضارع ، امر ماضی : فعل دلالت بر زمان گذشته میکند که به آن ماضی میگویند و همچنین هیچیک از حروف مضارعه (ی- ت – ن ) اول آن نیامده باشد .مثل : رجع ، کتب مضارع : دلالت بر زمان حال و آینده میکند و یکی از حروف مضارعه در اول آن بیاید . مانند :یرجع ، تکتب امر : دلالت بر طلب میکند که به آن امر میگویند . مانند : اکتب فاعل و فعل : فاعل همان کننده و انجام دهنده کار است و آن یا حاضر نیست که به آن غایب میگویند (او،آنها) و یا حاضر است که به آن مخاطب میگویند مثل (تو ، شما) و یا خود گوینده است که به آن متکلم میگوییم.هرکدام از غایب و حاضر و مخاطب یا مرد است که به آن مذکر گویند و یا زن است که به آن مونث گویند و هریک از مذکر و مونث یا یکی است که به آن مفرد و یا دوتا که به آن مثنی و یا چند تا است که به آن جمع میگوییم و متکلم نیز یا فعل را بخود نسبت میدهد که به آن متکلم وحده گویند و یا به خود و دیگری نسبت میدهند (مع الغیر) و لذا هر فعل در عربی 14 صیغه دارد که از این قرار است : شش صیغه غایب ( 3 تا مذکر و 3 تا مونث ) شش صیغه مخاطب ( 3 مذکر و 3 مونث ) دو صیغه متکلم وحده و مع الغیر
|
||