|
درباره سایت به سایت گروه دانشکده حقوق خوش آمدید.مطالب مندرج در این وبگاه جهت استفاده فارغ التحصیلان و دانشجویان رشته حقوق طراحی و مختص به تحقیقات و مطالب درسی در مقاطع کارشناسی کارشناسی ارشد و دکتری بوده و به هیچ حزب یا گروهی وابسته نمیباشد. موضوعات
شنبه 19 فروردین 1396 :: 11:32 :: نويسنده : studentrights
حقوق خوانده های بی حقوق !!!!
سخن درباره دههاهزار فارغالتحصیل رشته حقوق است کسانی که با امید و آرزوهای زیاد و تلاش زیادتر، در بین رشتههای علوم انسانی موفق به تحصیل ...
سخن درباره دههاهزار فارغالتحصیل رشته حقوق است کسانی که با امید و آرزوهای زیاد و تلاش زیادتر، در بین رشتههای علوم انسانی موفق به تحصیل در رشته حقوق شدهاند تا در یکی از کارهای مربوط با همین رشته مشغول به فعالیت شوند. از دیرباز حرفه وکالت در جامعه ازجمله شغلهای مناسب محسوب میشد و اغلب مردم این شغل را پردرآمد تصور میکردند. اما امروزه باوجود فارغالتحصیلان روزافزون رشته حقوق و جذب آنها به بازار وکالت اوضاع با گذشته بسیار متفاوت شده و حتی وقتی پای درددل اغلب وکلا و مشکلاتشان مینشینیم آن روی سکه اشتغال این گروه نمایان میشود.در شرایط فعلی فارغالتحصیلان حقوق باید در کسوتهای، قضاوت، وکالت، سردفتر اسناد رسمی یا سردفتر ازدواج و طلاق بهکارگیری شوند. این در شرایطی است که از آخرین آزمون سردفتری اسناد رسمی بیش از ۱۰سال میگذرد؛ در سال ۹۴صحبتهایی مبنی بر برگزاری این آزمون به گوش رسید و باوجود امیدوارشدن فارغالتحصیلان حقوق، برگزاری این آزمون به واقعیت نپیوست. در رشته قضاوت اوضاع کمی بهتر است به لطف پیگیریهای قوه قضاییه و یاری دولت و مجلس برای جبران کمبود قاضی، دو سه سالی است که سالانه ۸۰۰ نفر از طریق آزمون تصدی منصب قضا جذب میشوند که این امر، قدمی روبهجلو هم برای رفع نیاز دستگاه قضا و هم برای استفاده از ظرفیت بخشی از جوانان حقوقخوانده و مستعد تصدی منصب قضا است. البته کارشناسان نقدهایی هم به این آزمون وارد میدانند که ازجمله آنها میتوان به فاصله زمانی زیاد بین مراحل مختلف آزمون اشاره کرد.
بعد از پایان ثبتنامها مشخص میشود که بهطورمثال در کانون گیلان ۳هزار نفر ثبتنام کردهاند ولی تعداد داوطلبان کانون گلستان به هر دلیلی ازجمله ظرفیت جذب پایین، ۱۰۰۰ است. در این صورت، افراد زیادی خواهند بود که باوجود نمره کسب نمره بالا در کانون گیلان فقط بهدلیل رقابتیتر بودن آزمون و همچنین محدودیت ظرفیت پذیرش، نمیتوانند کارآموز وکالت شوند درحالیکه اگر در گلستان امتحان میدادند قبول میشدند. این اتفاق در دیگر کانونهای وکلای سراسر کشور نیز رخ میدهد. حدود ۲۰۰۰-۱۵۰۰ نفر هم از طریقی که گفته شد پذیرفته میشوند و کسانی که مردود میشوند، اعم از کسانی که با نمره بالا و توانایی علمی زیاد رد شدهاند یا نمره پایینی داشتهاند، به جمع ۶۰هزار داوطلب آزمون وکالت سال بعد میپیوندند؛ ۶۰هزار نفری که ۷۰هزار تومان هزینه هرساله آزمون وکالت، برای آنها در مقابل وقت، انرژی و عمری که در این راه گذاشتهاند، هیچ بهحساب میآید.
آنان که جذب حرفه وکالت میشوند در عمل به علت نبود بازار کار دچار بیکاری، افسردگی و حتی انحرافات صنفی میشوند. متاسفانه نظام آموزشی کشور ما تعداد زیادی از دیپلمها را بدون مطالعه و نیازسنجی وارد رشته حقوق کرده است، درحالیکه بازار کار ما چنین ظرفیتی را ندارد. درحالحاضر بازار کار مناسبی وجود ندارد و ما اکنون با مشکل اشتغال وکلا روبهرو هستیم که باید برای آن فکری شود. تعداد زیادی از وکلای ما درآمد کافی و دفتر ندارند، بهویژه زنان وکیل که با مشکلات حرفهای نیز روبهرو هستند، بنابراین امیدواریم در این زمینه چارهای اندیشیده شود.
گرچه سطح پایین آموزشهای دانشگاهی واقعیتی انکارناپذیر است اما این واقعیت نمیتواند توجیهگر آزمون غیرمتعارف وکالت با قبولی یک نفر از هر ۳۰ یا ۴۰ نفر متقاضی باشد؛ بلکه میتوان با پیشبینی آزمونی متعارف که بهصورت سالانه برگزار میشود و حذف ظرفیتهای اندک کنونی این امکان را فراهم کرد که دانشآموختههای حقوق به هر تعداد، در صورت کسب حدنصاب علمی در آزمونهای سالانه بتوانند به شغل وکالت دست یابند. سوم اینکه باید اقرار کرد که حذف ظرفیت و ملاک قرار دادن حدنصاب علمی برای ورود به عرصه وکالت با این اشکال روبهرو است که میتوان با افزودن برشدت سختی آزمون، در عمل تعداد ورودیهای عرصه وکالت را بازهم ناچیز کرد. ولی این ایراد نیز با سپردن تمام مرحلههای برگزاری آزمون (اعم از طرح سوالات، برگزاری و اعلام نتایج) به یک نهاد بیطرف و منسجم علمی مانند سازمان سنجش قابلحل است. همچنین جوانانی که حداقل ۴ سال از بهترین ایام عمر خود را برای کسب دانش در رشته حقوق گذراندهاند و موفق به کسب لیسانس حقوق شدهاند، نباید پاسخگوی بیبرنامگی آموزش دولت و نهادهای آموزشی باشند. اینکه دانشگاههای دولتی و غیردولتی در سالهای گذشته به پذیرش تصاعدی دانشجو و تکثیر مدارک دانشگاهی پرداختهاند، مجوزی نیست که بتوان به استناد آن بار این تصمیمهای غلط و رقابت اقتصادی دانشگاهها در مدارک را بر دوش دانشآموختگان حقوق گذاشت.
|
||